
يكشنبه شب برنامه تركيبي جديد و كم سابقهاي به نام «پايش» از شبكه اول سيما روي آنتن رفت و مطالب جالب و تازهاي را مطرح كرد كه عمدتاً درددلها و حرفهاي مردم بود، براي همين بيشتر به دل مينشست.
برنامه «پايش» از تمي خلاقانه و جالب برخوردار بود، زيرا براي اولين بار از دريچه رسانه ملي با جسارت و بدون حاشيهپردازيهاي توجيهگرانه ماجراي ضعف فرهنگي و خريدهاي چندين ميلياردي باشگاههاي ورزشي فرهنگي! كشور به چالش جدي كشيده شد؛ ماجراهايي كه اين روزها تيتر اصلي مطبوعات ورزشي و بغض نهفته دلسوزان عرصه فرهنگ و ورزش كشور است، يكي از دو مجري آن، حيدري بود كه مخاطبان او را بيشتر با گفتوگوي ويژه خبري ساعت ۲۲:۳۰ شبكه ۲ ميشناسند و اينبار در قالب برنامهاي تازه از شبكه يك، به بيان درد دلهاي مردم پرداخت، در همين راستا هم با يكي از نمايندگان مجلس تلفني صحبت كرد، او كه در آن لحظه به صداي مردم تبديل شده بود در مقابل توجيههاي غيرمنطقي اين نماينده با طرح سؤالات جدي و دلسوزانهاي عملكرد مجلس را درقبال حيف و ميل كردن بودجه بيتالمال در باشگاههاي دولتي زير سؤال برد و در پاسخ به نماينده مجلس كه مسئول رسيدگي به چنين مسائلي بود ميگفت، اينكه ميشود عذر بدتر ازگناه و...
باشگاههاي دولتي كه با بودجههاي بيتالمال اداره ميشوند با برچسب باشگاههاي فرهنگي - ورزشي اداره ميشوند در حالي كه بيشتر آنها در ماراتن حيف و ميل بيتالمال مسلمين درآمدهاند، شايد براي بيشتر آقايان مسئول، اين رقمهاي ميلياردي پول خرد محسوب شود، اما براي مردم بهخصوص جوانان و فعالان فرهنگي كه گاه تنها براي دريافت وام دو سه ميليون تومان بايد پلههاي ادارات را پايين و بالا بروند، اين اهمالورزيها غيرقابل گذشت است.
حقيقتاً با اينگونه كمكاريهاي فرهنگي در عرصه ورزش، تيشه به ريشه فرهنگ كشور زده ميشود زيرا زماني كه هيچ نظارتي بر عملكرد مديران دولتي در بخشهاي گوناگون ورزشي بهخصوص فوتبال نيست، چگونه ميتوان از فرهنگسازي و عملكرد فرهنگي سخن گفت.
متأسفانه در چند سال اخير فوتبال كشورمان سوابق بدي در رفتارهاي غير اخلاقي و سوء مديريتهاي فرهنگي دارد. هنوز يادمان نرفته است كه صفحه اول ياهو به فيلم حركات غير اخلاقي دو نفر از بازيكنان فوتبال تبديل شده بود؛ مطمئناً اينگونه رفتارها تناقض آشكار با بحث صدور انقلاب و ارزشهاي اسلامي دارد. فوتبال ما امروز به محلي براي ترويج رفتارهاي غربي تبديل شده و فصلي نيست كه اخبار حضور فوتباليستهاي ليگ برتري در پارتيها و مهمانيهاي شبانه و... در جرايد منتشر نشود، با اين اوضاع و احوال چگونه ميتوان از فعاليت فرهنگي در عرصه ورزشي دم زد؟
نمايندگان مجلسي كه در قبال چنين اتفاقات آشكارا سكوت ميكنند، چگونه ميخواهند حق مردم را از متعديان بگيرند. متأسفانه بسياري از مدعيان با ترس از هواداران برخي تيمها در اين باره حتي حاضر به اظهار نظر هم نميشوند.
