کد خبر: 475322
تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۳۹۱ - ۱۳:۲۳
دانش‌آموزان درس را مي‌خورند، ادب را بالا مي‌آورند!
حامد حسين عسگر: شايد ديگر كسي نباشد كه حجت‌الاسلام محسن قرائتي، اين روحاني صريح‌البيان را كه هر هفته با لهجه شيرين كاشاني و درس‌هايي از قرآنش مهمان خانه‌هاي مردم ايران مي‌شود، نشناسد‌. در كنار تمام سخنان و نظرهاي كارشناسي و دردمندانه اين استاد علوم ديني كه البته برخي‌هايش نيز معمولاً به مذاق برخي از ماها خوش نمي‌آيد، سخنراني هفته قبل وي در جمع فرهنگيان شهرستان چالوس بيش از بقيه انعكاس داشت؛ آنجا كه با انتقاد از كاستي‌هاي نظام تعليم و تربيت تأكيد كرد كه «امروز آموزش و پرورش ما شكست خورده است؛ چون هرچقدر كه سواد دانش‌آموزان بالا مي‌رود، ادب آنها پايين مي‌آيد!». براي سنجش ميزان صحت اين تحليل، به سراغ كارشناسان و متوليان حوزه تعليم و تربيت رفتيم و نظر آنها را جويا شديم. 

آموزش و پرورش بچه‌ها را براي كنكور تربيت مي‌كند، نه براي زندگي! 
دكتر ايراندخت فياض، رئيس كميسيون تعليم و تربيت شوراي عالي انقلاب فرهنگي: اينكه نظام آموزش و پرورش ما در امر تربيت و آداب‌داني بچه‌ها چندان موفق نبوده، يك امر مسلم است؛ چراكه خروجي‌هاي نظام آموزش و پرورش وارد چرخه نظام آموزش تخصصي در دانشگاه‌ها مي‌شوند، در حالي كه از بسياري از مهارت‌هاي اصلي زندگي محرومند و ريشه اصلي مشكل هم در نظام تربيت عمومي است. يكي از دلايل اصلي مشكل، حجم زياد مواد درسي و پرداختن به مسائلي است كه عملاً در زندگي واقعي بچه‌ها نقش مؤثري ندارد؛ در واقع، نظام آموزش و پرورش ما با زندگي بچه‌ها عجين نيست و بچه‌ها در مدرسه زندگي نمي‌كنند تا آداب و مهارت‌ها و چالش‌هاي اصلي زندگي را ياد بگيرند، بلكه در يك فضاي كاملاً رسمي چيزهايي را ياد مي‌گيرند كه آنها را چندان براي آينده آماده نمي‌كند. نكته ديگر اين است كه معلمان ما هم طوري آموزش نديده‌اند كه دانش‌آموزان را براي زندگي آماده كنند؛ در واقع نظام آموزش رسمي ما بچه‌ها را براي كنكور تربيت مي‌كند، نه براي زندگي! اين مشكل هميشگي نظام آموزش و پرورش ما بوده است و حتي مراكز تربيت معلم هم كه وظيفه تربيت چنين معلماني را برعهده دارند، مورد توجه قرار نگرفته و تضعيف شده‌اند و به جاي آنها، نيروهاي كم‌تجربه، غيرمتخصص و آموزش نديده وارد چرخه نظام آموزشي شده‌اند كه اين مسئله قطعاً به نظام آموزشي كشور صدمه جدي مي‌زند. 

خانواده‌ها به نمره رياضي و علوم بيشتر اهميت مي‌دهند تا تربيت!
مهندس مهدي نويدادهم، دبيركل شوراي عالي آموزش و پرورش:
قطعاً آموزش و پرورش ما عليرغم نكات مثبت و قابل دفاعي كه دارد، با چالش‌هاي جدي نيز روبه‌روست كه برخي از آنها در حوزه تربيت اخلاقي و ديني دانش‌آموزان نمايان مي‌شود و برخي نيز در رابطه با تربيت اجتماعي، اقتصادي و سياسي آنها. اساساً به خاطر وجود همين چالش‌ها بوده كه مقام معظم رهبري با نگاه كارشناسانه و دلسوزانه خود تأكيد كرده‌اند كه آموزش و پرورش نياز به «تحول بنيادين» دارد، يعني تحولي فراتر از اصلاح و تغيير عادي و اصرار هم بر اين بوده است كه آموزش و پرورش يك‌بار، هم از منظر مباني فلسفي و فكري و هم از جهت ساختارها و فرايندها مبتني بر آموزه‌هاي ديني و البته متناسب با شرايط زمان بازخواني و بازتوليد شود تا خروجي آن نيز، در تراز جمهوري اسلامي و اهداف بلند انقلاب باشد؛ به همين دليل «سند تحول بنيادين نظام آموزش و پرورش» توليد شد تا به اين دغدغه بزرگان نظام و انقلاب پاسخ داده شود. 

