
طيف اصلاحات پس از آنكه در انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي با ادبار عمومي مواجه شد، اينك تمام تلاش خود را براي انتخابات يازدهم رياستجمهوري به كار بستهاند تا با سرپوش گذاشتن روي شكستها، افتضاحات و توهماتشان طي حوادث سال ۸۸، بتوانند خود را بازسازي و در عرصه سياست و قدرت عرض اندام كنند.
تلاش براي دوقطبي كردن فضاي سياسي - انتخاباتي طرد شدن اصلاحات در افكار عمومي و كمرنگي فعاليتهاي تأثيرگذار و تصميمساز اصلاحطلبان در سطح جامعه با نزديك شدن به انتخابات يازدهم رياستجمهوري ترس بزرگي را بر اندام اين طيف سياسي انداخته است. مردم كه هنوز مانورهاي تبليغاتي – توهماتي بسياري از سردمداران اصلاحات در فتنه ۸۸ را فراموش نكردهاند، بزرگترين عامل اين ترس در دل اصلاحطلبان هستند زيرا آنان ميدانند كه تنها راه ورودشان به عرصه قدرت و سياست با رأي مردم است و اگر مردم در انتخابات بعدي نيز از آنان رويگردان بمانند، ضربه سهمگيني بر پيكره اصلاحات وارد ميشود.
بنابراين طبيعي است كه آنان اين روزها را بيش از هر زمان ديگر به بازسازي دروني و بيروني يا ماهيتي – هويتي بگذرانند تا بتوانند در انتخابات آتي يك قطب رقابتها قرار گيرند. كشاندن فضاي سياسي كشور به شرايط دوقطبي شدن از جمله رموز استراتژي اصلاحطلبان براي انتخابات يازدهم رياستجمهوري است.
اين طيف سياسي كه يكي از دلايل شكست خود در انتخابات مجلس نهم را جذب مردم به سمت اصولگرايان و خواست ملت براي شكلگيري نوعي فضاي تك قطبي در عرصه سياسي و انتخاباتي كشور شناختهاند و انزواي روزافزون خود پس از فتنه ۸۸ را به خوبي درك كردهاند، اكنون به دنبال آن هستند كه بار ديگر خود را به عنوان يكي از قطبهاي سياسي – انتخاباتي در كشور بازسازي و مردم را براي حضور در عرصه انتخابات در يك فضاي دوقطبي سياسي كه متشكل از اصلاحطلبان و اصولگرايان باشد، تشويق كنند.
تزريق حواس پرتي و عادي نشان دادن اوضاع اصلاحات طبيعي است كه اصلاحطلبان براي حركت روي محورهاي اين استراتژي به مهرههايي نياز دارند تا شطرنج سياسي را به نفع خود در انتخابات آتي خاتمه دهند. آنان براي رسيدن به قله پيروزي قصد دوپينگ سياسي دارند و تصورشان بر اين است كه ميتوانند بدون عبور از دامنه و گردنههايي كه در مسير انتخابات وجود دارد روي كرسي رياست نشست. مهمترين تلاش اصلاحات در شرايط فعلي تزريق حواس پرتي و عادي نشان دادن اوضاع اصلاحات است كه انگار در قضاياي فتنه ۸۸ هيچ نقشي نداشتهاند و هيچ تقصيري بر عهده آنان نيست.
آنان ميكوشند با القاي حس نياز به اصلاحات در دل مردم و تقويت اين احساس و تبديل آن به يقين در افكار عوام و خواص، خود را از گناه فتنه عميق سال ۸۸ نجات دهند و نوعي خواست و اراده مصنوعي را براي ضرورت حضور خود در عرصه سياست و انتخابات ايجاد كنند و مردم را پشتوانه فرار خود از جرم بزرگ و قرار خود در مسير بازگشت به رياستجمهوري قلمداد كنند.
هرچند كه كسي مخالف حضور اصلاحطلبان در عرصه انتخابات نيست و آنان در انتخابات مجلس نهم نيز پس از حضور، طعم شكست را چشيدند، اما كسي هم موافق آن نيست كه اين طيف سياسي با تمام هزينههايي كه قبل و بعد از سال ۸۸ بر نظام تحميل كرده است، به آساني با بيخيالي و خود را به فراموشي زدن از كنار تمام اين مسائل بگذرد و دوباره قصد حضور در عرصه قدرت و رياستجمهوري را داشته باشد چه بسا كه اگر آنان بدين ترتيب و بدون پرداخت هزينه و عبرت گرفتن از حوادث سال ۸۸ وارد انتخابات يازدهم رياستجمهوري شوند، در صورت شكست فتنهاي بزرگتر از سال ۸۸ را رونمايي كنند و باز خيالشان از آينده خود راحت باشد.
اختلافات شديد در ميان اصلاحات براي معرفي كانديداي واحد با اينحال با توجه به اخبار و شنيدهها به نظر نميرسد كه اصلاحطلبان بتوانند براي انتخابات يازدهم رياستجمهوري به يك جمعبندي برسند و به صورت متحد وارد عرصه رقابت با اصولگرايان شوند.
به طور مثال در حال حاضر اختلافات عميقي در ميان كارگزاران ديده ميشود؛ آنچنان كه در ميان اعضاي آن، دو طيف شكل گرفته است.
شاخه اول كه عموماً كرمانيها هستند، كانديداي موردنظرشان در انتخابات بعدي رياستجمهوري اسحاق جهانگيري است و شاخه ديگر به پشتوانه غلامحسين كرباسچي، نظرشان براي كانديداتوري محمدعلي نجفي، وزير اسبق آموزش و پرورش مثبت است.
علاوه بر كارگزاران كه هنوز روي يك گزينه مشترك به تفاهم نرسيدهاند، مجمع روحانيون مبارز نيز براي معرفي كانديداي واحد دچار اختلافاتي شديد شدهاند. در اين طيف كه دو گروه اعضاي بنياد باران و نيروهاي موسوم به خط امام حضور دارند هر كدام به طور جداگانه روي گزينههاي متفاوت تمركز كردهاند. اين در حالي است كه مجمع روحانيون پيش از اين روي محمدرضا عارف به توافق نسبي رسيده بودند اما از آنجاكه عارف حاضر به قرار گرفتن زير پرچم مجمع روحانيون نشد و از قرار گرفتن تحت مديريت آنان سرباز زد، اعضاي مجمع روحانيون هر كدام به يك سمت كشيده شدند.
به طوري كه در حال حاضر طيف بنياد باران با محوريت سيد محمد خاتمي از كانديداتوري كمال خرازي، وزير اسبق امور خارجه حمايت ميكنند و معتقدند علاوه بر اينكه وي چهره شناخته شده و مورد قبول هاشمي رفسنجاني است، صلاحيت او نيز در شوراي نگهبان تأييد خواهد شد.
در طرف ديگر مجمع روحانيون جريان مجيد انصاري قرار دارد كه روي گزينه ديگري همچون مهندس بيطرف، وزير اسبق نيرو كار ميكند. استدلال آنان نيز اين است كه چون ايشان از دانشجويان تسخيركننده لانه جاسوسي است و همچنان تفكرات چپ را حفظ كرده و آدم كاري و بدون حاشيهاي است و ميتواند از فيلتر شوراي نگهبان بگذرد به تفكرات ما بيشتر ميخورد تا آقاي خرازي.
با اين حساب چگونه ميتوان پذيرفت كه اصلاحطلبان حتي اگر گناه پشتيباني آنان از فتنه ۸۸ مورد عفو قرار داده شود و وارد رقابت با اصولگرايان در انتخابات يازدهم رياستجمهوري شوند، امتيازي بتوانند كسب كنند و به پيروزي در انتخابات دست يابند؛اي كاش كه خود نيز از اين مسائل باخبر باشند تا اگر در انتخابات بعدي هم با شكست مواجه شدند، دوباره سير توهمات را طينكنند و فتنهاي ديگر نيافرينند.