
جوانهاي خوب كشورمان اما با وجود پارهاي چالشهاي مديريتي، در عرصههاي گوناگون خوش درخشيدهاند و تصوير تمامعياري از يك انسان ارزشي را با تمسك به الگوهاي كامل ملي و مذهبي به نمايش گذاشتهاند. اين جوانان اما مطالباتي هم دارند.
اگرچه اين ۲۵ ميليون جوان ايراني چندي است صاحب وزارتخانه هم شدهاند؛ وزارتخانهاي كه به طور كامل متعلق به آنها نيست بلكه شريك پر سر و صدا و جاه طلبي همچون ورزش دارند كه گاهي حتي سهم آنها را به طرف خود ميكشد و هزاران سؤال را در ذهن جوان ايراني باقي ميگذارد. براي يافتن پاسخ برخي از اين سؤالها و چالشها به سراغ معاونت ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان رفتيم تا به نمايندگي از يك جمعيت ۲۵ميليوني چالشهاي حوزه جوانان را با وي مطرح كنيم و جواب بگيريم. بسياري از سؤالاتمان چالشي و انتقادي بود پس بايد آستانه تحمل مهندس محمدصادق اكبري را ميسنجيديم.
وي اما با لبخند گفت كه تاب پذيرش انتقاد را دارد. «جوان» در آستانه برگزاري جشنواره ملي حضرت علياكبر(ع) و در اوج شلوغي كار معاونت جوانان در همان ساختمان خيابان سايه كه از سازمان ملي جوانان به وزارت ورزش و جوانان به ارث رسيده است مهمان معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان شد و وي با سعهصدري نسبي و در حد فرصت كوتاهي كه داشت به سؤالات ما پاسخ داد. سؤالاتي كه شايد ذهن شما را هم با خود درگير كرده باشد.
آقاي اكبري! چه شد كه بر جايگاه معاونت ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان تكيه زديد؟ كمي از سوابق خودتان براي ما بگوييد.
من از ارديبهشتماه سال ۸۵ وارد سازمان ملي جوانان شدم. قبل از آن هم به دليل خدمت در وزارت آموزش و پرورش عمده كارها و فعاليتهاي من در حوزه جوانان بود و مسئوليتهای اداري و اجرايي مختلفي را داشتم. از معلم و مربي تربيتي گرفته تا ساير جايگاههاي اداري و اجرايي و تقريباً در تمام طول اين مدت از سال۶۰ تا به حال، با جوانها كار ميكنم.
در سال ۸۵ نيز وارد سازمان ملي جوانان شدم و در سمت مديركل حقوقي امور مجلس و استانها قرار گرفتم. پس از هشت ماه فعاليت در اين جايگاه، پايان آن سال مصادف با تغييراتي در رياست سازمان شد كه با رياست جناب آقاي حاجعلي اكبري و به دستور ايشان، مديركل حوزه رياست روابط عمومي و امور بينالملل سازمان شدم. پس از يك سال هم در سمت معاون طرح و برنامه و هماهنگي دستگاههاي سازمان ملي جوانان قرار گرفتم. با پيش آمدن بحث ادغام و تشكيل وزارتخانه به دستور دكتر عباسي اما وارد اين بخش شدم و مسئوليت معاونت ساماندهي امور جوانان را پذيرفتم.
حدود يك سالي از مسئوليت شما در سمت معاونت ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش وجوانان ميگذرد، در اين مدت وزارتخانه تازهتأسيس ورزش و جوانان در حوزه جوانان به شدت كمكار بوده است. چرا؟ ما بلافاصله بعد از ورود به وزارتخانه تلاش كرديم بحثهاي ساختاري و مبنايي را در زمان كوتاهي كه از سال گذشته باقي مانده بود دنبال و مأموريت حوزه جوانان را شفاف كنيم. وقتي صحبت از حوزه جوانان ميشود، اغلب نگاهها به سمت جوانان و گستردگي و تنوع نيازهايشان ميرود، اما بايد مشخص كنيم كه جوانان يك قشر ارزشمند، پويا و تأثيرگذار در سرنوشت كشور هستند. طبيعي است اين قشر نيازهاي متعدد و متنوعي دارند كه در هيچ كشوري يك سازمان به صورت متمركز نميتواند رافع اين نيازها باشد، به همين دليل ما معتقديم مسائل جوانان فرابخشي است زيرا جوان نياز به آموزش، رفاه، سلامت، اشتغال، مسكن و بسياري مسائل متنوع ديگر دارد و روح حاكم بر تمام اين نيازها تقويت هويت و ارتقاي آن است.
بنابر اين قرار نيست كه يك مركزي به نام سازمان ملي جوانان يا معاونت جوانان وزارت ورزش و جوانان اين نيازها را مرتفع كند.
اما چنين مركزي ميتواند مشكلات حوزه جوانان را رصد كند و براي حل آنها با ساير دستگاهها ذيربط تعامل داشته باشد.غیر از این است؟
بله، از همان زمان نگاه بر اين بود كه يك جايي به عنوان مركز ديدهباني هوشمند نظام، حوزه جوانان را رصد و براساس آن سياستگذاري و برنامهريزي كند تا در تعامل دستگاهها اين عمليات صورت گيرد.
در حال حاضر هم ساختارهاي كلاني در كشور ما به وجود آمده است كه به راستي در مقايسه با كشورهاي ديگر بينظير است و در هيچ كجاي دنيا نگاه به حوزه جوانان به اين عمق و دقت نيست. در حال حاضر ما ساختار شوراي عالي جوانان را داريم كه بالاترين نهاد سياستگذاري كشور است و شخص رئيسجمهور رياست اين شورا را بر عهده دارد. همچنين تركيب اين شورا را ۲۲ نفر از وزرا و معاونان رئيسجمهور و رؤساي سازمانهای مرتبط با امور جوانان تشکیل میدهند كه به تناسب موضوعات مختلف، اين شورا تشکیل جلسه داده و مباحث كلان حوزه جوانان را بررسي ميکنند. در حال حاضر ۳۳ جلسه شوراي عالي جوانان از سال ۷۱ تشكيل شده كه این حوزه مصوبات مختلفي هم داشته است.
ستاد ملي ساماندهي امور جوانان ساختار ديگري است كه در حال حاضر به رياست وزير ورزش و جوانان و با درگيري معاونت ساماندهي امور جوانان به فعاليت ميپردازد و از زمان تشكيل وزارتخانه نيز شش جلسه ستاد ملي ساماندهي امور جوانان در مباحث جوانان با دستگاههاي مختلف به بحث و تعامل پرداخته است. ضمن آنكه ماده ۴۱ برنامه پنجم توسعه به عنوان يك مبنا در بحث برنامهريزي و مديريت راهبردي مسائل جوانان به ياري ما آمد. در اين مصوبه بر دو مطلب تأكيد شده است: يك، ساختاري كه ما در استانها داشتيم و لازم بود تا مصوبه قانوني داشته باشيم. چراکه نزديكترين نقطه به ميدان عمليات استانها و شهرستانهاي ما هستند و با اين مصوبه ، شكلگيري ستاد ساماندهي امور جوانان به صورت استاني سبب شد تا در استانها ساختاري براي پرداختن به امور جوانان شكل بگيرد.
آقاي اكبري! فرمايشات شما درباره فعاليتهاي معاونت ساماندهي امر جوانان وزارت ورزش و جوانان براي جوانان مابهازاي بيروني ندارد. لطف كنيد كمي مصداقيتر در اينباره صحبت كنيد. ببينيد به طور مثال در حال حاضر در آستانه فصل اوقات فراغت قرار داريم. در اوقات فراغت، عمليات و اجرا توسط دستگاههاي مختلف صورت ميگيرد. به عنوان مثال، وزارت آموزش و پرورش پايگاههاي تابستاني را راهاندازي ميكند. كانون عالي فرهنگي هنري مساجد به عنوان زيرمجموعه وزارت ارشاد به نوعي درگير بحث اوقات فراغت است. پايگاههاي هلال احمر هم سهم خود را در اين مورد ايفا ميكنند و به هر صورت برنامههاي متنوعي برگزار ميشود. اينكه اين كارها بر مبناي محور مشخصي صورت بگيرد موضوعي است كه در ستادهاي ساماندهي امور جوانان جمعبندي و ابلاغ ميشود، زيرا شوراي عالي جوانان در مصوبهاي ۹ محور كلان را براي اوقات فراغت جوانان تصويب كرده است. اينكه اين برنامهها متناسب با آن محورها باشد يا اينكه بر اساس برخي يافتهها بايد به چه مباحثي در اوقات فراغت بيشتر توجه شود، موضوعاتي است كه در ستادهاي ملي بحث ميشود . همچنين مركز مطالعات راهبردي در وزارتخانه اولويتهايي را مطرح ميكند و متناسب با آن به دستگاهها ابلاغ ميشود تا در طراحي برنامههاي فراغتي يك اصول كلاني حاكم باشد. بگذاريد جزئيتر از اين مثال بزنم؛ بر اساس يكي از مطالعات صورت گرفته حدود ۷۱ درصد از خانوادهها از برنامههاي دستگاهها در حوزه اوقات فراغت اطلاعي نداشتند و اين موضوع نقص و ضعف اطلاعرساني دستگاهها و نياز به بازبيني و بازنگري در اين امر را نشان ميداد، بنابر اين اين بحث در شوراهاي عالي ساماندهي امور جوانان مطرح و تصميم بر اين شد كه ما از چند طريق اين اطلاعرساني را گسترش دهيم. يكي از اين راهها، تهيه و تدوين دفترچههايي براي اطلاعرساني و توزيع آن در مراكز تجمع جوانان است. يك بخش ديگر، برپايي نمايشگاههاي اطلاعرساني از برنامههاي دستگاهها در آستانه اوقات فراغت بود كه در بيشتر استانها اين نمايشگاهها شروع به كار كرده است و بقيه استانها هم قرار است اين نمايشگاهها را با حضور دستگاههای دولتي و ارائه برنامههايشان در كنار بخشهاي غيردولتي وسازمانهاي مردمنهاد داشته باشند. این نمایشگاهها معرفي فعاليتهاي اوقات فراغت را هدف قرار ميدهند. همچنين با صدا و سيما هماهنگ شده تا به صورت ويژه به موضوع اوقات فراغت بپردازد. چون صدا و سيما هم عضو شوراي عالي ساماندهي امور جوانان است.
درباره همين اوقات فراغت ما با آسيبها و چالشهاي متعددي مواجهيم. براي نمونه، با وجود آنكه شما ميگوييد سياستگذاري در تدوين برنامههاي اوقات فراغت از يك محور كلي و كلان تبعيت ميكند، اما در عمل شاهد جزيرهاي بودن برنامههاي اوقات فراغت هستيم. به بيان ديگر هر سازماني در اين موضوع ساز خودش را ميزند و آسيب دوم اينكه برنامههاي اوقات فراغت مقطعي است؛ نه هدفمند و دنبالهدار!
اگر منظور شما بحث زمان است، از نظر ما اوقات فراغت به تمام سال تسری دارد. شايد يكي از دلايلي كه رسانهها و صدا و سيما در آستانه فصل اوقات فراغت تمركز بيشتري روي اين موضوع دارند، به دليل اوج تقاضا در اين مقطع زماني باشد و اما اينكه در اوقات فراغت دنبال چه چيزي هستيم، به تعريف ما از اوقات فراغت برميگردد. ما اگر فراغت را به معناي استفاده از زمانهاي قابل هدايت و برنامهريزي براي تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف فردي ميدانيم، اين موضوع يك چيز متنوعي است و شما نميتوانيد بگوييد همه آدمها بايد به يك نقطه برسند. اگرچه در معيار كلان تعالي و پويايي و رسيدن به كمال نقطه هدف ما از تمام برنامههاست اما نبايد انتظار داشته باشيم همه دستگاهها يك مدل خدمات را ارائه بدهند.
منظور من ارائه يك نوع يا يك مدل خدمت و برنامه از سوي دستگاههاي مختلف نيست، بلكه منظورم شناسايي استعدادهاست. اگر اوقات فراغت هدفمندتر باشد وقتي تحصيلات جواني به پايان ميرسد، آن جوان ميتواند با ذخيره تجربه دوران اوقات فراغت يك مهارت داشته باشد كه اين مهارت ميتواند در هر زمينهاي اعم از فرهنگي، هنري يا حتي يك رشته ورزشي باشد.
ببينيد، الان بخشهاي مختلفي در بحث اوقات فراغت فعالند كه هركدام به تناسب نوع فعاليت خود براي شناسايي و ادامه كار در موضوع اوقات فراغت برنامه دارند. به طور نمونه در خود وزارتخانه كار فراغتي در حوزه ورزش كاملاً تعريف شده است و ما دفتر استعداديابي داريم كه به طور مثال برنامهاي تحت عنوان المپياد ايرانيان را طراحي كردهاست. اين كار به هيچ وجه حرفهاي نيست و اوقات فراغتي است به این مفهوم كه گروههاي نوجوانان و جوانان را در برميگيرد. اين طرح بر اساس سند آمايش سرزميني كه قبلاً تهيه شده و نقاط كليدي كشور در توانمنديهاي يك رشته ورزشي شناسايي و برنامهريزي شده است. به عنوان مثال ورزش كشتي ورزش نخست استان مازندران است بنابراين اين استان دبيرخانه كشتي شده است و از تمام استانها تيمهاي دانشآموزي و دانشجويي براي مسابقات كشتي به اين استان اعزام ميشوند و با شناسايي استعدادهاي اين رشته ورزشي اين افراد به پايگاه استعداديابي وزارت ورزش و جوانان معرفي ميشوند كه اين مقدمهاي براي ادامه كار ميشود. من از دستگاه خودمان مطلعم و تصور ميكنم به طور يقين ساير دستگاههاي مجري اوقات فراغت نیز چنين برنامههايي را دارند. سازمان فرهنگي و هنري شهرداري و آموزش و پرورش هم اين كار را انجام ميدهند اما به نظر من ما بايد در بحث اوقات فراغت يك مقداري در حوزه اطلاعرساني و آگاهسازي خانوادهها نيز تلاش كنيم.
بر اين اساس لازم است تا وزارت ورزش و جوانان به دليل نقشمحوري كه در بحث مديريت راهبردي اوقات فراغت دارد، پرتال جامعي را طراحی کند که این مهم در دستور كار ما قرار دارد.
قرار است، تمام دستگاههاي دخيل در امر ساماندهي اوقات فراغت برنامههايشان را از طريق اين پرتال جامع اطلاعرساني كنند تا خانوادهها با دسترسي به اين پرتال از اين برنامهها آگاهي يابند. همچنين مطالعات و پژوهشهاي صورت گرفته درباره اوقات فراغت از سوي دستگاهها مختلف در اختيار خانوادهها، مربيان و گروههاي مرجع قرار داده شود. در اين پرتال پايگاههاي اوقات فراغت براي نخستينبار در كشور كددار ميشوند تا در صورت نارضايتي خانوادهها از خدمات ارائه شده، قابليت پيگيري وجود داشته باشد و در نهايت بخشي براي آگاهسازي خانوادهها كه براي انتخاب اوقات فراغت جوانان چه مسائلي را مد نظر قرار بدهند. اين يك كار عظيمی است كه ميتواند اوقات فراغت را هدفمند كند و به آن سمت و سو بدهد و دستگاههاي مختلف را همجهت كند. زيرساختهاي اين كار با تلاش وزارت ورزش و جوانان نهايي شده و در حال حاضر آماده است. آن بخشهايي از كار كه دستگاهها بايد اطلاعات خودشان را بارگذاري كنند نيز در حال انجام است. ما اميدواريم تا پايان سال اين پرتال به طور کامل استقرار يابد.
