در مترو، شهروندان، چنان شتابي از خود نشان ميدهند كه نزديك است چند نفر زير دست و پا له شوند! هنگام سوار شدن به اتوبوسهاي شهري هم همين شتاب قابل مشاهده است. سوار شدن به تاكسي، حكايتي ديدني از همين قماش دارد.
كافي است چند شهروند در يك نقطه منتظر آمدن تاكسي باشند. تاكسي كه ميآيد، اين افراد با سرعت به سمت آن هجوم ميبرند و اغلب، كسي به فكر رعايت نوبت نيست! در بانكها، تا پيش از اينكه سيستمهاي شماره دهنده نوبت قرار داده شود، هر كسي سرعت بيشتري به خرج ميداد، زودتر كارش انجام ميشد! جالب اينجاست همين الان هم كه اين سيستم در بانكها وجود دارد، خيليها تلاش ميكنند شتاب به خرج بدهند و زودتر از بقيه كار خود را راه بيندازند.
پشت چراغ قرمز كه خودروها بايد متوقف بمانند، رانندهها دنبال راه فراري هستند كه جلوتر از بقيه خودروها قرار بگيرند و با سرعت از چراغ گذر كنند. براي طولاني نشدن يادداشت، از بيان اين رفتار در جاهاي ديگر صرفنظر ميكنيم.
اما چه كسي تهرانيها را وادار به سرعت و شتاب ميكند؟ اين ناآرامي ريشه در چه عواملي دارد؟ آيا خود شهروندان مقصرند؟ ميزان تقصير دولت چقدر است؟ چه شرايطي به عادت شدن اين رفتار در تهرانيها، كمك كرده و ميكند؟
بي شك يكي از مهمترين علل اين شتاب، ورود ماشين به چرخه و عرصه زندگي انسان هاست. ماشين هر جا كه بيايد سرعت را هم با خودش ميآورد؛ در حقيقت، سرعت جزء جدايينشدني ماشين يا همان خودرو است. بر اين مبنا شايد بتوان گفت از روزي كه نخستين خودرو وارد در زمان مظفرالدين شاه قاجار وارد ايران شد، تعجيل و سرعت هم به اين شهر پاگذاشت.
اما بيترديد، دليل اصلي و بنيادي با سرعت حركت كردن آدمها و خودروها در پايتخت، اين نيست. علت يا علل را بايد در جا و حتي جاهاي ديگر جست. برخي از جامعه شناسان معتقدند كه عواملي همچون تورم، شرايط بيثبات شغلي، ترافيك سرسامآور، حجم بالاي خودروها در تهران، رعايت نكردن برخي دستورهاي ديني، استرسهاي شغلي و دغدغههاي معيشتي سبب شده است تهرانيها به سرعت و عجله اعتياد پيدا كنند. ناگفته نماند كه زندگي قسطي، از عوامل ديگري است كه نهادينه شدن رفتارهاي شتاب آلود در شهروندان تهراني را تشديد كرده است.
اما چگونه ميتوان سرعتطلبي را در تهران و رفتار شهروندان كاهش داد و كمي آرامش به اين كلانشهر بخشيد؟ به اعتقاد برخي روانشناسان، تقويت باورهاي ديني همچون ايمان قلبي به اين اصل كه «روزي دست خداست»، «هرآنچه در زمين و آسمان است تحت تسلط خداوند است» و نيز اصل «توكل» قطعاً در آرامش دهي به تهران مؤثر است كه البته تقويت اين اصول بايد از خانواده و سپس مدرسه آغاز شود.
جامعهشناساني هم كه در اين باره از آنان پرسيديم، به طور كلي بر چند محور براي بازگشت آرامش به تهران تأكيد كردند.
كنترل و كاهش گراني در اقلام و اجناس و مسكن، پيشگيري از ورود سيلآساي خودرو به تهران، كنترل و كاهش ترافيك، عادلانه شدن دستمزدها و حقوق، مقابله با روحيه فرصتطلبي در محيطهاي كاري و اجتماعي(كه سبب ايجاد استرسهاي كاذب و ترس از شكست در ذهن افراد ميشود) و نيز حاكم شدن شايسته سالاري از مهمترين راهكارهاي كم كردن از رفتارهاي شتاب آلود پايتخت نشينان است.