روز شنبه نشستي با حضور وزراي امور خارجه پنج عضو دائمي شوراي امنيت شامل روسيه، چين، امريكا، فرانسه و انگليس به همراه نمايندگان تعدادي ازهمسايگان سوريه شامل: عراق، اردن و تركيه وهمچنين غير همسايه مانند قطربه همراه شخصيتهاي چون كوفي عنان، نماينده مشترك سازمان ملل و اتحاديه عرب، نبيلالعربي، دبيركل اتحاديه عرب و رابرت مود، رئيس هيئت ناظران عرب در سوريه براي بررسي بحران سوريه تشكيل شد. ايران، عربستان، لبنان و به خصوص دولت سوريه از غايبان اين نشست هستند و از اين لحاظ ميتوان گفت نشست ژنو از هدف اصلي و علت وجودي خود دور شده است.
به عبارت ديگر كوفي عنان پس از آنكه با كارشكنيهاي مكرر مخالفان طرح ۶مادهاي خود براي حل بحران مواجه شد و به اين واقعيت پي برد كه بحران سوريه تا حدود زيادي معلول تضاد منافع و تصادم سياستهاي بازيگران منطقهاي و بينالمللي است كه در اين راه مخالفان دولت سوريه از هيچ تلاشي براي به شكست كشاندن تلاشهاي سياسي جهت حل بحران دريغ نميكنند، لذا لزوم تشكيل گروه تماس بينالمللي را براي حل اين معضل ازطريق نزديك كردن ديدگاههاي بازيگران دخيل مطرح كردند.
البته مخالفان دولت بشار و حاميان عربي و غربي آنان كوشيدند از اين پيشنهاد براي بازتوليد طرح ايمني كردن انتقال قدرت در سوريه استفاده كنند اما در مقابل روسيه كوشيد از آن براي نجات طرح ۶ مادهاي استفاده شود.
الگوي يمني انتقال قدرت، برحفظ ساختار سياسي و نظامي و امنيتي و جابهجايي موقت قدرت در رأس در دوره انتقالي استوار است اما با توجه به تفاوتهاي ماهوي كه بين تحولات سوريه و يمن وجود دارد، طرفداران اجراي الگوي يمني انتقال قدرت در سوريه در صددند از اين طريق در پيكره واحد نظام سياسي و امنيتي – نظامي سوريه رخنه ايجاد كنند و بدين ترتيب زمينه را براي اجراي طرح ليبيايي كردن سوريه فراهم كنند.
دقيقاً به همين علت است كه روسيه با تجاربي كه از قضاياي ليبي و پيش از آن از جنگ عراق كسب كرده است با هر گونه تلاش براي تغيير نظام سياسي و امنيتي – نظامي سوريه به عنوان آخرين سنگر خود در خاورميانه عربي مخالفت ميكند و با اين اميد در اجلاس ژنو شركت كرده است كه بتواند طرف غربي وعربي را به بازنگري در سياستها و تلاشهاي براندازانه خود در سوريه متقاعد كند.
چنان كه سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه پس از ديدار با هيلاري كلينتون در سن پترز بورگ با اشاره به اينكه در رويكرد دولت امريكا درباره چگونگي خاتمه دادن به ناآرامي در سوريه تغييري مشاهده كرده است، گفت: «كلينتون نيز با اين مسئله موافق است كه فقط خود سوريها ميتواننددرباره تركيب دولت شان تصميمگيري كنند».
اين بدين مفهوم است كه از نظر روسيه هر گونه اصلاحات در سوريه بايد با موافقت دولت مركزي و حاكميت ملي اين كشور همراه باشد. هر چند اظهارات برخي از مقامات غربي ازجمله ويليام هيگ، وزير امور خارجه انگليس دقيقاً در نقطه مقابل مواضع روسيه حكايت دارد اما در عين حال برخي منابع ديگر از موفقيت روسيه در متقاعد كردن غربيها به كنار گذاشتن طرح كنارهگيري بشار اسد از قدرت به منظور حفظ امنيت خطوط لوله انرژي در اين كشور حكايت دارد.
به نوشته روزنامه انگليسي اينديپندنت، موضوع اصلي مذاكرات بين قدرتهاي بزرگ، بر سر تعيين امنيت انتقال نفت و به ويژه گاز از كشورهاي حوزه خليج فارس به مقصد اروپاست.
مذاكرات بر سر دو مسير حياتي است كه انرژي را به غرب ميرساند: يكي از عربستان و قطر كه با گذر از اردن و سوريه به درياي مديترانه و ديگري از ايران كه با گذر از جنوب عراق و سوريه، سرانجام به مديترانه و اروپا ميرسد. اين چيزي است كه اهميت دارد و به همين دليل است كه قدرتها حاضرند در صورت لزوم به اسد اجازه دهند تا دو سال ديگر نيز حكومت كند؛ بنابراين، روسيه در سوريه جديد، جاي پايي داشته و از اين وضعيت همه رضايت خواهند داشت.»
در صورتي كه اين مطلب واقعيت داشته باشد ميتوان از آن در كنار اظهارات لاوروف به عنوان شاخصي جديد در تغيير رويكرد غرب به تحولات سوريه ارزيابي كرد كه البته موفقيت نشست ژنو نيز به همين تغيير رويكرد غرب و البته اعراب همپيمان آنها بستگي دارد.