کد خبر: 473814
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۱ - ۱۷:۰۰
فارس: مراسم رونمایی از کتاب «هاروارد مک‌دونالد: ۴۳ نمای نزدیک از سفر آمریکا» با حضور نویسنده و منتقدین صبح امروز در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.در این مراسم سید‌مجید حسینی نویسنده کتاب به همراه حسن بلخاری، حسین پاینده، وحید حسینی، فاضل نظری، رضا امیر‌خانی و... حضور داشتند.

پاینده: ‌«هاروارد مک دونالد» براساس یک احساس قوی ضد آمریکایی نوشته شده است

حسین پاینده در ابتدای سخنان خود به حضور افراد بسیار در این جلسه اشاره کرد و گفت: در روزگاری که مردم نوسانات دلار و مسائل معیشتی را دنبال می‌کنند حضور کسانی در اینجا برای نقد و رونمایی از یک کتاب بسیار قابل توجه است و برای من افتخار و مباهاتی محسوب می‌شود که در چنین جلسه‌ای صحبت کنم.

وی در خصوص حضورش در مجلس گفت: این کتاب یک سفرنامه است و رشته اصلی من نقد و نظریه ادبی است. کار من نقد و نظریه ادبی است و این حوزه کاملا میان رشته‌ای است و حیطه بسیار گسترده‌ای است. در گذشته وقتی صحبت از متن می‌شد بیشتر شعر، داستان‌ و رمان مورد توجه بود. اما این روزها هر گونه روایتی در زمره متن قرار می‌گیرد هر جایی که چیدمانی از نشانه‌ها باشند و متنی را روایت کنند با یک روایت به معنای دقیق کلمه مواجه هستیم. کار من در این جلسه پرداختن به این کتاب از دیدگاه‌های پست مدرن است.

وی در ادامه گفت‌: فرض من در مورد این کتاب این است که من با یک روایت روبرو هستم. سبک یا ژانر سفرنامه‌نویسی در کشور ما چندان رایج نیست و ما کمتر به سفرنامه پرداخته‌ایم اما در این سفرنامه نویسنده با نگاهی تیز‌بینانه صحنه‌هایی از آمریکا را برای ما روایت می‌کند. من در این کتاب تلاش دارم با توجه به گفتمان فوکو در مورد روایت به بررسی کتاب بپردازم. براساس نظریه فوکو هر یک از ما که در اینجا حضور داریم در حال تفسیر جهان هستیم. هرگاه گذاره‌هایی را از ذهن می‌گذرانیم و مبنایی به آنها نسبت می‌دهیم در حال تفسیر جهان هستیم و هیچ کسی از این تفسیر بری نیست.

وی در مورد بحث روایت در نگاه فیلسوفان پست مدرن گفت‌: فوکو گفتمان را مجموعه منسجمی از گذاره‌ها می‌داند که ادراکی از واقعیت را به دست می‌دهند. هر گفتمانی هم شناختی از جهان را در بر دارد. شناخت( knowledge) هم دانستگی است و هم دانش. گفتمان صورت‌بندی‌هایی برای تولید علم است و تعلق به یک گفتمان یعنی اشاعه نوعی وابستگی به قدرت که می‌تواند این قدرت مسلط باشد یا نباشد. گفتمان‌ها پویا هستند و به فراخور تغییر در اوضاع سیاسی، فرهنگی و... دگرگون می‌شوند. رخدادهایی هم که در این کتاب مطرح می‌شوند از نگاه سه دهه اخیر ما نسبت به آمریکا بری نیستند.

وی در ادامه افزود: با توجه به گستردگی مفهوم روایت من استناد می‌کنم گزارشی هم که در روزنامه‌ها نوشته می‌شود نوعی روایت هستند. اخبار پوششی هم نوعی از روایت محسوب می‌شوند و گفتمانی را در خود مستتر دارند. حتی کتاب‌های درسی هم که در مدرسه تدریس می‌شود دارای روایت هستند. برنامه کودک هم واجد گفتمان روایت است و چهارچوب روایتی برای شناخت کودکان از فرهنگ ایرانی در آن قرار دارد. با توجه به این استنادات می‌توان پا را فراتر گذاشت و با توجه به گفته هیدنبرگ، فیلسوف پست‌مدرن، هر تاریخی که نوشته می‌شود نیز یک نوع روایت است زیرا همان گونه که نوشته می‌شود به تاریخ می‌پیوندد پس هر تاریخی هم یک نوع گفتمان محسوب می‌شود. شخصیت انتخاب می‌شود، زمانی مشخص می‌شود، مکانی برای توصیف پدیده‌ها در نظر گرفته می‌شود و با توجه به آنها روایتی صورت می‌گیرد.

پاینده در ادامه افزود: کتاب «هاروارد مک‌دونالد» نیز یک راوی دارد. در مقدمه کتاب نیز راوی مدعی شده که تلاش داشته هر چه را که دیده است بر روی کاغذ بیاورد. با توجه به اینکه ما گریزی از روایت نداریم این کتاب هم نتوانسته است از محدوده روایت خارج شود.

وی ادامه داد: در گذشته روایت را براساس اصطلاحی چون اول شخص و سوم شخص مفرد تقسیم‌بندی می‌کردند. اما توجه به نظریات جدید پست مدرن راوی می‌تواند در درون آن روایتی که خود انجام می‌دهد قرار داشته باشد یا خارج از روایت باشد.راوی کتاب «هاروارد مک‌دونالد» از نوع اول است زیرا با توجه به ادراک‌های خود روایت‌هایی را نقل می‌کند. در ادامه دکتر پاینده بخشی از کتاب هاروارد‌مک‌دونالد را خواند و به تحلیل آن پرداخت.

وی در خصوص عکس‌هایی که در این کتاب به وفور حضور دارند نیز گفت: در گذشته ما فقط با قلم می‌نوشتیم اما این روزها می‌توانیم با تصویر هم به روایتگری بپردازیم. در گذشته ما تصور می‌کردیم که تصویر سخن از واقعیت می‌گوید اما این روزها مشخص شده که هیچ تصویری نمی‌تواند صرفا از حقیقت سخن بگوید. ما با نحوه برداشتن عکس، نماها و قراردادن دوربین می‌توانیم روایت خاصی را به مخاطب ارائه دهیم.

وی در انتهای سخنان خود گفت: تک تک آدم‌هایی که در اینجا نشسته‌اند واجد گفتمان هستند اگر کسی این انتقاد را وارد کند و بگوید چرا این سفرنامه را نوشته‌ای و فقط اید‌ه‌های خود را در آن بیان کرده‌ای کاملا اشتباه کرده زیرا با توجه به اینکه همه افراد دارای گفتمان هستند چنین سخنی نادرست می‌نمایند. جلال آل‌احمد هم در سفرنامه‌های واجد گفتمان بود. گفتمانی که در زمان او حضور داشت به شیوه روایت گری در کتاب‌های قرن نوزدهم مانند نوشته‌های دیکنز شباهت داشت.

وی در ادامه داد: این کتاب‌ها یک دیدگاه است و براساس یک احساس قوی ضد آمریکایی نوشته شده است. این سفرنامه عاری از گفتمان نیست و به قدرت تعلق دارد و به نظر من سفرنامه بسیار خواندنی است. همچنین کتاب بسیار منقح منتشر شده و تولید کتاب با شکل جذاب و قراردادن مطالب در آن از جزئیاتی بوده که ناشر به آن توجه داشته است.

پاینده در پایان از انتشار مطلب خود در خصوص کتاب «هاروارد مک‌دونالد» در آینده نزدیک در مجله بخارا خبر داد.

* نظری:‌ تیترهای این کتاب بسیار ادبی هستند/ حسینی در این کتاب مغرض بوده

در ادامه فاضل نظری پشت تریبون قرار گرفت و در خصوص این کتاب گفت: من خیلی اهل صحبت کردن نیستم. به نظر من فردی زیبایی‌هایی را در جایی می‌بیند و دوست دارد آن را با دیگران تقسیم کند. سفر کردن از مواردی بوده که بسیار به آن توصیه شده و چه خوب است که انسان چیزهایی را که دیده است برای دیگران تعریف کند و آنها هم در مشاهدات او شریک شوند.

وی در خصوص کتاب گفت: شکل چینش تصویر و محتوای متن شکل جالبی به کتاب داده‌. در شرق خیلی با جهان ذهنی آشناتر هستند غرب بیشتر به عینیت‌گرایی روی آورده است. جهانی که یک آدم شرقی در ذهن دارد بزرگتر از جهان محسوسات و معلومات است.

وی در خصوص نوشته‌ها و تیتر‌های کتاب «هاروارد مک‌دونالد» گفت: تیترهایی که دکتر حسینی برای مطالب خود انتخاب کرده بسیار ادبی هستند. برای نمونه «گفت‌وگو با گارسن»، «سفر به داخل تابلو»، «چهره‌های بس ناجوانمردانه هستند»، «اعتراض تحت ویندوز»، «گفت‌وگو با روح بازار» و...

وی در ادامه افزود:‌ محتوای این کتاب نمی‌تواند از متن کتاب جدا باشد و محتوای کتاب براساس تجربیات و شخصیت نویسنده نوشته شده است. حسینی در این کتاب مغرض بوده و آدم نمی‌تواند بدون غرض کتابی را بنویسد ما در این سفرنامه به همراه حسینی به درون جامعه سفر می‌کنیم و او روایت‌های خود از زندگی‌‌ آمریکایی‌ها را در پیش چشمان ما می‌نهد. این که چقدر ما با روایت او موافق یا مخالف هستیم ربطی به راوی و نویسنده ندارد.

سیدوحید حسینی، برادر سید‌مجید حسینی نیز در خصوص این کتاب گفت: من سال‌ها در آمریکا زندگی کرده‌ام و به تیز‌بینی‌هایی که برادرم در این کتاب داشت توجهی نکرده بودم. برادر من از کودکی به سفرنامه‌نویسی علاقه داشت و اولین سفرنامه خود را از سفرمان به شمال نوشت. وی در این سفرنامه این جمله را بارها به کار برده بود «آفتاب بر دمادم جاده می‌تپد».

وی در ادامه افزود: در سفر سید‌مجید حسینی به کانادا من همراه وی بودم. دمای کانادا ۳۰ درجه زیر صفر بود و وی از روز اول از شدت سرما بسیار گلایه داشت. وی در کتاب خود موضوع تقابل فرهنگی آمریکایی‌ها و کانادایی‌ها را به خوبی توصیف کرده. این کتاب جواب خوبی است برای کسانی که قصد مهاجرت دارند یا مهاجرت کرده‌اند و در دوراهی بازگشت به کشور قرار گرفته‌اند.

سید مجید حسینی: می گویند دانشگاهی نباید برای مردم بنویسد

سید مجید حسینی به عنوان آخرین سخنران در خصوص کتاب خود گفت: اگر من در خصوص این کتاب حرفی بزنم به این کتاب ظلم کرده‌ام و این حق خواننده است که کتاب را بخواند و در مورد آن نظر دهد من خودم از کسانی هستم که بارها به موضوع مهاجرت یا ماندن در کشور اندیشیده‌ام. پاسخ مثبت یا منفی من به این سؤال را خواننده بعد از خواندن کتاب متوجه خواهد شد.

وی در ادامه افزود: در این کتاب سعی کردم از چند خط قرمز عبور کنم. اولین خط قرمز من این بود که جرأت کنم و قلم بر دست بگیرم و خاطرات خود را مکتوب کنم. تک تک لحظات و صحنه‌های زندگی ما مهم هستند و نوشتن آنها تجربه‌ای برای بودن است. زیرا بودن ما مهم محسوب می‌شود.سفر من به آمریکا و کانادا ۱۰ روز طول کشید و من به خاطر اینکه احساس کردم برای خودم مهم هستم این سفرنامه را نوشتم.

حسینی ادامه داد: خط قرمز دوم من این بود که در میان اساتید دانشگاه این گونه مرسوم است که نوشته‌های خود را به زبان علمی و برای خواص می‌نویسند. حتی برخی از دوستانی که در دانشگاه کتاب من را دیدند به تعریض کنایه‌هایی به من زدند. یکی از مسائل مهم ما ارتباط میان دانشگاهیان و مردم است و من در این کتاب تلاش کردم این فاصله را بپوشانم من بسیار خوشحال شدم زمانی که عمه من که تنها تحصیلاتش در حد سیکل است، بعد از خواندن کتاب با من تماس گرفت و از این کتاب تمجید کرد.

وی گفت: سومین خط قرمز من در نگارش این کتاب نوشتن در مورد آمریکا بود. من جرات به خرج دادم و در مورد آمریکا نوشتم زیرا که حساسیت‌ها در مورد آن بسیار است. این کتاب بعد از انتشار بازتاب‌های فراوانی داشت. عده‌ای به آن انتقاد وارد کردند، عده‌ای من را لیبرال خواندند، عده‌ای دلیل حزب الهی تند. در حالیکه دوران این برچسب زدن ها گذشته است. البته ما باید به همه اجازه دهیم که تفسیر خودشان را از کتاب داشته باشند. ولی به نظر من مسئله مهم آمریکا است. نه از منظر سیاست بلکه از منظر فرهنگی. ما هنوز آمریکا را نشناخته‌ایم و باید هنوز برای شناخت این کشور تلاش کنیم.

سید مجید حسینی در پایان اضافه کرد: حال با این تجربه قصد دارم سفرنامه حج خود را بازنویسی کنم و بخشی را به نام ریاض به آن اضافه کنم زیرا با شناخت ریاض است که شما متوجه آمریکا می‌شدید. من در سفر خود به آمریکا به تنها جایی که نرفتم مجسمه آزادی بود زیرا احساس کردم با رفتن به آنجا غرور خود را زیر سؤال ببرم و نمی‌توانم اینگونه بنویسم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار