کد خبر: 473666
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۷
درنگي در بيانات اخير رهبري در جمع خانواده مرحوم حاج عبدالله والي
امين وجداني
«شما زندگي و خانواده و زن و بچه و مادر و پدر و همه اينها را گذاشتيد اينجا، رفتيد آنجا بي‌سرو صدا مشغول خدمت شديد، نه جايي ثبت كرديد، نه جايي تابلو زديد. بعضي‌ها هستند، هر كاري مي‌خواهند بكنند، قبل از اينكه كار انجام بگيرد، تابلويش را مي‌زنند! مدت‌ها اين تابلو آنجاست، هيچ كاري هم انجام نگرفته. بعضي‌ها هم نه، كار را انجام مي‌دهند، هيچ تابلويي هم ندارد. كار مرحوم حاج عبدالله والي و شماها از اين نوعِ دوم است، يعني بي‌تابلو رفتيد و براي خدا كار واقعي كرديد، اينها خيلي با ارزش است. شما بدانيد، اينجور كارهاي بي‌سروصدا و خاموش و خالصانه، نه فقط براي شما پيش خداي متعال درجه و مرتبه درست مي‌كند، بلكه در كل بناي جمهوري اسلامي اثر مي‌گذارد، مثل سيماني است كه در يك بنايي تزريق كنند و آن را مستحكم كنند. با انجام اينجور كارهاي مخلصانه، بناي جمهوري اسلامي مستحكم مي‌شود بدون اينكه كسي بفهمد، يعني وقتي در گوشه و كنار كشور، در بين مردم، كساني هستند كه كار را براي خدا مي‌كنند، كار را مخلصانه انجام مي‌دهند، دنبال هياهو و جلب نظر اين و تحسين آن نيستند، يكي از خواصش اين است كه اصلاً خود اين بنا را مستحكم مي‌كند، مثل روحي كه در يك كالبدي بدمند. بنابراين اين كارهاي شماها اينجور ارزش دارد.» 

اين عبارت‌ها بخشي از بيانات رهبري در ديدار ۲۶ خرداد امسال با خانواده مرحوم حاج عبدالله والي، جهادگر معروف است كه آباداني بشاگرد با تلاش جهادي وي و ياران و خانواده‌اش صورت گرفته است.
مغز و هسته اين عبارت‌ها در همين چند جمله است، آنجا كه رهبري انگشت شان را بر يكي از مهم‌ترين آسيب‌ها و چالش‌هاي فردي و اجتماعي كنوني ما مي‌گذارند و مي‌گويند،«بعضي‌ها هستند، هر كاري مي‌خواهند بكنند، قبل از اينكه كار انجام بگيرد، تابلويش را مي‌زنند! مدت‌ها اين تابلو آنجاست، هيچ كاري هم انجام نگرفته. بعضي‌ها هم نه، كار را انجام مي‌دهند، هيچ تابلويي هم ندارد.» اين عبارت‌هاي رهبري علاوه بر اينكه نوعي هشدار و انذار به مسئولان و نهادها و اشخاص حقيقي و حقوقي در پرهيز از هياهوها و جنجال‌ها و فرياد كشيدن اسم و گروه و حزب و دار و دسته خود است نوعي بشارت به تداوم وجود و حيات مسئولاني است كه بدون آنكه خود و كار خود را فرياد بكشند و كار ناكرده را به تابلويي بزرگ بيارايند و بر مدار منيت و خودخواهي‌هاي لجام گسيخته بچرخند صرفاً به انجام تكليفشان اصرار دارند. 

در دنياي امروز كه ما از هر سو در تماس با تفكر غربي هستيم بعيد نيست مسئولان ما هم در محاصره اين تفكر به سمت دنياگرايي، اشرافيت پنهان و آشكار، خودمحوري و تابلو ساختن از خود و كارهايشان باشند. درست مثل اين مي‌ماند كه تابلوي راهنمايي جاده به جاي آنكه ذهن و چشم را به مقصد و مسير هدايت كند چشم و ذهن را به سمت خود فراخواند كه اين اتفاق به نوعي در تضاد با كاركردهاي تابلو قرار دارد. 

برخي كار نكرده را صد بار در بلندگو مي‌كنند و مثل شعبده بازها و ساحرها چنان كار نكرده را به لطايف الحيل در چشم‌ها و ذهن‌ها مي‌آرايند كه شايد بسياري را به گمان غلط بيندازند. اما امروز جمهوري اسلامي به رمالي و ساحري و شعبده بازي نياز ندارد. آنچه در اين ميان باطل السحر همه اين ادعاهاست همان تفكري است كه رهبري آن را اينگونه تشريح مي‌كند:«كار مرحوم حاج عبدالله والي و شماها از اين نوعِ دوم است، يعني بي‌تابلو رفتيد و براي خدا كار واقعي كرديد، اينها خيلي با ارزش است. شما بدانيد، اينجور كارهاي بي‌سروصدا و خاموش و خالصانه، نه فقط براي شما پيش خداي متعال درجه و مرتبه درست مي‌كند، بلكه در كل بناي جمهوري اسلامي اثر مي‌گذارد، مثل سيماني است كه در يك بنايي تزريق كنند و آن را مستحكم كند.» 

ما امروز در دهه چهارم از عمر انقلاب به رجعتي دوباره به شعارها و آرمان‌ها و ارزش‌هاي انقلاب نياز داريم و در اين ميان كار كردن بدون هياهوي تابلوها يا به عبارتي تفكر جهادي در همه عرصه‌ها مي‌تواند آينده و امروز نظام و انقلاب را بيمه كند. البته نكته‌اي كه در اين ميان حائز اهميت است زدون مفهوم اصيل تفكر جهادي از غبارها و كج فهمي‌ها و تنگ نظري‌هاست. برخي متأسفانه تا نام تفكر جهادي را مي‌شنوند گمان مي‌برند كه اين تفكر يعني عدول از همه قواعد منطقي، علمي و عقلايي مديريت، يعني شتابزده و عجولانه و بدون پشتوانه انجام دادن كارها، يعني نفي ذهن مهندسي و مديريتي و پشت كردن به دستاوردها، در صورتي كه تفكر جهادي همه اين مؤلفه‌ها را مي‌تواند شامل شود – اگرچه همين تفكر مي‌تواند با حفظ ارزش‌ها و يافته‌هاي علم مديريت منطبق بر آرمان‌هاي ديني نقدهاي جدي به مباني مديريتي غربي داشته باشد – اما تفاوت آن با نظريه‌ها و رهيافت‌هاي رايج دنيا در كار براي خدا كردن و اخلاص ورزيدن و عمل به تكليف است. تفكر جهادي اگر تابلويي هم داشته باشد دعوت به يكرنگي با معبود و خود و ديگري است و اگر خودي هم نمايان شود خود متصل به خداست. 

اما نكته مهمي كه در اين باره بايد به آن پرداخته شود خارج كردن تفكر جهادي از مهجوريت و بالنده كردن آن است. واقعيت آن است كه هنوز مباني نظري تفكر جهادي به ويژه مديريت جهادي در دانشگاه‌ها و دانشكده‌ها و مراكز علمي و پژوهشگاه‌هاي ما مهجور مانده و كار چنداني در اين زمينه صورت نگرفته است. به خاطر همين است كه براي برخي نفس مطرح كردن مديريت جهادي به عنوان گونه‌اي از مديريت قابل اعتنا نيست. 

اگر هم در اين زمينه بارقه‌ها و جرقه‌هايي زده مي‌شود از جانب تك ستاره‌هاست كه در ميدان عمل امكان ظهور و بالندگي اين تفكر را نشان داده‌اند اما اگر بخواهيم اين انديشه به رهيافتي همه جانبه به ويژه در سطوح كلان برنامه‌ريزي و مديريت كشور تبديل شود پيش از همه بايد به دنبال تئوريزه كردن و استخراج مباني نظري اين تفكر باشيم وگرنه بسنده كردن به تك ستاره‌ها چندان كارساز نخواهد بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار