
امروز سالروز قيام مردم غيرتمند ايران عليه كشف حجاب است؛ روزي كه از سوي شوراي فرهنگ عمومي كشور تحت عنوان روز حجاب و عفاف نامگذاري شده و بهانه خوبي است تا بار ديگر و اين بار از زاويهاي متفاوت، مسئله بدحجابي را مورد كند و كاو قرار دهيم.
سالروز «عفاف و حجاب» بازخواني بخشي افتخارآفرين از تاريخ سرزمين ماست؛ تاريخي كه حاكي از مقاومت جانانه زنان ايران در برابر كشف حجاب است. در مقايسه اين واقعه با نگاه امروزي به مسئله حجاب و عفاف درمييابيم در اين فاصله زماني، اتفاقات متفاوت روي داده در عرصههاي سياسي و اجتماعي كشورمان، تأثيرات فرهنگي عميقي را در لايههاي مختلف جامعه سبب شده است.
در آن دوران اگرچه رضاخان در كشف حجاب موفق نبود اما در دوره پهلوي دوم، گسترش رسانهها و بازتر شدن درهاي مملكت به روي فرهنگ غربي منجر به توفيق نسبي در به حاشيه راندن ارزش حجاب و عفاف در جامعه شد. يكي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي مردم ايران احياي دوباره ارزشهاي اصيل اسلامي بود. بنابراين حجاب و عفاف دوباره صدرنشين باورهاي مذهبي مردم ايران شد اما اين موضوع با پايان دوران جنگ و روي كار آمدن دولت سازندگي دوباره جايگاه واقعي خود را از دست داد.
در دولت اصلاحات نيز با هجمههاي رسانهاي صورت گرفته در مقابله با ارزشهاي اسلامي حجاب هم به عنوان بارزترين دستاورد اين باورها، هدف قرار گرفت. اين بار ديگر روزنامههاي زنجيرهاي خودي نيز در شبههسازي و زير سؤال بردن مقدسات و ارزشهاي اسلامي به ياري رسانههاي غربي آمدند و آنچه اين ضربه مهلك را كاراتر ميساخت، سكوت و انفعال مجامع فرهنگي و اسلامي كشور بود.
در دولت نهم و دهم نيز نه فقط وضعيت حجاب و عفاف بهتر نشد، بلكه مواضع آشكار دولتمردان به خصوص شخص رئيسجمهور به اين موضوع دامن زد. در اين دوران نيز به رغم توجهات مقطعي و جريانات رسانهاي در حمايت از موضوع عفاف و حجاب، باز هم شاهد مهجوريت اين موضوع در محافل علمي و تخصصي هستيم. به بيان ديگر هنوز هم در برابر تمامي هجمههاي موجود، هيچ كار تئوريك جامعي براي پاسخگويي به شبهاتي كه در ذهن پرسشگر جوان امروزي پرسه ميزند، وجود ندارد.
هم اكنون نيز همچنان يكي از مهمترين چالشها در حوزه عفاف و حجاب، خلأ پژوهشهاي تئوريك درباره اين موضوع است. در مقابل اما امروز در توفان اطلاعات، جوانان انواع و اقسام دادههايي را دريافت ميكنند كه باعث ايجاد اختلال در جهانبيني و ايدئولوژي آنها ميشود زيرا نهادهاي فكرساز و فرهنگساز جامعه، هيچگونه خوراك فكري و فرهنگي مناسبي براي مواجهه با اين شبهات در اختيارشان قرار ندادهاند.
اين مسئله حتي موجب كمرنگ شدن ارزشهاي اسلامي و اعتقادي در ميان بخشي از قشر جوان جامعه شده است كه هر چند كمتعدادند اما جلوهگري آنها در لايههاي سطحي اجتماع، علاوه بر آنكه سيماي عفاف و حجاب را خدشهدار ميكند، موجب عاديسازي فرهنگ برهنگي نيز خواهد شد. در برخورد با بدحجابي راهكارهاي مختلف و متعددي وجود دارد كه همگي به مسكنهايي شبيه هستند كه دير يا زود اثرگذاري خود را از دست ميدهند و اين مسئله ضرورت برخورد ريشهاي و ايدئولوژيك با موضوع بدحجابي را آشكارتر ميسازد.
اگر ارزشها و باورهاي ديني در درون افراد نهادينه شود و كدورتهاي ترديد با زلال آگاهي و پاسخگويي روشن زدوده شود، بدون شك جوان ايراني از تندباد هجوم باورهاي غلط جان سالم به در ميبرد و حجاب را تاج بندگي ميداند كه با افتخار بر سر خواهد گذاشت اما اين دورنما در فقدان يك كار تئوريك جامع، منطقي و قابل اجرا ميسر نخواهد بود؛ كاري كه تاكنون انجام نشده است.