اخوانالمسلمين را ميتوان اولين تشكيلات سياسي- اجتماعي اسلامگرا در دوران مدرن به حساب آورد كه مدعي حاكميت اسلام در عرصه اجتماعي است. در طول ۸۴ سال گذشته علاوه بر بنيانگذار اخوان يعني حسن البناء، دهها تن ديگر از اعضاي اخوانالمسلمين در درگيري با نيروهاي امنيتي مصر كشته يا به اعدام محكوم شدهاند.
آن روز اخوان توانست در مدت كوتاهي در ۲۵ كشور شاخههاي خود را ايجاد كند و به جنبشي فرامرزي تبديل شود. بنيانگذار اين جنبش (حسن البناء) در توصيف چيستي اخوان ميگويد «ميتوان به آساني گفت اخوانالمسلمين يك دعوت اصولگرايانه و خواستار بازگشت به اسلام براساس قرآن و پيامبر است» آرمانهاي اساسي و اسلامي اخوانالمسلمين در فراز زير از حسن البناء كاملاً روشن است: «برادران من، شما يك انجمن خيريه، يك حزب سياسي يا سازمان محلي نيستيد كه اهداف محدودي داشته باشد. شما روح جديدي در قلب اين ملت هستيدكه با توسل به قرآن، به آن حيات ميبخشيد.
شما نور جديدي هستيد كه براي محو تاريكي ماترياليسم از طريق شناخت خدا پرتوافكني ميكنيد. فرياد نيرومندي هستيدكه براي رساندن مجدد پيام پيامبر (ص) طنينافكن شده است. شما بايد خود را حامل رسالتي بدانيد كه ديگران از پرداختن آن خودداري ورزيدند. وقتي از شما ميپرسند به چه دعوت ميكنيد، پاسخ بگوييد به اسلام، به پيامبري محمد (ص)، ديني كه در آن حكومت هست و يكي از تعهداتش آزادي است. اگر به شما گفتند سياسي هستيد؟ بگوييد چنين تمايزي را قبول نداريد (عدم جدايي دين از سياست).
اگر شما را به انقلابي بودن متهم كردند، بگوييد ما فريادهاي حق و صلح هستيم، به آن ايمان داريم و به آن افتخار ميكنيم. اگر در مقابل ما ايستادند و جلوي پيام ما را بگيرند، از جانب خدا اجازه داريم از خودمان در مقابل بيعدالتي دفاع كنيم.» بنابراين واضح است كه آرمان اخوان از ابتدا ادغام دين و سياست و تشكيل حكومت بر مبناي سيره سلف بوده است و براي اين آرمان سالها زجر و آوارگي كشيدهاند. حسنالبناء در سال ۱۹۳۵ نيروهاي اخوان را به كمك عزالدين قسام روانه فلسطين كرد و فاز نظامي آن را تشكيل داد. با ترور وي در سال ۱۹۴۹ (بندر اسكندريه) و ظهور سيد قطب در سال ۱۹۵۱ و متأثر از انديشه سيد قطب، اخوان گامهاي بلندتري را براي تشكيل حكومت برداشت.
انديشه سيد قطب آنقدر نوع راديكاليسم اسلام سياسي را تئوريزه ميكرد كه گروههاي مختلفي از اخوانالمسلمين جدا شدند و دست به اسلحه بردند. جهاد اسلامي مصر، التكفير و الهجره، جماعهالمسلمين التكفير، حزب التحرير و... و ارثان جديد اخوان آنقدر در تحقق آرمان حكومت اسلامي عجله داشتند كه «كتاب سيد قطب به نام «المعالم في طريق» (نشانههاي راه) را به عنوان مانيفست تشكيل حكومت اسلامي برگزيدند.
در اين كتاب كه موجب اعدام سيد قطب در ۱۹۶۴ شد، دو نوع جامعه و دو نوع حكومت بيشتر وجود نداشت. جامعه الهي در مقابل جامعه جاهلي و چون ملت مصر تحت حكومت غير الهي بودند جامعه جاهلي معرفي شد و پروسه التكفير و الهجره شروع شد. سيد قطب دو نوع حكومت بيشتر سراغ نداشت: ۱- حكومت الهي ۲- حكومت جاهلي. بنابراين حكومت مصر را نيز حكومت جاهلي، خواند و پس از آن دهها عضو اخوان براي براندازي حكومت جاهلي دست به اسلحه بردند.
سيد قطب بعد از نقد امپرياليسم و سوسياليسم ميگفت «در تحليل نهايي، هم ايدئولوژيهاي فردگرا(ليبراليسم) و هم جمعگرا(سوسياليسم) شكست خوردهاند. اكنون در بحرانيترين دورانها و هنگامي كه آشوب و سردرگمي حاكم است، نوبت اسلام فرا رسيده و فرصتي براي امت اسلامي است كه نقش خود را ايفا كند. عصر اسلام است، اسلامي كه اختراعات مادي اين جهان را رد نميكند بلكه آن را اولين وظيفه بشر ميداند، زيرا خداوند انسان را تحقق بخشيده است.
امروز از سالي كه سيد قطب نوبت اسلام را اعلام كرد ۴۸ سال ميگذرد و بالاخره آرمانهاي شهداي اخوان و بنيانگذاران آن از يك آرمان به يك واقعيت سياسي- اجتماعي تبديل شد. رستاخيز آرماني سيد قطب كه ميگفت «اين رستاخيز اسلامي چگونه بايد آغاز شود، بايد پيشتازي پيدا شود تا در گرماگرم جاهليت كنوني حاكم بر كل زمين به پا خيزد، پيشتاز بايد توان تصميمگيري داشته باشد كه چه زمان از جامعه جاهلي پيرامون خويش كناره بگيرد و چه هنگام با آن تماس برقرار نمايد» با طلوع امام خميني(ره) ظهور يافت و بخشي از امت اسلامي را تكان داد.
امروز اخوانالمسلمين وارث آن همه مبارزه و زندان و اعدام و تئوريهاي حكومت سيد قطب است. امروز روز محك خود اين آرمان ۸۰ ساله است كه آيا ميتوانند به اسم اسلام حكومت الهي را محقق سازند و جامعه جاهلي را به جامعه اسلامي تبديل كنند؟ امروز محمد مرسي در آزمون سختي قرار گرفته است چرا كه بعد از اين اخوانالمسلمين يك جريان اپوزيسيون و تحت انقياد نيست كه ميداندار، ساختارساز و حكومتساز جامعه مصر است.
امروز اخوان محكي جدي خواهد خورد كه آيا ميتوانند در اجراي شريعت اسلامي همت گمارند؟ مدل حكومتي آنان اگر دموكراسي عام باشد، عين پشت كردن به آرمان اخوان است و اگر مدل اسلام تركيه را برگزينند، در راستاي حكومت اسلامي و جامعه الهي گام برنداشتهاند، چرا كه در تركيه اين مسلمانان هستند كه حكومت ميكنند نه اسلام.
حكومت اسلامي زماني در مصر ساري و جاري ميشود و روح حسن البناء و سيد قطب و صدها شهيد اخوان زماني شاد خواهد شد كه اخوان امروز به نام اسلام مدعي حكومت مدرن شود. قانون الهي مبناي قانونگذاري در مصر قرار گيرد و شريعت اسلامي و احكام اجماعي اسلام رسماً پياده شود.
در غير اين صورت آرمان اخوان در حد شعار و انتزاع و رويا باقي خواهد ماند و بزرگترين جريان اسلامي اهل سنت به فروپاشي تئوريك و اجتماعي تن خواهد داد. قطعاً تشكيل نظام اسلامي امروزي با زماني كه اخوان تشكيل شد (۱۹۲۸) متفاوت است.
امروز نميتوان مردم را در عرصه سياسي ناديده گرفت، بنابراين مدل حكومتي اخوان قطعاً مردم سالاري خواهد بود. اما اگر اين مردمسالاري به پسوند «ديني» مزين نشود حكومت جاهلي در مصر نه توسط سكولارها و غربگراها كه توسط اسلامگرايان ايجاد شده است و خدايي ناكرده خيانت تاريخي در حق بنيانگذاران و شهداي اخوان صورت خواهد گرفت.
امروز اخوانالمسلمين نه در شيرينترين روزهاي خود كه در سختترين روزهاي دوران حيات خود گام گذاشته است.
امروز همه ادعاها و شعارها و انتقادها، كنار رفته است، امروز روزي است كه مردم مسلمان مصر و جهان منتظر هستند صلابت يا استحاله اخوان را به نظاره بنشينند و ببينند اخوان از سه نوع اسلام موجود كه عبارتند از ۱- اسلام ليبرال و همسوبا غرب در تركيه ۲- اسلام خشن طالبان و القاعده و ۳- مردم سالاري ديني، كداميك را به عنوان مبنا و چارچوب حكومت خواهد پذيرفت. اميد است آن روز نرسد كه مسلمانان جهان و مصر بگويند كاش اخوانالمسلمين به سمت تشكيل حكومت نميرفت.