کد خبر: 473326
تاریخ انتشار: ۰۳ تير ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
گفتگوي «جوان» با حميد امجد (كارگردان فيلم سينمايي آزمايشگاه)
نگار حسيني

امجد در كارنامه هنري‌اش نمايش‌هاي ماندگاري را روي صحنه برده كه از جمله آنها مي‌توان به «نيلوفر آبي»، «پستوخانه»، «زائر» و «‌‌بي‌شير و شكر» اشاره كرد. 

او سال‌هاست با بهرام بيضايي همكاري داشته و همين موضوع باعث شده است بسياري اولين اثر سينمايي او يعني «آزمايشگاه» را تحت تأثير ديدگاه بيضايي بدانند هر چند خودش اين مسئله را رد مي‌كند. با اولين تجربه سينمايي‌اش و نقدهايي كه بر او وارد شده به گفت‌وگو نشسته‌ايم، اثري كمدي كه وامدار از سبك‌هاي مختلف كمدي روز دنياست.

شما سال‌ها در عرصه تئاتر فعاليت مي‌كرديد و پيشينه قابل قبولي در اين عرصه داشتيد اما به ناگاه نزديك به يك دهه از عرصه تئاتر دور افتاديد و به ساير كارها اعم از فيلمنامه‌نويسي، اجرا در راديو و سر ويراستاري در يكي از انتشارات معتبر پرداختيد، چه اتفاقي رخ داد كه بعد از اين همه وقفه تصميم گرفتيد وارد عرصه سينما شويد؟
من همواره در طول دوران كاري‌ام به طور موازي دغدغه كار تئاتر و سينما را داشتم اما براي آنكه شما در هر يك از اين عرصه‌ها فعاليت كنيد احتياج به بسترسازي خاص خودش را داريد، در تمام اين مدت همواره دغدغه كار در سينما را داشتم و حتي دورخيزهايي را هم در اين باره برداشتم اما هيچكدام از اين كارها در نهايت به دلايلي انجام نشد و به نوعي عقيم ماند. در اين ميان چند فيلمنامه‌ام مجوز نگرفتند و آنهايي هم كه مجوز گرفتند سرمايه‌گذاري حاضر نشد روي آن سرمايه‌گذاري كند و به نوعي مجال به تصوير كشيدن پيدا نكرد اما در فيلم «آزمايشگاه‌» خوشبختانه اين اتفاق افتاد و توانستم به واسطه آن كار در سينما را هم به نوعي تجربه كنم. 

ظاهراً شما ابتدا فيلمنامه ديگري را به ارشاد ارائه كرديد و چون آن در نحوه تصويب به مشكل برخورد خيلي زود فيلمنامه «آزمايشگاه» را جايگزين آن كرديد، يعني ابتدا هدفتان ساخت اين اثر نبود؟
حدود دو سال قبل فيلمنامه اقتباسي «بي‌شير و شكر» را براي دريافت مجوز ارائه دادم و زماني كه به تصويب رسيد سرمايه‌گذاري را براي آن پيدا كردم. زماني كه در تدارك پيش توليد كار بودم ناگهان به ما اعلام كردند به دليل تغييراتي كه در سياست‌هاي ارشاد به وجود آمده امكان ساخت آن اثر وجود ندارد و بهتر است به فكر ارائه فيلمنامه ديگري باشم. در آن مقطع يك طرح آماده داشتم كه نسبت به ساير قصه‌هايم از سر و شكل كامل‌تري برخوردار بود، در واقع آن طرح فيلمنامه «آزمايشگاه» بود و بعد از كار كردن روي آن فيلمنامه كاملش را ارائه دادم كه مورد قبول واقع شد. 

برخي منتقدان معتقدند چون در طول اين مدت اكثر فيلمنامه‌هاي ارائه شده شما مورد موافقت قرار نمي‌گرفتند در نتيجه به سراغ يك طرح ساده و بي‌دغدغه رفتيد؟
اين تحليل چندان دور از واقعيت نيست بالاخره هر كس براي انجام كاري توان و انگيزه‌اي دارد. در طول اين سال‌ها اكثر كارهاي من كه در پشت آن به نوعي تحليلي وجود داشت پشت درهاي مجوز باقي ماند و خب دور از ذهن نبود كه با اين وجود ترجيح بدهم به سراغ يك كار ساده‌تر بروم. 

اما همين موضوع باعث شد كه برخي شما را به ساده‌انگاري در روايت آزمايشگاه متهم كنند و بگويند اين فيلم چندان با سابقه تئاتري شما همخواني ندارد؟
خيلي دوست دارم از آن دوستان بپرسم كه دقيقاً منظورشان از ايجاد اين همخواني چيست و به عقيده آنها چه نوع كاري دقيقاً مناسب من است. در طول دوراني كه در عرصه تئاتر هم فعاليت مي‌كردم، عده‌اي از منتقدان همواره مي‌گفتند كه بهتر است سراغ كار در فضاي ديگري بروم ولي من هيچ وقت خود را ملزم به اجراي خواست سليقه و توقعات ديگران نمي‌دانم و اعتقادم بر اين است كه هر كسي با سبك و سليقه خودش كار مي‌كند. در هر حال با توجه به شرايط موجود من از ساخت فيلم «آزمايشگاه» دفاع مي‌كنم و آن را اثري قابل توجه در كارنامه هنري‌ام مي‌دانم. حين ساخت اين فيلم كسي از من حمايت خاصي نكرده است كه امروز بخواهم خودم را در مقابل آن عده بدهكار بدانم كه نتوانستم سليقه آنها را مو به مو اجرا كنم. 

شايد حداقل انتظار آن عده از منتقدان از شما اين بود كه هسته اصلي قصه‌تان را كمي متفاوت‌تر انتخاب مي‌كرديد و به جاي آنكه به سراغ داستان قديمي عشق دختر پولدار و پسر فقير برويد يك قصه جذاب و دور از كليشه را براي آنها به تصوير مي‌كشيديد؟
بر‌خلاف نظر شما و آن عده، قصه فيلم من در مورد رابطه عاشقانه يك دختر پولدار با يك پسر فقير نيست، تفكر ما روايت يك قصه صرفاً عاشقانه نيست. ما مي‌خواستيم در مورد جوان غريبي صحبت كنيم كه براي تحصيل به تهران آمده است و بعد از فارغ‌التحصيلي‌اش سعي مي‌كند براي آنكه كمك خرج خانواده‌اش باشد در جايي مشغول به كار شود اما خب اين فرد در جامعه‌اي كه زندگي مي‌كند بسيار غريب واقع مي‌شود و افرادي كه در محيط كار با او همكار هستند سعي دارند عرصه را براي او آنچنان تنگ كنند كه او فرار را برقرار ترجيح دهد و خب دراين ميان براي او مشكلاتي رخ مي‌دهد كه عرصه را براي او تنگ مي‌كند و در ادامه قصه را شكل مي‌دهد. 

«قهرمان» اسم كاراكتر اصلي فيلم شماست. او در ظاهر يك شاگرد اول است كه به لحاظ بهره هوشي در سطح بالايي قرار دارد اما در ادامه ما نه تنها از او هوش و ذكاوت خاصي نمي‌بينيم بلكه در بعضي جاها او را موجود بي‌دست و پا و تا حدي بي‌عرضه مي‌بينيم؟
«قهرمان» همانطور كه شما در طول فيلم ديديد دچار آزمون دردناكي شده بود. او با اينكه بالفطره آدم باهوشي بود اما چون آنچنان تجربه حضور در جمع‌هاي اينچنيني را نداشت دچار نوعي نابلدي بود. همين نابلدي كه برگرفته از بي‌تجربگي است، باعث شد كه شما چنين فكري به سراغتان بيايد. تصويري كه من در فيلمم نشان دادم كاملاً برگرفته از زندگي واقعي افراد است، متأسفانه دور و بر ما پر از اين اتفاقات است و بسياري با جريان سنگ‌اندازي و زيرآب‌زني در كار كاملاً آشنا هستند و ما هم سعي كرديم به نوعي دغدغه‌هاي اينچنيني را به تصوير بكشيم.
شما براي بيان قصه‌تان سراغ يك فضاي كمدي رفتيد و كمترين گره‌افكني را هم در شيوه داستان‌گويي‌تان لحاظ كرديد، تا چه حد اين فضا را عامدانه انتخاب كرديد؟
همانطور كه پيش‌تر هم اشاره كردم من قصه‌هاي زيادي را در فضاهاي مختلفي نوشته بودم كه هيچ كدام از آنها مجال ساخته شدن پيدا نكرده بودند و خب اين از اقبال «آزمايشگاه» بود كه اين امكان برايش فراهم شد. برخلاف سؤالتان فكر نمي‌كنم اين قصه مانند ساير كارهاي كمدي روي پرده چندان هم قابل پيش‌بيني بوده باشد. به طور واضح ما گره‌افكني‌هايي كه مختص به فضاي كارمان بود داشتيم، مي‌گويم مختص به فضاي كار براي اينكه ما بايد از يك فيلم كمدي رومانتيك انتظارات عجيب و غريبي را به لحاظ شيوه گره‌افكني داشته باشيم. 

حتماً شنيده‌ايد كه برخي قاب‌بندي‌هاي فيلم شما را به آثار آقاي بيضايي نسبت مي‌دهند و معتقدند كه شما در كارتان به نوعي از ايشان الگو گرفته‌ايد؟
با وجود ارادت بسياري كه براي استاد بيضايي قائل هستم اما اين موضوع را دور از واقعيت مي‌دانم. بسياري پيش از آنكه حتي فيلم من را ببينند براساس پيشينه من كه در آن همكاري با بهرام بيضايي ديده مي‌شود آن را به قضاوت مي‌نشينند و معتقدند كه كار من از آثار ايشان به نوعي وام گرفته است در حالي كه اين تفكر اصلاً درست نيست در جايي از فيلم قصه به نوعي دچار پيچيدگي مي‌شود و من به عنوان كارگردان دوست داشتم اين پيچيدگي را در تصوير هم نشان دهم به همين خاطر آن دو را با يكديگر درآميختم كه اين موضوع باعث ايجاد اين صحبت‌ها شده است. 

در طول اين مدت سينماها پر شده از فيلم‌هاي كمدي كه هدفشان صرفاً خنداندن مخاطب است اما در اين حوزه هم چندان موفق ظاهر نمي‌شوند با توجه به شرايط نامناسب فضاي كمدي، شما مي‌خواستيد چه نوع اثري را به مخاطب ارائه دهيد؟
تمام هم و غم من اين بود كه مخاطب وقتي به اتفاق خانواده‌اش وارد سينما مي‌شود بتواند از تماشاي فيلم لذت ببرد، اتفاقي كه متأسفانه اين روزها كمتر در يك اثر هنري رخ مي‌دهد و اكثر تماشاگران ناراضي از سالن‌هاي سينما بيرون مي‌روند، تمام تلاش من ساخت يك فيلم سالم بود؛ اثري كه فارغ از كليشه‌ها به فكر و انديشه مخاطب احترام بگذارد و بتواند با برقراري يك ارتباط سالم و نمايش يك زندگي واقعي با ديدگاه كمدي لبخند را بر لبان مخاطب بنشاند. اميدوارم اين اتفاق مهم در اثرم رخ داده باشد. 