محوريت اين سند نيز بحث «تربيت» است و همانطور كه در بخش پاياني رهنامه سند نيز آمده است، اصلي‌ترين تغييري كه بايد با همكاري همه و با حمايت آحاد جامعه و همه دستگاه‌ها در آموزش و پرورش ايجاد شود، چرخش از يك نهاد آموزشي به يك نهاد فرهنگي و اجتماعي است تا بتواند زمينه تربيت‌پذيري دانش‌آموزان را فراهم كند. در سند تحول تأكيد شده كه علاوه بر سنجش شاخص‌هاي كمي از قبيل پوشش تحصيلي و درصد قبولي، بايد يك نظام سنجش مخصوص نيز براي ارزيابي شاخص‌هاي تربيتي مثل «ادب، اهميت به نماز و اجتماع پذيري» ايجاد شود. ما كار را براي ايجاد چنين سيستمي شروع كرده‌ايم، اما به هرحال كار سختي است كه نياز به حوصله و ظرافت دارد؛ البته خود خانواده‌ها هم در مراجعه به مدارس بيش از آنكه از شاخص‌هاي كيفي و تربيتي فرزندان خود جويا شوند، سراغ ارزشيابي‌هاي كمي مثل نمره رياضي و علوم و. . . را مي‌گيرند. 

شكست نخورده‌ايم 
حسين هژبري، معاون پرورشي و فرهنگي وزير آموزش و پرورش: ضمن احترام خاصي كه براي استاد بزرگوارم جناب آقاي قرائتي قائل هستم و خودم را نيز شاگردي مي‌دانم كه پاي درس ايشان بزرگ شده‌ام، اما اين تحليل را به معناي «شكست‌خوردگي» نمي‌توانم بپذيرم؛ به هرحال ما نهادهاي فرهنگي ديگري مثل مساجد و حوزه‌هاي علميه را هم داريم كه شايد انتقاداتي به نوع عملكرد آنها هم وارد باشد، اما قطعاً مفهوم شكست‌خوردگي در هيچكدام از اين نهادهاي فرهنگي از جمله «مدرسه، مسجد و حوزه» واقعيت ندارد؛ البته شكي نيست كه ما با اهداف متعالي و ايده‌آل‌ها فاصله داريم، اما از طرفي بركات و موفقيت‌هاي ديگري نيز در اين عرصه‌ها به دست آورده‌ايم؛ مثلاً پس از سال‌ها درس و بحث قرآني استاد قرائتي، امروز دانش‌آموزان به صورت ميليوني با يك مسابقه پاي برنامه «درس‌هايي از قرآن» ايشان مي‌نشينند كه نشانه استمرار خط مشي انقلاب اسلامي و مبلغان آن است، يا در رابطه با اعتكاف‌هاي دانش‌آموزي ماه رمضان، پيش‌‌بيني ما اين است كه امسال ۳۰۰ هزار دانش‌آموز در اين آئين شركت كنند؛ واقعاً چه چيزي باعث مي‌شود كه يك نوجوان با اين‌همه هجمه فرهنگي، در اين برنامه‌ها حضور يابد؟! يا نظرسنجي‌هايي كه در جريان اردوهاي راهيان نور انجام مي‌شود، همگي نشان مي‌دهد كه دل و ديده بچه‌هاي ما علاقه‌مند به اين راه و مسير است. اما از بُعد ديگر، ممكن است نگراني‌هايي هم در رابطه با فعاليت شبكه‌هاي اجتماعي و رسانه‌اي دشمن در خصوص فرزندان ما باشد كه درست است؛ تحليل من اين است كه زمانه سختي داريم و آتش جنگ دشمن روز به روز به صورت كمي و كيفي بر روي بچه‌هاي ما بيشتر مي‌شود، به همين دليل ممكن است تلاش‌هاي نظام تعليم و تربيت آنقدر كه انتظار مي‌رود، به چشم نيايد، اما باز هم تأكيد مي‌كنم كه اصطلاح شكست خوردگي درباره نتيجه عملكرد آموزش و پرورش قطعاً جامع نيست؛ البته من با بُعد ديگر سخنان ايشان كه با بالاتر رفتن سن بچه‌ها بعضي جنبه‌هاي رفتاري كمرنگتر مي‌شود، موافقم؛ مثلاً از سال ۵۷ كه دانش‌آموز سال آخر دبيرستان بودم تا سال ۶۱ كه معلم شدم، همواره شاهد بودم كه در فعاليت‌هاي بزرگداشت مقام و احترام معلم، دانش‌آموزان ابتدايي جلوتر از راهنمايي‌ها و راهنمايي‌ها جلوتر از دبيرستاني‌ها بوده‌اند و حتي وقتي يك بار در دوره كارشناسي ارشد به هم‌كلاسي‌هايم پيشنهاد تجليل از اساتيد را در هفته معلم دادم، برخي‌ها با نگاه‌هاي عجيب و غريب خود اينطور پاسخ دادند كه تو هنوز در حال و هواي بچگي و مدرسه هستي! 

در رابطه با اينكه راه درمان اين درد چيست، بايد فرهنگ عمومي جامعه ما در زمينه احترام به كوچكترها و تكريم و تربيت آنها تغيير كند تا بتوانيم از آنها انتظار برخي رفتارها را داشته باشيم؛ مثلاً با وجود آنكه بزرگان دين ما يادمان داده‌اند كه سلام كردن حتي از بزرگتر به كوچكتر، يك فضيلت است، اما جامعه ما به قدري عقب است كه اگر امروز كسي در كوچه و خيابان به بچه‌اي سلام كند، باورش نمي‌شود و احساس مي‌كند كه مسخره‌اش مي‌كنند! يا عليرغم سيره نوراني پيامبر (ص) در احترام ويژه به فرزند دختر، ولي هنوز در تار و پود افكار خيلي‌ها اين تصور هست كه اگر كسي فرزند پسر نداشته باشد، نسل و يادگار ندارد! به هرحال، نبايد فراموش كنيم كه هرچقدر جلوتر مي‌رويم، به دليل پيچيدگي‌هاي زمانه، روش‌هاي تربيتي هم نيازمند بازنگري و بازتوليد است كه ما هم تلاش مي‌كنيم تا در اين مسير قدم برداريم. 

نظم، پُركاري و اخلاق معلمان در معرض تهديد است 
نورالله حيدري، نماينده مجلس هشتم: در طي دوران طولاني فعاليتم در آموزش و پرورش و حتي در دوران چهارساله نمايندگي مجلس كه در كميسيون آموزش و تحقيقات بوديم، همواره اين دغدغه را داشته‌ايم كه چرا وزراي آموزش و پرورش به جاي اينكه بر روي بنيان‌هاي حقيقي آموزش و پرورش كار كنند و به درد اصلي آن بپردازند، به ظواهر و كارهاي مقطعي و ساختارهاي پُر زرق و برق ور مي‌روند؟! ضمن اينكه بايد تلاش‌هاي همه وزرا و مديران آموزش و پرورش را مدنظر داشته باشيم، اما به هرحال اين يك واقعيت است كه نمي‌توان از آن صرفنظر كرد. به نظر من، درد اصلي آموزش و پرورش ما چند چيز است كه اولين آن به خود فرهنگيان برمي‌گردد؛ واقعيت موجود اين است كه قاطبه فرهنگيان ما از منزلت لازم در جامعه و شوق كافي براي كار برخوردار نيستند. وقتي چنين فضايي حاكم مي‌شود، طبيعي است كه معلم دل به كار نمي‌دهد و تمام خروجي كار او فقط در يك تدريس كلي و تصحيح اوراق خلاصه مي‌شود و ديگر تلاش نمي‌كند كه بر روي تك تك بچه‌ها كار كند و روابط عاطفي با آنها برقرار كند؛ نظم، پركاري و اخلاق معلم به شدت در آموزش و پرورش ضعيف است. مشكل بعدي به روش‌هاي تدريس معلمان برمي‌گردد؛ هيچ وزيري نيامده كه اين روش سنتي و زهوار در رفته را كه در آن همچنان معلم «متكلم وحده» است، برچيند؛ بچه‌ها بايد در محيط‌هاي متنوع و با روش‌هاي متنوع مثل مباحثه و پرسشگري مطالب را ياد بگيرند. 

علت ديگر دردمندي آموزش و پرورش ما اين است كه بچه‌هاي ما به تبعيت از وضعيت موجود در جامعه، اشتهاي علمي كافي را ندارند و علم براي آنها خلاصه مي‌شود در «كسب مدرك و استخدام»؛ شاهد اين مدعا هم استقبالي است كه از تيم‌هاي ورزشي به ويژه فوتبال مي‌شود و مقايسه آن با استقبال از تيم‌هاي المپيادي! در نهايت هم بايد توجه داشت كه تحول بنيادين در آموزش و پرورش نيازمند اراده ملي است، در صورتي كه هيچ دولتي از جمله دولت آقاي احمدي نژاد فرهنگ و آموزش را در اولويت كارهاي خود نگذاشته است؛ ضمن اينكه براي اجراي سند تحول بنيادين، بودجه آموزش و پرورش بايد ۱۰ برابر اعتبارات فعلي شود، شخص وزير هم به جاي ابراز رضايت خوشبينانه از همه چيز در سخنراني‌ها، بايد از مسئولان حتي شخص رئيس‌جمهور مطالبه‌گري كند براي رفع معضلات موجود نظام تعليم و تربيت.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار