
در سالهاي پاياني دهه ۷۰ كه حروف فارسي در قالب خط نستعليق پرداخت شده بود بحث سنگيني (كه عموماً مخالفت استادان انجمن خوشنويسان را درپي داشت) در مذمت و نكوهش اين عمل ناپسند درگرفت و اساتيد كماكان معتقد بودند كه صفاي تحرير و كتابت به همنشيني دوات و قلم است و اين تزويج زماني كه با عشق مرد باطندار تركيب شود، «ان الله جميل و يحب الجمال» را عينيت ميبخشد، در حالي كه ماشيني به نام كامپيوتر خالي از شعور است و عاري از درك تزويج و تركيب. به هر حال قدرت اين غول چراغ جادو فزوني گرفت و در چشم بر هم زدني حتي براي نگارش و تقرير يوميه نيز از اين غول همه جا حاضر، كمك گرفته ميشود.
تأملي در مظاهر گرافيك
اگر اين روزها از سر تفنن هم كه شده سري به كتابفروشي يا مثلاً نمايشگاه پوستر يا ژوژمانهاي دانشجويي بزنيد خواهيد ديد استفاده از رنگ و دست و قلم در كارها به منزله رخداد يك معجزه ميماند و تمامي آثار به اصطلاح هنري با تركيب و تشخيص كامپيوتر توليد شده است. در اين ميان آنچه كه به تمامي رنگ باخته مبحث كاليگرافي يا طراحي خاص حروف براي يك اثر خاص است. مبحثي كه در نگاه اول ذوق و خلاقيت هنرمند گرافيست را در پي دارد و اين هنرمند بايد از مفاهيم موجود در بطن يك داستان يا يك پديده و جريان و انقلاب به گونهاي حروف را طراحي كند كه خود نوشته تا حد قابل قبولي به صورت مجرد و رأساً آن مفهوم خاص را به مخاطب القا كند. به طور مثال در پوستري كه نمايش هملت را اطلاعرساني ميكند نام نمايش كه هملت است به گونهاي نوشته ميشود كه ترك خورده و ناپايدار است و اين شيوه طراحي به خاطر تم اصلي نمايش هملت يعني شك و ترديد است.
اين شيوه طراحي كه متأسفانه به اشتباه به آن تايپوگرافي ميگويند، امروزه به واسطه ظهور كامپيوتر و وجود فونتهاي محدودي كه كمترين تفاوت را با هم دارند اجرا و عملي ميشود، در حالي كه ريشه واژه تايپوگرافي به قرن پانزدهم ميلادي با ظهور و تكامل ماشين چاپ برميگردد؛ به اين مفهوم زماني كه حروف روي متريالي مانند سرب طراحي شدند و اين حروف طبعاً در طول روز بارها مورد استفاده قرار ميگرفت و كسي كه وظيفه چينش اين حروف را در كنار هم به عهده داشت، شخصي بود به اسم تايپوگرافيست و در واقع وظيفه اصلي اين فرد انجام عمل تايپوگرافي و چيدن مهرههاي سربي در كنار هم بود به گونهاي كه مفهومي از آن استخراج شود و اين چيدمان بارها مورد استفاده قرار ميگرفت.
اما در دانشكدهها به اشتباه به طراحي حروف يعني دخل و تصرف در آناتومي حروف تايپوگرافي گفته ميشود، به گونهاي كه مثلاً از يك واژه شكل خاصي پديد بيايد كه در اين صورت مضاف بر كاليگرافي در حوزه لوگو و طراحي آرم هم كاربرد خواهد داشت بنابراين با وجود فونتهاي معمول موجود و تنوع زيادي كه در انتخاب و گزينش رنگ وجود دارد بايد اذعان نمود كه تنوع در خروجي آثار خيلي كم شده است و اگر به پيشخوان و قفسه يك كتابفروشي يا پوسترهاي موجود در جامعه نظري بيندازيم متوجه همدستي و همشكلي حروف خواهيم شد؛ حروفي كه گويا جز انتقال مفهوم به مخاطب وظيفه ديگري بر عهده ندارند.