بايد بپذيريم كه بعد ازسالها نامگذاري فرهنگي روي باشگاههاي ورزشي، فرهنگسازي لازم روي بازيكنان، مديران، مربيان و هواداران اين باشگاهها انجام نشده است، حال چگونه ميخواهيم اين الگوهاي ورزشي را به جامعه معرفي كنيم؟! اين يك حقيقت است كه دستگاههاي فرهنگي كشور فوتباليستها و بازيگران سينما و تلويزيون را از سالها پيش به عنوان الگو براي جوانان مطرح كردهاند؛ الگوهايي كه بعضاً براثر كمكاريهاي فرهنگي بهتدريج خود به بيراهه رفتند و به جاي راه به هواداران خود سراب نشان دادند.
فراموش نميكنيم درجام جهاني سال ۹۸، تيم ملي فوتبال كشورمان به غرور ملي ايرانيان تبديل شد؛ تيمي كه بازيكنانش نه پولهاي نجومي ميگرفتند و نه در مقابل كميته انضباطي ازسوي مديران قدرتطلب دولتي مصون بودند. از آن سال و با تزريق پولهاي كلان به فوتبال، غرور ملي ايران هم بارها و بارها شكسته شده است و ماحصل اين عملكردهاي نابخردانه و ضد فرهنگي را در نتايج و نوع بازيهاي تيم ملي بهراحتي ميتوان ديد.
آقاي آجرلو چند سال قبل يعني زماني كه رقمهاي بازيكنان باشگاهها اينقدر نجومي نشده بود، گفته بود بودجه فوتبال كشورمان ۴۰۰ ميليارد تومان است (اين رقم مربوط به چند سال قبل است) با يك حساب سرانگشتي ميتوان ديد كه اگرچنين بودجهاي فقط ظرف يك فصل هزينه ميشود، در هر امر ديگري هزينه ميشد چه نتيجه درخشاني بههمراه داشت، زمينه اشتغال چند جوان ايجاد ميشد، چند پروژه عظيم فرهنگي بدون مشكلات كمبود بودجه به سرانجام ميرسيد و...
به راستي چرا فوتبال ايران افرادي چون زيدان ندارد؟ فردي كه علاوه بر افتخاركردن بر مسلمانياش فقط درماه رمضان ايستگاههاي افطاري براي مسلمانان در كشور غيراسلامي داير ميكند. امروز زيدان به ليدر بازيكنان تازه مسلمان و مسلمانان جهان تبديل شده است، آنچنان كه ريوري بعد از مسلمان شدنش ميگويد اگر من اسلام خود را ابرازميكنم، به دليل سخنان زيدان است.
دراين ميان فوتباليستهاي مسلمان كشورمان آيا توانستهاند اين فرهنگسازي را نه در كشور، بلكه در جهان به وجود بياورند؟! اگر باشگاههاي به اصطلاح ورزشيفرهنگي دولتي فقط اراده ميكردند كار فرهنگي انجام بدهند امروز نه تنها شاهد فساد اخلاقي در فوتبال نبوديم، بلكه پس از هر بازي نميديديم كه هواداران اين باشگاههاي فرهنگي چگونه نيكمتهاي بيتالمال را بشكنند و به اموال عمومي آسيب برسانند. اي كاش مجلسيها به جاي آنكه در ترس كاهش محبوبيت بودند به بيتالمال، فرهنگ وآينده جوانان اين مرزوبوم ميانديشيدند. اگر مديران بههردليل و با هر قدرتي اقدامات نامعقولانهاي را انجام ميدهند، اين وظيفه نمايندگان ملت است كه حداقل صداي ملت باشند.
برنامه «پايش» برنامه خوبي است كه درخواست ملت ايران را صريحاً بدون هر گونه حاشيهپردازي از مسئولان و متوليان اعلام ميكند و چون به صورت پخش زنده است، پاسخها قابل قبولتر ميباشد، بنابراين اميدواريم رسانه ملي در توليد چنين برنامههاي مؤثر چالشي همچنان فعال باشد و به طور مقطعي عمل نكند و اين دستگاههاي بزرگ دولتي كه از بيتالمال تغذيه ميكنند و ازفرط مصرف زياد به حيفوميل آن ميپردازند، بدانند زيرنگاه ذره بين مردم و صاحبان اصلي آن هستند.