فضاي مجازي هم يكي از مهمترين چالشهاي امروز جوانان و نوجوانان است و بخش عمدهاي از اوقات فراغت آنها در اين فضا سپري ميشود. براي کم کردن چالشهای اين فضا برنامهاي داريد؟
در همين پرتال جامع بخش اوقات فراغت در فضاي مجازي هم در نظر گرفته شده است و قرار است بازيها و سرگرميهايي هم در اين پرتال ديده شود. حتي براي ارتباط مستقيم با رؤساي دستگاههاي ارائهكننده برنامهها نيز پيشبينيهايي صورت گرفته است.
آقاي اكبري! يكي از نگرانيها درباره وزارت ورزش و جوانان گم شدن مسائل جوانان در ميان حاشيههاي پر سر و صداي ورزش بود.
نگرانياي كه امروز تبديل به انتقاد از عملكرد اين وزارتخانه شده است. آيا پسوند بودن جوانان در نام اين وزارتخانه ناشي از نگاه دست دوم به مسائل جوانان است؟ به نظر من قضاوت و قياس بايد ميان دو جنس همسنگ اتفاق بيفتد. ورزش يك موضوع است و جوانان يك قشر و قضاوت و مقايسه ميان اين دو مقداري شتابزده است. گرچه ورزش يكي از موضوعات مبتلا به جوانان است كه جذابيت خيلي زيادي هم دارد و در عين حال اغلب اشخاص ذينفع در ورزش جوانان هستند.
به باور من به طور كلي اين قياس درست نيست. در حوزه جوانان از بدو تشكيل وزارتخانه ساختارها و اتفاقات خوبي را دنبال كردهايم. به طور نمونه در سازمان ملي جوانان در كل كشور ۱۰۰ نفر فعاليت ميكردند كه به طور ميانگين در هر استان ۳ نفر در اين حوزه حضور داشتند. در حال حاضر اما در كوچكترين استانهای ما ۱۲ نفر نيرو در حوزه جوانان فعاليت خواهند كرد. پس از نظر ساختاري بخش جوانان وزارتخانه در حال شكلگيري است اما جنس فعاليتهاي معاونت جوانان وزارتخانه چون شامل عرصههاي متنوعي ميشود و يك بخشي از آن بحثهاي كلان مديريت راهبردي و هماهنگي دستگاههاست، جلوه و خروجي اين كارها توسط دستگاهها ديده ميشود. با اين وجود ما از بخشهاي عملياتي معاونت هم غفلت نكردهايم؛ به طور مثال سازمانهاي مردمنهاد كه يكي از ظرفيتهاي مفيد و ارزشمندي است كه با حضور و اعتماد به جوانان شكل گرفته و ميتوانند خدمات خوبي به خود جوانان داشته باشند و در كنار آن مشاركتهاي اجتماعي براي حضور در جامعه را تمرين كنند. در اين راستا هماهنگيهاي خوبي با وزارت كشور صورت گرفته است.
همچنين تخصصيكردن و شبكهاي كردن سازمانهای مردمنهاد به منظور همافزايي و استفاده از تجربيات هم در دستور كار قرار گرفته است. دو سه تا برنامههاي كلان هم در حوزه سازمانهاي مردمنهاد در كشور برگزار شده است اما حاشيههاي ورزش بنا به ظرفيتهايي كه دارد براي رسانهها جذابتر است و در حاشيه همين جشنواره حضرت علي اكبر(ع) خبرنگار همان رسانهاي كه چنين سؤالي را از من پرسيد، وقتي به وزير رسيد سراغ قرارداد پرسپوليس را گرفت.
حتماً خبرنگار حوزه ورزش بوده است!
نه ظاهراًً كه اينطور نبود و من فكر ميكنم اين به دليل جذابيت ذاتي ورزش باشد.
يعني شما ميگوييد كارهاي زيادي در حوزه جوانان انجام شده است و اگر در زمان تشكيل وزارتخانه صحبتي از جوانان نيست، اين موضوع به نقص رسانهها برميگردد؟! ببينيد در اين مدت كوتاه كارهاي خوبي انجام شده است. به طور نمونه ما آمديم سازمانهاي مردمنهادي را كه در ۳۱ استان كشور بر روي موضوع انديشههاي استاد مطهري كار ميكردند جمع كرديم و براي حدود ۳۵۰ تن از جوانان فعال اين عرصه يك كارگاه آموزشي سه روزه با محوريت يكي از مؤسسات فعال در اين عرصه تحت عنوان «انديشه ناب» برگزار كرديم. هركدام از اين جوانان با حضور در شهر و استان خودشان ميتوانند در تبيين انديشههاي استاد مطهري مفيد و مؤثر واقع شوند يا در سالگرد عروج ملكوتي حضرت امام (ره) در استان مركزي دبيرخانهاي پيرامون كار بر روي انديشههاي حضرت امام (ره) در رابطه با جوان كار كرد. ما تصميم داريم روي موضوعات ديگري مانند عفاف و حجاب، بيداري اسلامي، ايثار و پايداري و ساير مسائل متنوع به تناسب نياز جوانان كار كنيم و دبيرخانههايي براي تمركز روي اين موضوعات تأسيس كنيم. با اين كار كشور در حوزه مشاركتهاي اجتماعي صاحب مدل و نقشه ميشود. توجه داشته باشيد كه محصول و بهره چنين كارهايي در يك بازه زماني خود را نشان ميدهد در حالي كه يك مسابقه فوتبال در همين لحظه برگزاري با رد و بدل كردن يك گل جذابيت رسانهاي بيشتري دارد كه بيشتر به چشم ميآيد، بنابر اين من فكر ميكنم رسانهها بايد ذائقه مردم را مديريت كنند. به اين معنا كه اگر ميل، مصلحت و نياز را سه ضلع يك مثلث بدانيم رسانه تناسب بين اين سه ضلع را ميتواند مديريت كند.
جشنواره حضرت علي اكبر(ع) بارزترين جلوه و به عبارت بهتر تنها عملكرد ملموس وزارت ورزش و جوانان براي جوانان بود. آيا هدف شما از برگزاري اين جشنواره؛ تبليغات و تشريفات بود يا اهداف ديگري هم داشتيد؟ ما در جشنواره حضرت علي اكبر(ع) به دنبال اين هستيم كه بگوييم الگوهايي از جوانان وجود دارد كه بسيار ويژه، قابل دسترس و به دردبخور هستند و از رسانهها هم انتظار داريم اين الگوها ترويج شوند. در حالي كه تقريباً در تمام برنامههاي رسانههاي ما يا از هنرپيشه يا خواننده يا ورزشكاري دعوت و به عنوان الگو به جوانان معرفی ميشوند. اين در حالي است كه وقتي يك خبر منفي از اين افراد پخش ميشود جامعه تبعات زيادي را بايد تحمل كند. از جمله اينكه افسرده ميشود. ما در بخشهاي مختلف اين جشنواره جوانان برگزيدهاي داشتيم كه از صفر شروع كرده بودند اما در حال حاضر بسيار موفق بودند و ميتوانند به عنوان الگوهايي دستيافتني در همين شرايط امروز جامعه به جوانان معرفي شوند.
اما در مورد همين جشنواره انتقادهاي فراواني وجود دارد و نخستين انتقاد اطلاعرساني ضعيف و نحوه برگزاري و داوريها بود. به طور نمونه «جشنواره رسانه» فراخوان نداشت و با بررسي دبيرخانه شما در يك مقطع زماني به صورت تصادفي و يك بخش هم با معرفي نفرات برتر از طرف خود رسانهها، درباره جوانان فعال در عرصه رسانه قضاوت شد در حالي كه اين شيوه نه درست است و نه عادلانه!
من اين ايراد را وارد ميدانم و هيچ تعصبی هم ندارد. اما لازم است كه يك توضيحاتي در اينباره بدهم. اساس اين جشنواره از سال ۸۵ گذاشته شد. ما در آن سال به همراه آقاي حاجعلي اكبري، معاون رئيسجمهور طي سفرهايي كه به نقاط مختلف كشور داشتيم به عينه ديديم كه جوانان بسياري در نقاط مختلف كشور وجود دارند كه با وجود توانايي و انجام كارهاي برجسته، هيچگاه مورد تجليل قرار نميگيرند. ما عموماً نفرات برتر كنكور يا المپيادها، علمي و المپيك و بازيهاي آسيايي را مورد تشويق و تجليل قرار ميدهيم، بنابر اين در سال ۸۶ به استانها دستورالعمل داديم و از آنها خواستيم تا در كنار تجليل از جوانان برتر علمي و ورزشي، در ساير عرصهها نيز جوانان را شناسايي و تجليل كنند. در سال ۸۷ اما جشنواره در ۱۴ محور در استانها برگزار ميشود. در سال ۸۹ با توجه به تغييرات سازمان زمان محدود شد و جشنواره ملي جوانان ايراني به صورت متمركز در سازمان برگزار شد.
در اين جشنواره نقدي كه به ما وارد شد اين بود كه هم شما ظرفيت اجرايي لازم را نداريد و هم برگزاري اين جشنواره، دغدغه دستگاههاي اجراي كشور نميشود. بنابر اين، طرح جشنواره ملي حضرت علياكبر (ع) در جلسه شوراي عالي جوانان با حضور رئيسجمهور تصويب شد و مقرر شد دستگاهها محور اجرايي جشنواره باشند تا اين موضوع به دغدغه آنها تبدیل شود اما با ادغام صورت گرفته سازمان، زمان زيادي را از دست داديم و دو تا راه پيش رو داشتيم؛ يكي اينكه اصلاً جشنواره برگزار نشود و راه دوم اينكه در شوراي عالي ستاد برگزاري جشنواره در ديماه سال گذشته مطرح شد.اینکه همه دستگاهها پاي كار بيايند تا كار جشنواره انجام شود. زمان محدود وظرفيت دستگاهها متفاوت بود و در كنار آنكه بعضي دستگاهها از همان زمان اقدام كردند و فراخوانهاي خوبي دادند، در بعضي دستگاههاي ديگر کار به اين گستردگي نبود، ولي چون قالب جشنواره يكپارچه طراحي شده بود، كار را پيش برديم. به طور مثال در بخش فرهنگي که شما نقد داشتید، تقريباً در ارديبهشتماه با وزارت ارشاد به توافق رسيديدم اما در همانجا آقاي شاهآبادي قول داد جشنواره ۹۲ را از ۱۲ شعبان شروع كنند و اين اتفاق هم افتاد است. امسال اما براي جشنواره سال ۹۲ زمان مبسوطي داريم و براي بهتر برگزار شدن آن نيز طرحهايي داريم كه يكي از آنها برگزاري برخي از بخشها به صورت استاني است.
شما از الگوها و استعدادهايي صحبت كرديد كه در چند دوره جشنواره حضرت علي اكبر(ع) شناسايي شدهاند و قراراست اين روند ادامه يابد. براي اين جوانان نخبه چه برنامهاي داريد؟ آيا از برگزيدگان دورههاي قبل و وضعيت كنوني آنها اطلاعي داريد؟ به نكته مهمي اشاره كرديد. من هميشه گفتهام جشنواره يك آغاز راه است. امسال قرار است بانك اطلاعات اين جوانان تهيه شود و به تناسب ايام و موضوعات با آنها ارتباط برقرار شود و حتي از تجربيات خود اين دوستان براي برگزاري دورههاي بعد جشنواره استفاده خواهد شد . میتوانیم بگوییم امسال آن مسئلهاي كه با واگذاري مسئوليت برگزاري جشنواره به دستگاهها در نظر ما بود، عملاً اتفاق افتاد، چرا كه مسئولان دستگاهها اذعان داشتند كه ما با شناسايي اين استعدادها با اين بچهها كار و برايشان برنامه داريم. ما در قالب طرحي كه هماهنگيهای آن با دستگاهها انجام شده است ميخواهيم پس از شناسايي اين جوانها در زمينه تكميل و بروز استعدادهاي برگزيدگان جشنواره امكانات متناسب را فراهم بياوريم.
آيا به تناسب برگزيدگان رشتهها، تسهيلاتي مانند ورود راحتتر به دانشگاه يا بحثهاي تشويقي ديگري را در دستور كار نداريد؟
من نفي نميكنم كه بايد براي اين جوانان تلاش كنيم ولي اين تلاشها نبايد به سمتي برود كه انگيزه حركت را از آنها بگيرد. اگر جوان همه چيز برايش فراهم باشد، شايد انگيزه پويايي از وي گرفته شود. اما وقتي جواني كارآفريني ميكند اگر با معافيت مالياتي يا ثبت شركت و تسهيلاتي از اين قبيل بتواند براي جمع بيشتري از جوانان اشتغال ايجاد كند، اينجا ديگر تكليف بر عهده ماست كه با تعاملات و همفكريها بتوانيم براي اين جوان كاري بكنيم. اين خروجيها از بانك اطلاعاتي كه امسال قرار است تشكيل شود حاصل خواهد شد.
اين بانك اطلاعاتي ميخواهد ضعفهاي اجرايي امور را از چشم برگزيدگان جشنواره رصد كند تا با تعامل ميان ما و دستگاههاي اجرايي، اين نقاط ضعف برطرف شود و قرار نيست به جوانان پول يا تسهيلات مستقيمي بدهد.
آقاي اكبري! بيش از ۲۱ درصد از جوانان ما بيكارند. آيا درباره بحث اشتغال برنامهاي داريد؟ اشتغال جوانان يكي از موضوعات مهمي است كه مركز مطالعات راهبردي وزارتخانه به عنوان يك مركز رصدگر در حال بررسي آن است. پيشنهادهاي مختلفي در اين مركز تهيه ميشود و به دستگاهها ارجاع ميشود اما براي حل مشكل اشتغال جوانان بايد ببينيم ريشه اين موضوع از كجا آب ميخورد. ما يك جمعيت ۲۵ ميليون نفري در فاصله بين سالهاي ۸۵ تا حدود ۹۲ و ۹۳ داريم كه يك انقلاب تقاضا براي اشتغال را ايجاد كرده است و هر دولتي هم در اين دوره بود با مشكل ايجاد شغل براي اين جمعيت مواجه ميشد. از سوي ديگر نيز بايد فرهنگ پشتميز نشيني و كار دولتي را اصلاح كرد، به خصوص در سال توليد ملي بايد عرصههاي اشتغال به جوانان معرفي شود.
يك بخشهايي از بيكاري هم به رونق ساير بخشهاي صنعتي و كشاورزي برميگردد. اگر بين تقاضا و جمعيت موجود نسبت بگيريم، كارهاي خوبي انجام شده است ولي خب عدهاي هم هستند كه بيكار ماندهاند. ما دستگاهمحوري را مسئول ميدانيم و با آن تعامل داريم. يك راهكار ديگر هم ترويج فرهنگ كارآفريني است كه همين بخش كار آفريني جشنواره ميتواند به اين موضوع كمك كند چون اين جوانان كارآفرين قابل دسترس و الگو برداری هستند نه دستيافتني.