کد خبر: 473968
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
چرا بحران سوريه متفاوت است؟
رضا مهرعطا
قيام‌ها و خيزش‌ها دركشورهاي عربي يا به قول غربي‌ها بهارعربي كه ريشه در بهار پراگ چكسلواكي در دوران جنگ سرد دارد، در پي خود سوزي محمد بوعزيزي در اعتراض به فساد و بدرفتاري پليس تونس آغاز شد و به دليل وجود شرايط مشابه در سايركشورهاي منطقه و جو ديكتاتوري و استبدادي دست‌نشاندگان امريكا و صهيونيسم به صورت زنجيره‌اي در مصر، اردن، يمن، بحرين، ليبي و عربستان سعودي گسترش يافت؛ قيام هايي كه از جنس اسلامي و مردمي بودند چراكه در اكثر اين حكومت‌ها، مردم نقشي درساختار حكومت نداشتند و احزاب اسلامي نيز توسط سيستم حكومت به انزوا و انفعال كشيده شدند. 

تاكنون سه حكومت تونس، مصر وليبي سقوط كرده و علي عبدالله صالح دريمن درآستانه سقوط قراردارد. در اردن نيز ملك عبدالله دوم نخست وزير جديدي را از ترس سقوط انتخاب كرد و در بحرين نيز كار به خشونت‌هاي خياباني و مداخله نيروهاي امنيتي نظامي عربستان سعودي كشيد؛ جايي كه سيستم پليسي و امنيتي بحرين ديگر قادر به كنترل اوضاع نيست وازروي ناچاري بحث الحاق به عربستان سعودي را مطرح كرده است. 

عربستان سعودي نيز به عنوان يك متحد امريكا در منطقه با يك سيستم كاملاً بسته سياسي با آموزه‌هاي سلفي وهابي اقليت‌هاي شيعه رابه شدت سركوب كرده كه اين خيزش‌ها نيز به جان آنها افتاده است به طوري كه روزبه‌روز به ناآرامي‌ها درعربستان سعودي افزوده مي‌شود. 

آنچه مهم است اينكه اين قيام‌ها مردمي است، چون غيرقابل كنترل است و هيچ گونه مداخله قدرت‌هاي بزرگ در شكل بخشي براي پيدايش آنها وجود ندارد، اما سوريه نيز در اين قيام‌ها وارد يك سناريوي بحراني شده است كه با شبيه‌سازي غرب، امريكا و برخي كشورهاي ذي‌نفع منطقه از اين اوضاع آن را از جنس قيام‌هاي مردمي مي‌دانند.
اما آيا بحران درسوريه ازجنس قيام‌هاي مردمي است؟ 

بحران سوريه
پس از تحولات بيداري اسلامي، غرب، امريكا، عربستان سعودي و رژيم صهيونيستي كه از خيزش‌ها در بحرين و سقوط حسني مبارك درمصر به شدت متضررشدند و موازنه قدرت در خاورميانه به ضرر آنها تغيير كرد، به دنبال طراحي سناريويي بودند كه خط مقاومت ( يا به قول غربي‌ها هلال شيعي ) را تضعيف كرده و به مانند عراق وشرايط كنوني منطقه ازقدرت‌گيري جمهوري اسلامي ايران جلوگيري به عمل آورند. سناريوي بحران‌سازي در سوريه در همين راستا رقم خورد و حكومت بشاراسد كه تاقبل از اين وقايع مقبول و مشروع اتحاديه عرب و كشورهاي منطقه بود به يكباره تبديل به يك حكومت مستبد غير مردمي خودكامه به مانند ليبي، مصر و تونس تبديل شد. تأكيد غربي‌ها بر اين است كه بشار اسد ازحكومت كناره‌گيري كرده و به اصطلاح يك حكومت مردمي جايگزين آن شود. 

خاندان اسد كه جزو علويان محسوب مي‌شوند بيش از ۴۰ سال است در سوريه حكومت مي‌كنندو اين درحالي است كه حدود ۷۴ درصد از مردم سوريه را سني‌ها تشكيل مي‌دهند. تا قبل از بحران، سوريه يك كشور عربي در مجمع اتحاديه عرب و تأثيرگذار در خاور ميانه محسوب مي‌شد و به رغم اعتراضات مخالفان و اپوزيسيون، بين دولت اسد و مخالفان همزيستي مسالمت آميزي وجود داشت. با اين حال، وقوع انقلاب‌هاي غربي شرايط رابراي رقم زدن سناريوي بحران در سوريه فراهم كرد؛ سناريويي كه خارج از مرزهاي سوريه رقم خورد و سرپل اين سناريو درداخل توسط گروه‌هاي سلفي وهابي كه علويان را رافضي ياخارج از دين معرفي مي‌كنند، تعقيب گرديد. حضور سلفي‌ها ووهابي‌ها كه از سوي حكومت عربستان سعودي و سازمان القاعده حمايت مي‌شوند، در سوريه بهانه مناسبي براي رقم زدن يك بحران را فراهم كرد. 

