بعد از اينكه اسامي ليست ۱۰۱ نفره لو رفت، وقتي نامها دهان به دهان چرخيد و يكي يكي فعالان غيرقانوني فوتبال ايران و همان جماعتي كه نامشان را دلال گذاشتهاند به باشگاهها معرفي شدند، گروهي راه افتادند به سوي مبدأ نگارش اين ليست؛ جايي كه ميگفتند اسمش اتاق دبير منشور اخلاقي است؛ اتاق حجتالاسلام عليپور؛ مردي كه هر سال درست در فصل نقل و انتقالات، به يكي از خبرسازترين مردان فوتبال ايران بدل ميشود.
۱۰۱ نفر، تعداد كمي نيست، از مربي گرفته تا روزنامهنگار و ايجنت رسمي و غير رسمي، از جاسوئيچي فلان مربي تا ليدر بهمان باشگاه، در ليستي كه سازمان ليگ تهيه و ارسال كرده ديده ميشود. حالا تصور كنيد كه تكتك اين ۱۰۱ نفر بخواهند به دفتر كاري عليپور بروند و از او در مورد دلايل قرار گرفتن نامشان در ليست ممنوعالفعاليتها بپرسند.
اولين نفر يك مربي بود؛ مردي كه ميخواست بداند اولين سرنخي كه او را در ليست منشوريها قرارداده چه بوده. به دفتر عليپور رفت و روبهروي او نشست. اول كمي مظلومانه وارد شد ولي بعد خيلي زود صدايش را بالاتر برد تا دليلش را از زبان عليپور بشنود، اما دبير ستاد منشور اخلاقي فقط يك جواب داشت: «تو با آن مربي منشوري كار ميكردي؟» اما سؤال تازهاي شكل گرفت: «پس چرا خود آن مربي در ليست شما نيست؟ مگر فقط من دستيارش بودم؟ چرا فقط اسم من؟ مدرك شما همين بود؟» عليپور باز هم به شنيدههايش تأكيد كرده بود: «شما نبايد از ما بپرسيد چرا... فقط ميتوانم بگويم اگر مراقب رفتارت باشي، اسم شما از ليست بيرون ميآيد؟» بعد دوباره همان مربي سؤال كرده بود: «خب بگوييد كدام رفتارم اشتباه بوده كه مراقبش باشم...»
فرداي آن روز يك خبرنگار به دفتر دبير ستاد منشور اخلاقي ميرود و همان سؤالات را تكرار ميكند. ميپرسد كه چرا نامش در ليست منشوريهاست. بعد عليپور چنين جوابي ميدهد: «ما سال ۸۷ آقاي... را دعوت كرديم كه در مورد يكسري مسائل به ما جواب بدهد. گفت آن سالي كه به تيم... رفته بود شما به زور ميخواستيد به او بازيكن تحميل كنيد و حتي به خاطر همين زيرآب او را هم زديد و از تيم بيرونش كرديد!» خبرنگار شوكه شده بود. پرسيده بود آن مربي كه خودش منشوري است. شما فيروز كريمي را بخشيديد اما آن مربي آن قدر پروندهاش سنگين بود، هنوز در ليگ برتر به او اجازه مربيگري ندادهايد. چطور به حرف او تكيه كرديد؟ چرا از خود من نخواستيد كه بيايم و از خودم دفاع كنم؟ چرا امروز صدايتان درآمده؟ چرا امروز فهميديد كه بايد با آبروي من بازي كنيد؟
يكي ديگر از ايجنتهايي كه به صورت رسمي از فدراسيون جهاني مجوز فعاليت قانوني داشته هم سر و كلهاش در دفتر كاري عليپور پيدا شده. او حرفهايش را آرام و درگوشي زده و آرام و بيصدا هم از دفتر بيرون رفته. فقط ميدانيم كه گفته: «اين مجوزي است كه فيفا و خود فدراسيون ايران به من داده تا به باشگاهها بازيكن معرفي كنم. شما من را از چه چيزي ميخواهيد محروم كنيد؟ واقعاً چنين قدرتي داريد؟!»
حالا يك شايعه كه قبل از ارسال و بعد انتشار اين ليست دهان به دهان در رسانهها ميچرخيد، قوت و شدت گرفته است؛ اينكه ليست ۱۰۱ نفره را سازمان ليگ با فشار وزارت ورزش و بدون بررسي و فقط براي اطاعت امر وزيري كه ميخواسته خود را به عنوان پيشقراول مبارزه با دلاليسم نشان دهد انتشار يافته؛ ليستي كه فقط بايد سنگين و لبريز از اسامي ميبود و بس.
براي همين هركس روزي روزگاري به نحوي دستي در آتش داشت يا از كنار يك دلالخانه رد شده بود، نامش در اين سياهه گنجانده شد.
منطقي يا غيرمنطقي بودنش را كنار بگذاريد. مهم اين است كه در همين ليست، نام دو دلال شهير شهر، به چشم نميخورد! اين بزرگترين شاهكار رؤساي منشور بود.