تئوريپرداز اين طرح بيشك از يادگاران ملكه انگليس (در برخي روايتهاي فرانسه) بود كه وقتي به سمع ايشان گزارشي از كاهش قدرت خريد مردم دادند و گفتند مردم نان براي خوردن ندارند، گفت: خب بيسكوييت (يا شيريني) بخورند! لذا هدف طراحان اين برنامه غير از اهداف سياسي هدايت شده به نظر چيز ديگري نميتواند باشد، مگر آنكه مقدمهاي براي تحركات بعدي و همسو با تحريمها را در دستور كار قرار داده باشند.
اينكه نخريدن نان و شير چه تأثيري ميتواند در كاهش قيمت اين دو خوراكي كه توليد عمده آن در داخل صورت ميگيرد، مهمترين سؤالي است كه بايد از طراحان آن پرسيد، اماروي سخن اين يادداشت نه با طراحاني كه ميخواهند از آب گل آلود ماهي بگيرند بلكه با مردم است.
نگارنده به عنوان يك كشاورز زاده بهتر از هر كسي ميداند كه قيمت تمام شده گندم و شير با حذف يارانه ها، عدم پرداخت يارانه كود و خوراك دام و ساير نهادهاي توليد افزايش يافته و هر گونه كاهش قيمت براي توليدكننده غير ممكن است و نخريدن و فشار آوردن به توليدكننده به معناي قهر كشاورزان با توليد چنين محصولات استراتژيك است، البته نگارنده قصد ندارد توجيهي براي سياستهاي غلط دولت و درست اجرا نكردن قانون هدفمندي يارانهها بياورد بلكه بر اين باور است كه مردم حق دارند پس از انكارهاي مداوم و وعدههاي محقق نشده در باره قيمتها از اين موضوع ناراحت بشوند، اما نبايد اجازه داد موجسواراني كه برنامههاي خود را از خارج از انديشههاي دلسوزانه براي اين مرز وبوم ميگيرند، قصد خود را عملي كنند و در سال حمايت از توليد و سرمايه ايراني به جاي تحريم كالاهاي خارجي، توليدات امنيتي خود را تحريم كنند چراكه سابقه اين گونه اعتراضات در تمام دنيا و در داخل كشور نيز موجود است، از ميرزاي شيرازي خودمان تا گاندي در هند، اما يك تفاوت اساسي در اين پديده بينتيجه كه با شكست هم همراه بود و به حتم ريشهاي غير ايراني – اسلامي و غيرميهن پرستي دارد با اقدامات ماندگار قبلي دارد؛ دراين پديده كالاهاي داخلي مورد هدف بودو درساير تجربهها اتكا به خود باوري و توليدات و توصيههاي خارجي تحريم شده بودند.
در چنين شرايطي كه كشاورزان بيش از پيش مظلوم واقع شدهاند و تلاش براي خودكفايي و كاهش وابستگي به نياز كالاهاي ضروري وامنيتي را پيشه خود كردهاند، طرح چنين مسائلي كه با سوء استفاده از دلگيريهاي مردم از نحوه عملكرد دولت گره زده ميشود، عين بيمهري به آنهاست.
ميرزاي شيرازي تحريم تنباكو را در مقابل اغيار و استعمارگران انجام داد و گاندي نيز زماني پاي از كفش به در كرد و تن پوش هندي رابه تن، كه ميخواست يك چيز را اثبات كندو آن خود باوري ودفع استعمارگران و دشمنان بود. نه ضربه به توليدكنندگاني كه دلالان محصولاتشان را با سوءاستفاده از سياستهاي دولتي به مفت ميخرند و با چندين برابر به مردم شهرها ميفروشند و از سويي عملياتهاي رواني و جنگ نرم عليه ملت و كشور ايران در ابعاد مختلف سياسي و اقتصادي در جريان است. اگر روزي مهاتما گاندي آن لباس را به تن كرد، توانست با همين دست كارها استعمارگران بيگانه را شكست دهد و دفع بلاي خارجي كند و امروز صنعت نساجي هند به رغم آن انحصارات گذشته اكنون در بين ملل حرفي براي گفتن دارد.
مثال ديگري بزنيم. ميگويند آيت الله مرعشي نجفي كه داستان نرفتنش به حج به خاطر عدم استطاعت مالي زبانزد خاص و عام ايرانيان و حتي غيرايرانيان شده است، درباره لباسش ميگفت: از روزي كه من خود را شناختم، يك ذره لباس خارجي مصرف نكردم.
ايشان هر چه لباس ميپوشيد، ساخت داخل بود، روزي خياطشان گفته بود: آقا دكمهاي كه ما ميگذاريم از خارج ميآيد و ايشان در پاسخ تأكيد كرده بود كه اگر كالايي غير ايراني است استفاده نكنيد، به جايش از همين قيتان هايي كه ساخت ايران است، دكمه درست كنيد تا دكمه آن هم خارجي نباشد، البته مردم خوب فهميدهاند كه با تأسي از برنامهريزاني كه هويت آنها مشخص نيست، تن به اين طرحها بدهند و نان و شير را نخرند يا كالاهاي بنجل خارجي و قاچاق را كه نمونه بهتر آن در داخل موجود است.