برخي شيوه روايت‌گري قصه شما و حتي انتخاب ميزانسن‌‌هايتان را نامتعارف خوانده‌اند و مي‌گويند اين موضوع باعث شده است كه اثرتان از حالت واقعي‌ خود فاصله بگيرد.
غيرمتعارف! خيلي دوست دارم يك نفر پيدا شود اين كلمه را در باب فيلمسازي براي من معني كند. من نمي‌دانم چرا ما يك عينك به چشم‌مان زده‌ايم و دوست داريم همه چيز را از دريچه آن نگاه كنيم. متأسفانه ظاهراً اگر شما در هر جايي مانند ديگران فكر نكني، چون به كليشه بدهكار مي‌شوي مجبور به پاسخگويي هستي، من دوست داشتم در «آزمايشگاه» فيلم خود را بسازم؛ اثري كه مشابه ديگري حداقل در كشور خودمان ندارد ولي ظاهراً به خاطر اتفاق موجود منتقدان از ما گله‌مند هستند و مدام مي‌‌گويند چرا شما شبيه ساير فيلم‌ها عمل نكرده‌ايد، نكته جالب اينجاست كه شما در خلق يك اثر اگر همرنگ جماعت عمل كنيد و همان چيزي را نشان دهيد كه سال‌هاست ديگران نشان مي‌دهند كار دشواري انجام نداده‌ايد اما زماني كه مي‌خواهيد كليشه را كنار بزنيد آنجاست كه تازه مشكلات شروع مي‌شود و شما بايد براي تك تك كارهايي كه انجام مي‌دهيد هدف و برنامه‌ريزي داشته باشيد. با كمال تأسف اين باور غلطي است كه فكر مي‌كنيم، اكثر كارها بايد به لحاظ ساختاري شبيه به يكديگر باشند. امروزه تصور ما نسبت به كارها به گونه‌اي شده است كه هر ساختارشكني را از يك اثر مشابه خارجي مي‌پذيريم، اما اگر آن را يك فيلمساز ايراني انجام دهد دور از ذهن مي‌پنداريم. 

شما در اولين گام خودتان در ساخت يك فيلم سينمايي به سراغ يك اثر كمدي رفتيد، در اين موضوع چقدر نظر تهيه كننده دخيل بود؟
به هيچ عنوان. خوشبختانه تهيه‌كننده هيچ نوع اعمال نظري به لحاظ ساختاري روي كار نداشتند و انتخاب چنين فضايي صرفاً سليقه شخصي خودم با توجه به شرايطي كه در آن قرار داشتم بود. 

يكي از ويژگي‌هاي كارهاي طنز در شرايط كنوني بداهه‌گويي است با توجه به اينكه شما نويسندگي اين كار را هم بر عهده داشتيد تا چه حد به فيلمنامه وفادار بوديد و در چه زماني به بازيگران اجازه بداهه‌پردازي را داديد؟
نمي‌توان اين موضوع را به عنوان يك اصل بيان كرد؛ چرا كه در اين مورد هر كس تفكر خاص خودش را دارد، در هر حال من جزو آدم‌هايي به شمار مي‌روم كه همواره براي متني كه مي‌نويسند ارزش زيادي قائل هستند و معتقدم متن، اساس يك اثر را تشكيل مي‌دهد و به همين خاطر شما بايد حين كار سعي در ارتقاي آن داشته باشيد، نه اينكه مدام بخواهيد آن را تغيير دهيد و در نهايت دچار كاستي شويد. من با آغوش باز به پيشنهاد دوستان بازيگرم فكر مي‌كردم و اگر حس مي‌كردم در جايي اين پيشنهاد به كار ارتقا مي‌دهد با آغوش باز آن را مي‌پذيرفتم. 

نكته‌اي كه درباره فيلم شما وجود داشت مربوط به شخصيت‌پردازي سه ضد قهرمان شما با بازي رامبد جوان، امير ميرآقا و فرزين محدث است. بازي آنها به شدت نزديك و شبيه به يكديگر است گويي كه دارند از روي دست هم تقلب بازيگري مي‌كنند؟
اگر اين اتفاق رخ داده كاملاً عامدانه بوده است چون من مي‌خواستم در نمايش قصه به نوعي عمل كنم كه انگار اين سه نفر يك فرد واحد هستند كه ما آنها را در سه قالب مجزا مي‌بينيم. در واقع من مي‌خواستم تصوير يك هيولا را در سه فرد نشان دهم، به همين خاطر از بازيگرانم خواسته بودم كه به نوعي با هم هماهنگ باشند طوري كه انگار يك فرد واحد را به تصوير مي‌كشند. اگر اين موضوع به نظر شما ايراد آمد از جانب من بود، نه بازيگران. 

بيشتر بازيگران فيلم شما تئاتري هستند و تنها باران كوثري به عنوان يك چهره سينمايي در ميان آنها حضور داشت البته او تجربه حضور روي صحنه تئاتر را هم دارد، در هر حال شما با توجه به نقش متفاوتي كه براي او در نظر گرفته بوديد چه تدبيري براي بالانس كردن بازي او با سايرين انديشيديد؟
خوشبختانه باران كوثري جزو بازيگراني است كه نسبت به كاري كه انجام مي‌دهند اشراف كاملي دارند. با توجه به حساسيت‌هايي كه در نحوه ايفاي نقش نيلوفر وجود داشت واقعاً نمي‌دانستم كه آيا او مي‌تواند خودش را به خواسته‌هاي من و بازي سايرين نزديك كند يا نه؟!
اما در همان لحظه اولي كه جلوي دوربين ظاهر شد و ديالوگ‌هايش را گفت ترديدهاي من جايش را به يقين دادند و متوجه شدم كه او همان كسي است كه من براي نقش نيلوفر مدنظر دارم و خوشبختانه به هماهنگي خاصي با ديگران هم رسيد. 

شما نقش اول فيلم‌تان را به افشين هاشمي سپرديد. او با اينكه بازيگر توانمندي است اما در گيشه چهره شناخته شده‌اي نيست. انتخاب او به خاطر دوستي‌اي است كه بين شما حاكم بود يا او را بهترين گزينه براي اين نقش مي‌ديديد؟
من حين نگارش نقش «قهرمان» به تنها كسي كه از همان ابتدا فكر مي‌كردم افشين بود و به توانايي‌هاي او براي ايفاي اين نقش باور داشتم. بعد از آنكه اين موضوع را با او در ميان گذاشتم او پذيرفت منتها در ادامه همواره از من مي‌خواست كه نقش را به يك ستاره واگذار كنم تا به بازگشت سرمايه مطمئن شوم اما من به او گفتم من اين نقش را به خاطر رفاقت به تو ندادم كه تو بخواهي به اين شكل آن را پس بدهي در هر حال افشين بهترين انتخاب براي اين نقش بود. 

«قهرمان» با بازي افشين هاشمي از لهجه خراساني برخوردار است اين لهجه را از ابتدا براي اين كاراكتر در نظر گرفته بوديد يا بعد از انتخاب افشين آن را اضافه كرديد؟
همانطوركه اشاره كرديد از ابتدا اين نقش را براي افشين در نظر گرفته بودم و چون در نمايش «بي‌شير و شكر» هم او از همين لهجه استفاده كرده بود و در آن موفق بود با توجه به توانايي كه در او مي‌ديدم اين لهجه را براي وي در نظر گرفتم. 

رضا كيانيان در فيلم شما با اينكه ايفاگر نقش كوتاهي بود اما به همان نسبت هم براي كار شما يك وزنه محسوب مي‌شد و به ديده شدن اثرتان كمك مضاعفي كرد. ظاهراً او به خاطر دوستي قديمي كه با شما داشت پذيرفت در اين نقش كوتاه ظاهر شود؟
همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد دوستي عميقي بين من و رضاكيانيان عزيز وجود دارد. از سال‌ها قبل خيلي‌ دوست داشتم كه با ايشان به لحاظ كاري همكاري داشته باشم اما به هر دليل اين مهم تا به امروز رقم نخورد چون همواره كارهاي من مصادف مي‌شد با تعهدات كاري ايشان در آثار ساير دوستان، ولي خب در اين فيلم بالاخره قسمت شد كه با ايشان همكاري كنم و رضا هم بي‌شك به خاطر دوستي بين ما حاضر شد در نقش كوتاه پدر نيلوفر و رئيس آزمايشگاه ظاهر شود. 

در طول سال‌هاي اخير متأسفانه موسيقي فيلم‌ها نتوانسته آنچنان كه بايد در خدمت كار باشد به ويژه اگر جنس آن اثر «كمدي» باشد اما در مورد «آزمايشگاه» تا حدي موضوع فرق مي‌كرد و موسيقي توانست در بعضي از سكانس‌ها حتي به بار كمدي هم اضافه كند. چطور شد در انتخابتان به فردين خلعتبري رسيديد؟
آشنايي من و فردين عزيز به سال‌ها قبل بازمي‌گردد و من همواره به كارهاي او ارادت ويژه‌اي داشتم. وقتي كار ساخت آزمايشگاه قطعي شد موضوع ساخت موسيقي فيلم را با او در ميان گذاشتم و طي مذاكراتي كه با هم داشتيم به نتايج قابل قبولي دست يافتيم. در طول كار هم به جاي آنكه موسيقي بخواهد تنها تصوير را با حس اغراق شده بيشتري به مخاطب منتقل كند به تكميل كردن پيوند احساس مخاطب با تصوير كمك كرد. 

شايد براي برخي اين سؤال پيش آيد كه باز هم دوست داريد در چنين فضايي كار كنيد يا ترجيح مي‌دهيد تجربه‌هاي ديگري به دست آوريد؟
شما وقتي در بخش خصوصي كار مي‌كنيد بي‌شك شرايط غيرقابل پيش‌بيني پيش روي شما قرار دارد و چندان نمي‌توانيد روي اين موضوع برنامه‌ريزي كنيد، براي خود من سال‌هاي زيادي سپري شد تا بتوانم پشت دوربين قرار بگيرم و يك كار سينمايي را بسازم به همين خاطر با وجود مشكلات عديده‌اي كه سد راه من قرار دارد براي من راحت نيست كه بخواهم بگويم در آينده به چه شكلي فيلم خواهم ساخت اما آنچه پرواضح است، اين است كه فيلمنامه بعدي‌ام تكرار «آزمايشگاه» نخواهد بود. 

ظاهراً بازيگري در ايران به دو دسته تئاتري و سينمايي بدل شده است همين تقسيم‌بندي در دل خودش باعث بروز اختلاف‌نظرهاي بسياري شده است. شما اساساً با اين موضوع موافق هستيد؟
راستش را بخواهيد من هيچ‌وقت از اين تقسيم‌بندي سر درنياوردم و مفهوم آن را درك نكردم. متأسفانه اين مرز‌بندي‌ها تنها كاري كه انجام مي‌دهد برچسب زدن به عده‌اي بازيگر و محدود ساختن آنهاست، اينكه بازي‌هاي اغراق شده را به بازيگران تئاتري و بازي‌هاي رئال را به بازيگران سينمايي نسبت مي‌دهند اصلاً درست نيست چون بازيگر بايد بسته به شرايطي كه در آن واقع شده است، بازي كند و تفاوت آن را به خوبي بداند. 

شما تجربه بازيگري را هم در كارنامه هنري‌تان داريد چقدر اين موضوع براي شما دغدغه محسوب مي‌شود؟
من در طول اين سال‌ها بنابر شرايطي كه به وجود مي‌آمد و در رسانه‌اي كه قرار داشتم از سينما، تلويزيون و تئاتر بازيگري را تجربه كردم اما اين موضوع هرگز بدان معنا نبود كه دغدغه بازيگري داشته باشم و بخواهم آن را به عنوان يك حرفه ادامه بدهم به همين خاطر هيچگاه خود را يك بازيگر حرفه‌اي نمي‌‌دانم و ادعايي در اين‌باره ندارم.
 
شما به كار گروهي كردن اعتقاد ويژه‌اي داريد و همواره تأكيد‌تان روي اين موضوع است كه بتوانيد گروهتان را حتي در درازمدت حفظ كنيد. اين موضوع عامدانه بوده است؟
من به كار گروهي معتقد هستم و اين باور را از كار در تئاتر به دست آوردم. شما در تئاتر به نوعي تعامل گروهي شيرين و لذت‌بخش دست مي‌يابيد و در آن كلمه اول بودن را خيلي زود در دل گروه ذوب مي‌كنيد و همه گروه تمام تلاشتان را براي ارتقاي كار انجام مي‌دهيد. من خيلي دوست دارم اين موضوع را به سينما هم بكشانم و از آن به عنوان يك حلقه وصل بين افراد استفاده كنم. 

فيلم شما در ۱۵ دقيقه اول از ريتم به شدت تندي برخوردار است طوري كه مخاطب اگر حواسش را به خوبي جمع نكند ممكن است از آن جا بماند؟
ما از ابتداي فيلم قهرمان‌هاي قصه را در حال رقابت و مسابقه دادن با يكديگر مي‌بينيم درست به همين خاطر ما احتياج داشتيم كه فيلم از ضرباهنگ تندي برخوردار باشد اتفاقي كه اين روزها در زندگي بسياري از ما جريان دارد. سرعتي كه در فيلم مي‌بينيد برگرفته از زندگي افراد امروز جامعه است و برخلاف انتقادها، مردم عادي به خوبي با آن ارتباط برقرار كردند و هيچ گله‌اي نسبت به اين موضوع ندارند. 

اين روزها بسياري از سينماگران از شرايط موجود در اكران فيلم‌ها ناراضي هستند و معتقدند تماشاگران آن طور كه بايد ديگر به سينما نمي‌روند. با وجود قهر اين روزهاي مخاطبان با سينما فكر مي‌كنيد فيلم شما بتواند در گيشه موفق ظاهر شود؟
آرزوي هر فيلمسازي ديده شدن كارش آن هم به شكل درستي است. واقعيت اين است كه ما از ابتدا نسبت به زمان اكران اين فيلم آگاهي كامل نداشتيم و نمي‌دانستيم اين اثر قرار است چه زماني روي پرده برود. درست در وسط تعطيلات به سر مي‌برديم كه خبر اكران فيلم به گوشمان رسيد. در طول اين مدت هم همه تلاشمان را به كار بسته‌ايم. در هر حال اميدوارم با شرايط موجود و همزماني اكران فيلم با كسادي اوضاع سينما و آغاز جام ملت‌هاي اروپا بتوانيم در اين عرصه موفق ظاهر شويم و مورد توجه مخاطبان قرار بگيريم. 

شما سال‌هاست كه از تئاتر جدا افتاده‌ايد و به نظر مي‌رسد اين جدايي براي عده‌اي نگران‌كننده است و بيم اين را دارند كه شما با اين عرصه قهر كرده‌ايد، با اين وجود شما قصد بازگشت به صحنه تئاتر را داريد؟
تئاتر براي من حكم خانه‌ام را دارد و ترك آن كار راحتي براي فردي نظير من نيست اما روزي كه از آن فاصله گرفتم از شرايط موجود دل چركين بودم و متأسفانه تا به امروز نه تنها آن شرايط بهبود نيافته است بلكه به مراتب مشكلات ديگري هم به آن اضافه شده. در شرايط كنوني كار كردن در تئاتر بسيار دشوار است و نمي‌توان به راحتي در آن به فعاليت پرداخت. شك نداشته باشيد اگر شرايط هموار شود به اين عرصه باز مي‌گردم و با همه وجودم در آن به فعاليت مي‌پردازم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار