
چنين كساني در چنين اظهار نظري وسعت و گستره بازي و بازيگري را شهر تهران و لفظ و عنوان بازيگر را به نمايشگر تهراني اطلاق كردهاند، يعني نمايشگري كه در جغرافياي شهر تهران به فعاليت هنري بپردازد. در اين فرآيند حضور بازيگران قدرتمند و همه چيزتمام شهرستاني را بر نظريه ناقص و غيرقابل استناد خود حتي متصور نشدهاند.
اين در حالي است كه در عالم واقع بازيگراني به مفهوم اخص كلمه در شهرستانها به امر توليد آثار هنري اهتمام دارند كه مقهور و مضروب چنين نظريهپردازيها و قرباني مناسبات رابطهاي و مافيايي (!) اين حوزه شدهاند و گناه ناكرده آنان فعاليت هنري صادقانه و عاشقانه در شهرستانها ميباشد كه بيگمان همه ما مثالهايي از اين دست از هنرمندان بيادعا را در اطراف خود ديدهايم.
حجت موجه اين مدعا غالب بازيگران اصفهاني است كه در سريال پشت كوهاي بلند با امرالله احمدجو ياري و همكاري داشتهاند، از اين رو پس از وقفهاي چند روزه در تازهترين گفتوشنودمان سراغ «فريدون سوراني» رفتهايم كه از گفتنيهاي بازي در نقش «پيشكار» حاكم برايمان بگويد كه گفته است. ماحصل اين گفت و شنود در ادامه پيشكش دوستان و علاقهمندان حوزه فيلم و سريال ميشود.
جناب آقاي سوراني، گويا شما به جز نقش پيشكار كانديداي نقشهاي ديگري هم بودهايد، در صورت تأييد توضيحي در اين مورد بفرماييد.
در ابتدا قرار بود من نقش شمس وزير (با بازي انوشيروان ارجمند) را بازي كنم. همين طور كه بازيگران نقش ها مشخص ميشدند در پايان نقش «پيشكار» جامانده بود و به قول معروف بدجور اين نقش بيكلاه مانده بود. بعد بنا به پيشنهاد آقاي احمدجو قرار شد كه من اين نقش را بازي كنم و شمس وزير به آقاي انوشيروان ارجمند محول شود.
يعني پذيرش و بازي در نقش پيشكار صرفاً به خاطر دوستي با آقاي احمدجود بود يا خودتان هم دل در گرو ايفاي اين نقش داشتيد؟
خير. با آقاي احمدجو قبل از اينكه سراغ اجرا برويم متن را كامل خوانده بودم و راهنماييهاي او را شنيده بودم. بعد از مطالعه متن ايشان به من گفتند: كدام نقش را دوست داري؟ گرچه آقاي احمدجو نقشها را براي بازيگراني كه ميشناختند نوشته بودند، براي همين ايشان به من گفتند كه كدام نقش را دوست داري و من جواب دادم كه من نقش پيشكار را دوست دارم. براي اينكه اين نقش خيلي جاي كار دارد و از طرفي من با اين نقش ارتباط برقرار كردهام و نقش پيشكار را بيشتر از شمس وزير دوست داشته و دارم اما در واقع از نگاه بازيگري براي من اين دو نقش هيچ فرقي نميكرد، مهم ايفاي نقش بود كه به بهترين وجه ممكن صورت بگيرد، بنابراين با توافق ايشان نقش پيشكار را پذيرفتم.
آنطور كه به نظر ميرسد پيشكار شخصيت سياسي و سياستمداري است و در واقع آغاز كشمكشها و درگيريها در بافت دراماتيك داستان از پيشنهاد جنگ با سام شاه است كه به حاكم طمعكار ميدهد و به نوعي تمام گرهها و گرفتاريهايي كه در روند داستان مشاهده ميشود به نوعي به اين پيشنهاد برميگردد. شما در اين مورد چه نظري داريد؟ من با حرف شما كه پيشكار آدم سياسي و سياستمداري است، موافقم، گرچه او اين درگيريها را به راه مياندازد، اما با اين حال آدم فتنهگري نيست و از آنجايي كه آشناي «حاكم خاتون» است دوست دارد و سعي ميكند كه به هر نحوي كه شده به حاكم خدمت كند، منتها با ناآگاهيهايي كه دارد خيال خدمت به دردسرهاي دست و پاگيري تبديل ميشود.
در آغاز داستان پيشكار پيشنهادي به حاكم ميدهد و ميگويد كه اگر عليه سام شاه با او وارد جنگ شوي و او را شكست دهي بر مسند و مقام شاهنشاهي خواهي رسيد با اين اوصاف پيشكار از ارائه اين پيشنهاد چه سودي ميبرد؟ خب اگر حاكم، پادشاه شود، طبيعي است كه جايگاه اجتماعي و پست او هم ارتقا مييابد و ممكن است به مقام شمس وزير يا قمر وزير برسد، اين است كه پيشكار در پس مواردي كه در ذهن دارد، در وهله اول به دنبال منفعت و سود شخصي خودش است، اما اين خط و مواردي كه شما به آن اشاره كرديد، اتفاقاً خط اوليه قصه سريال بود كه پيشكار سعي ميكند به وسيله ثروت خواجه نعمان و كدخدا و ساير افراد حاكم را به اين آرزوي محال و خطرناك برساند، اما از آنجايي كه سام شاه و اطرافيانش به عنوان مهمان وارد قصر ميشوند، اين خط كمرنگ و به تدريج گم ميشود. گرچه بعضي اوقات به اين توطئه اشاره ميشود اما در نهايت در ميان اپيزودهاي مختلف گم ميشود.
با توجه به اينكه نقش پيشكار يكي از نقشهاي محوري داستان ميباشد، بفرماييد كه اين آدم در داستان چه جايگاهي دارد و تركيب و كليت داستان چطوراز كنش و عملكرد او بار ميگيرد؟ همانطور كه از زبان حاكم ميشنويم كه به پيشكار ميگويد: تو هر كاري كه ميكني به جز اينكه به من ضرر برساني كار ديگري نكردهاي، از طرفي پيشكار هم عزمش را جزم كرده كه حاكم را «شاه حاكم» كند، براي همين نقشههايي كه ميكشد هم به خاطر صعبالوصول بودن آنها و هم به خاطر فراهم كردن جنبههاي طنز داستان عموماً به نتيجه نميرسند و تصميمات او نتيجه قابل قبولي نميدهند و در مجموع با شكست روبهرو ميشوند، به همين خاطر پيشكار جايگاه حساسي در داستان دارد و گرهافكنيها و پديد آمدن مشكلات پياپي اگر بررسي شوند، مستقيم و غير مستقيم به عملكرد جاهلانه او برميگردد.
با توجه به وجه اشتراك شخصيتهاي اصفهاني كه هر كدام در حاشيه كار و حرف خود درصدد به دست آوردن سكههاي بيشتر هستند، به نظر ميرسد كاراكتر پيشكار از اين خصيصه كه پيوند دهنده اين آدمها با هم است، فارغ ميباشد، به همين خاطر سايرين بيم آشكاري در رويارويي با او دارند، آيا اين دريافت صحيح است؟ بله، اما اين برداشت نبايد اينگونه معنا شود كه پيشكار به هيچ عنوان درصدد كسب منافع شخصي خود نيست، بلكه اين شخصيت اگر نه به صورت آشكار اما در مواقعي كه برايش ممكن شود او هم سوءاستفادههاي خودش را ميكند و شايد اين خصوصيت مابين خصيصههاي شخصيتهاي اصفهاني و سه شخصيت صفرعلي و ريش قرمز و تا حدودي تلخك باشد كه اين سه نفر به هيچ عنوان منافع شخصي خود را در پيدا و پنهان داستان نميجويند، براي همين انتظارات و سوءاستفادههاي پيشكار در همين حد ديده ميشود و اصلاً به فكر سوءاستفادههاي اين دست از درباريان مثل تصاحب تاج و تخت حاكم و پادشاه نيست.
برحسب ظاهر به نظر ميرسد بهرغم برخورداري عموم بازيگران از تكيه كلام منحصر به فرد خود، پيشكار تكيهكلامي به اين مفهوم ندارد و در جبران اين كاستي حين بازي با دفرم خاص خود مدام سبيلهايش را ميگيرد و ميكشد. در اين باره توضيح دهيد و بفرماييد كه اين خصيصه رفتاري حين بازي پيشنهاد چه كسي بود؟ اتفاقاً به خوب نكتهاي اشاره كرديد. اين مسئله هم باز پيشنهاد من بود كه آقاي احمدجو هم براي عملي كردن آن موافقت كردند. در اين باره من به ايشان گفتم:« آقا بگذاريد اين «دفرم» صورت را در جاهاي مناسب خود من انجام دهم و ايشان هم پذيرفتند و در جاهايي كه خيلي فشار و استرس بر او وارد ميشد و ناراحت بود اين رفتار را انجام ميدهد و قرار شد تا حدي آن را انجام دهم كه تماشاچي از ديدن آن احساس خستگي و دلزدگي نكند، براي همين در زمان اجرا من و آقاي احمدجو تمام سعيمان را ميكرديم كه بروز اين رفتار تيك مانند بجا و در صورت نياز صورت بگيرد.