
از زمانه كه اين روزها دورم، اما نه اينقدر كه تو گمان كردهاي! دمت گرم رفيق! تيتر را ديدهاي و هنوز مطلب را نخوانده، در دلت ضمن بار كردن دو تا ليچار، داري خطابم ميكني: تو ديگه چقدر پرتي از مرحله!
الباقي حرفهايت را بگذار خودم بگم: به امام دهم ما در عرصه مجازي اهانت شد، افسران جوان جنگ نرم آمدند و مردانه عليه هتاكين ايستادند و فضا حتيالمقدور برگشت و نسبتاً همه چيز به خير و خوشي تمام شد و عدو سبب خير شد و امام هادي(ع) از غربت درآمد و احاديث ايشان نقل محافل شد و كار رسيد به يك جاي خوش، في الحال خيلي بيشتر از اينكه بدانيم امام عليالنقي(ع) امام چندم است، ايشان را ميشناسيم و الحمدلله اهل اهانت هم ديگر فتيله را پايين كشيدهاند و…
به خداي لاشريك همين حرفهاي تو بود كه نزديك بود به جاي «جانم فداي امام هادي» تيتر بزنم:«يادش به خير! امام هادي». اما خب، ميداني! امام هادي هميشه امام هادي است و «يادش به خير» و اين حرفها ندارد. بيا كمي نزديكتر! راستش را بخواهي اين روزها دلم براي امام عليالنقي(ع) تنگ شده. گوشت با من هست يا نه؟ آخه خيلي تنگ شده!
تو حرفهايت را زدي، حالا بگذار من حرفهايم را بزنم: آيا حتماً بايد به معصوم اهانت شود تا ما دست به كار شويم؟! آيا همه هنر ما «واكنش» است؟! آيا در مقام كار ايجابي نبايد اندكي «كنش» داشته باشيم؟! اصلاً يه سؤال خودموني! دلت براي اون دههاي كه توي سايبر براي امام هادي(ع) بزرگداشت گرفته بوديم، تنگ نشده؟! براي خود امام دهم چي؟!
حالا بگذار حرفهاي قشنگ قشنگ بزنم: فرض كن ايستادهاي در پل صراط و كار و بارت هم حسابي گيره! از كجا معلوم، يك انسان آسماني نيايد و واسطهات نشود؟ از كجا معلوم يك معصوم عاشق جلو نيايد و از خدا نخواهد كه از فلان گناه و بهمان خبط اين بنده بگذر! از كجا معلوم؟ اصلاً از كجا معلوم؟ بعد تو داري به اين فكر ميكني كه اين فرد محترم يعني چه كسي ميتواند باشد؟! بعدتر همين فرد محترم، به تو ميگويد: آخرالزمان عدهاي عليه من زبان به توهين و ناسزا باز كردند، اما جماعتي بيهيچ ادعايي به ميدان آمدند و از مقام من دفاع كردند. يكي از آن مدافعين، تو بودي. در عوض آن دفاع، حالا نوبت من است كه دست تو را بگيرم. من امام هاديام.
آري! ميشود آرزوهاي قشنگ قشنگ داشت، ميشود به جاي واكنش، كنش داشت و به جاي كار سلبي، دست به كار ايجابي زد. ميشود براي بزرگداشت امام حسن عسكري(ع) خيلي كارها كرد. براي بزرگداشت امام جواد(ع)، خود امام هادي(ع). حتماً كه نبايد ما دنبال ديگران راه بيفتيم. همين ماه رمضوني! يه جورايي اين ماه، ماه امام حسن(ع)ماست. كريم اهل بيت(ع) كه اونقدر كريم بود حتي كربلا رو هم بخشيد به حسين(ع) و البته دو ابن الحسن را. همه ۱۴ معصوم نور واحدند. ما وقتي توي سايبر يه حديث از امام حسن (ع) نقل ميكنيم، هيچ منافاتي نداره اين باشه تيترش:«جانم فداي امام هادي(ع).»
حالا يه حديث من از امامحسن(ع) نقل ميكنم، يكي هم تو برو پيدا كن و جفتمون قول بديم عمل كنيم به احاديث اولياي دين. امام دوم ما ميفرمايند:«كسى كه در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نكند، چون خدا را بخواند، من ضامن اجابت دعاى او هستم.»
اين را هم بگم و برم. حضرت فاطمه زهرا (س) خيلي امام حسن(ع)رو دوست دارن. خيلي! ماه رمضان بر همه شما مبارك، اما ميدونين چيه؟ من هنوز رو حرفم هستم. حرف تيترمو ميگم:«جانم فداي امام هادي(ع).»
آهان! نزديك بود يادم بره كه بهت بگم: بيامام زمان(عج) همه مون دوريم از زمونه! ببيني «آقا» كجا امشب روزهشون رو باز ميكنه؟ آ… خدا!
اينم بگم، اين دفعه قول ميدم حتماً برم، گفتم قول! خودت برو توي گوگل، «حديثي از…» را سرچ كن! اين مياد:«حديثي از امام هادي(ع)». اما به تيتر دست نميزنم، خيالت تخت!