سلفي‌ها و گروه اخوان المسلمين سوريه كه مخالف حكومت حافظ اسد وبشاراسد هستند و طايفه‌ علوي‌ها را خارج از دين اسلام معرفي مي‌كنند، در تحولات سياسي منطقه سناريوي برهم زدن نظم عمومي سوريه و جنگ مسلحانه باحكومت بشاراسد را آغاز كردند، البته بايد به اين نكته اشاره كرد كه قبل از انقلاب‌هاي عربي هيچ نشانه‌اي از مخالفت جدي معارضان با حكومت اسد وجود نداشت و نوعي همزيستي بين اين گروه‌ها و دولت وجود داشت، با اين حال پس از سناريوي بحران، بشاراسد با ايجاد اصلاحات در قانون اساسي اين كشور سعي داشت تا اين گروه‌ها را در حكومت دخيل نمايد اما فشار سنگين بر سوريه (منطقه‌اي- بين‌المللي) اين اصلاحات را تحت‌الشعاع خود قرارداد. 

بازي چندجانبه
در واقع سوريه قرباني يك بازي از طرف امريكا – عربستان سعودي – قطر – تركيه و رژيم صهيونيستي قرارگرفت تا به هر قيمتي حكومت بشاراسد ساقط گردد تا اين بازيگران به منافع خود در منطقه برسند.
نمي‌توان تحولات سوريه را امري صرفاً داخلي جهت تمكين اپوزيسيون در حكومت دانست بلكه كشورهايي چون عربستان سعودي و قطر كه از گروه‌هاي مسلح و تروريست حمايت مي‌كنند و تركيه از لحاظ سياسي اين گروه‌ها را حمايت مي‌كند و امريكا به همراه غرب به دنبال تصويب قطعنامه‌هاي زنجيره‌اي هستند تاسناريوي مشابه ليبي رادر سوريه به اجرا درآورند. 

از طرفي اين تحولات فرصت مناسبي براي گروه‌هايي نظير القاعده و سلفيون ايجاد كردكه ناآرامي‌ها را از شهرهاي مرزي آغاز نمايد؛ شهرهايي چون حماه، حمص و درعا مكان مناسبي بودند تاگروه‌هاي سلفي در اردن لبنان وعراق وارد سويه شوند و به اين ناآرامي‌ها و بر هم زدن نظم عمومي اين شهرها شدت و حدت ببخشند. اين در حالي است كه اعتراضات در كشورهاي ديگر عربي مانند مصر، تونس، بحرين و يمن هيچ كدام از مرزهاي اين كشورها كليد نخوردند. اسناد و مدارك نشان مي‌دهد كه ماهانه نزديك ۵۰۰ هزار دلار توسط سلفي‌ها در سوريه هزينه مي‌شود تاگروه‌هاي اپوزيسيون سني سازماندهي و تجهيز گردند، وابستگي اين گروه‌ها سلفي به سازمان اطلاعات و امنيت عربستان سعودي كاملاً مشهود است. حكم كافر دانستن بشاراسد توسط علماي سلفي وهابي و اعلام جهاد عليه دولت سوريه، سلفيون راباانگيزه به ميدان جنگ براي سقوط دولت بشاراسد فرستاده است و در اين ميان نيز اپوزيسيون‌هاي ديگر سياسي نيز به اين جمع پيوستند. 

تركيه و قطر نيز نقش كاتاليزور را در اين تحولات بازي مي‌كنند. قطر نقش مهمي را در اتحاديه عرب براي تعليق سوريه ايفا نمود و در بعد رسانه‌اي نيز از طريق شبكه الجزيره، جنگ رواني سنگيني عليه حكومت بشاراسد به اجرا درآورد. 

معترضان يا معارضان
در سوريه بايد معترضان را ازمعارضان جدا كرد؛ افرادي كه مي‌كوشند در سايه حمايت‌هاي خارجي و روي آوردن به خشونت، حكومت بشاراسد را ساقط نمايند را بايد از معترضان كه به دنبال جايگاه در حكومت هستند و به دنبال اصلاحات سياسي هستند را جدا نمود. معارضاني كه از طريق كاميون‌هاي حامل اسلحه توسط عربستان سعودي و قطر پشتيباني مي‌گردند و القاعده و سلفيون نيز با تبليغات رواني اين نيروها را مسلح كرده و با همدستي با دولتين مذكور جنگ مسلحانه را در پيش گرفته‌اند و به دنبال نا امن نشان دادن فضاي سوريه و ناكارآمدي دولت بشاراسد در تأمين امنيت كشور هستند.
 
اسرائيل نيز كه منافع بر باد رفته در مصر دارد و حضور اسلامگرايان ضد صهيونيست را براي خود خطرناك مي‌بيند از اهداف عربستان سعودي، امريكا، قطر و تركيه در سوريه پشتيباني مي‌نمايد چرا كه مصر اسلامگرا و سوريه طرفدار ايران مي‌توانند اسرائيل را در دو جبهه قيچي نمايند كه از لحاظ امنيتي براي آن رژيم بسيار خطرناك است، لذا سقوط حكومت بشاراسد، ايجاد فضاي نا امني و بي‌ثباتي يك هدف ايده‌آل براي رژيم صهيونيستي است تا از اين فضاي نا امن به نفع خود استفاده نمايد، لذا معارضان كاملاً تحت حمايت كشورهاي مذكور هستند. 

حكومت بشاراسد بايد بتواند بين معارضان و معترضان تفكيك قائل شود و با ايجاد اصلاحات قانون اساسي و اجراي طرح كوفي عنان براي ثبات و صلح بين‌گروه‌هاي مسلح و ارتش اين فتنه را خاموش نمايد؛ فتنه‌اي كه سرنخ آن را در خارج از مرزها بايد جست‌وجو كرد كه هركدام از اين بازيگران به دنبال امنيت سوريه نيستند بلكه منافع خود را در ناامني و سقوط دولت بشاراسد جست‌وجو مي‌كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار