
بعد ازاكران فيلم، ناگهان موجي گسترده درسراسركشور ايجاد شد واقشارمختلف با برنامهها وتريبونهاي متعددي، معترضانه اين اقدام توهينآميزهاليوود را زيرسؤال بردند، اما متأسفانه بدون اينكه از اين تهديد غيرمنصفانه وغيراصولي هاليوود كه هدايت شده و برنامهريزي شده بود بهعنوان فرصت مطلوب بهره ببريم، بعد ازمدتي موج اعتراضات فروكش كرد و خاموش شد و ديگر نه درحوزه فرهنگ و نه درحوزه هنرهيچ كارخاصي دراين رابطه انجام نشد تا به صورت آنتيتزي قوي و تأثيرگذار آن را به نفع ايران و معرفي درست ملت ايران به جهانيان استفاده كنيم تا اينكه اخيراً زمزمههايي شده مبني بر اينكه قراراست نسخه دوم فيلم« ۳۰۰» با كارگرداني نوام مورو كارگردان صهيونيست ساخته شود.
پرواضح است كه هركجا صهيونيستها هدايتگر و عروسكگردان باشند درپي تخريب وتوهين به ملت ايران هستند تا درقالب رسانه تأثيرگذاري چون سينما، تاريخ را آنگونه كه ميخواهند به تصويربكشند و به مردم جهان تزريق كنند، زيرا براساس نظريه ارتباط گلولهاي درعلم ارتباطات، پيام دهنده ميتواند گلوله جادويي خود را آنطور كه بخواهد به سوي بيننده يا شنونده شليك كند، همانطور كه يك مدار الكتريكي قادر است الكترونها را به فيلادمنت داخل لامپ ببرد و آن را روشن سازد، پيام دهنده هم با اين گلوله جادويي ميتواند انديشه پيامگيران را روشن كند.
با توجه به اين مسئله سياستمداران زرمدار و زورمدار كه كنترل هاليوود را در دست دارند، درصددند تا با حمايت مالي همه جانبه از چنين پروژههاي دروغيني ملت ايران را تحقير و ضعيف شده نشان دهند، هرچند برعالمان و كارشناسان اين ياوهگوييها آشكار است، اما در هرحال اگر در قبال اين ترفندهاي دشمنان سياست معقولانه ومدبرانهاي نشان داده نشود يك گام جلوتر برميدارند.
اين درحالي است كه اكثر فيلمسازان دركشور با بودجههاي سنگين بيتالمال فيلمهاي سخيف و ضدارزشي ميسازند تا به نوعي نظام را زيرسؤال ببرند بدون اينكه پنجههاي آهنين دشمن را ببينند. حال سؤال اينجاست چرا بايد فيلم ۳۰۰ به سري دوم برسد؟ شايد جواب آن را در فروش بالا يا تأثيرگذاري آن بيابيم.
امثال« ۳۰۰ » كه درسالهاي اخير مكرراً توسط هاليووديها توليد و اكران ميشود كم نيستند، بنابراين درمقابل اين نوع فيلمهاي موهن نميتوان فقط به اعتراض و محكوم كردن بسنده كرد چراكه گاه همين خود ناخواسته به يك تبليغ بزرگ براي آن فيلم موهن و جذب مخاطب بيشترتبديل ميگردد، چه آنكه بسياري از كارشناسان هم فروش بالاي« ۳۰۰ » را با آن كيفيت نازل بهخاطر هياهويي كه ايرانيان ضد فيلم بهپا كردند ميدانند؛ هياهويي كه حداقل باعث شد تا دشمنان به اين نتيجه برسند سرمايهگذاري روي فيلم ۳۰۰ و امثال آن ارزش و تأثيرگذاري لازم را دارد، اما در اين سو آنچه مهمترين راه دفاع ومقابله با اين نوع فيلمهاست تنها برخورد فرهنگي است زيرا بسياري از نويسندگان وكارگردانان غربي تاكنون ايران را نديدهاند و تصورشان از ايران درحد كشوري چون عراق ياافغانستان است، بنابراين مسئولان فرهنگي ما كه بعضاً ريخت و پاشهاي ميلياردي آنها گاه تيتر روزنامهها و جرايد هم ميشود، بيشتر از روي رابطه و حزببازي برسركار فرهنگي مشغولند تا تخصص وشناخت اين عرصه مهم، براي همين عمده فعاليتهايشان كمترجنبه دلسوزانه و تأثيرگذار دارد و با برخوردهاي نابخردانه كه بيشتربا حيف وميل بيتالمال هم همراه است، ناخواسته به تبليغ اين نوع فيلمها ميپردازند، البته سخن آن نيست كه مردم كشورمان را از دانستن اين حملات نرم دشمن محروم كنيم و فيلمهايي مانند «۳۰۰ » را ناديده بگيريم، چه آنكه درهرحال دشمن كينهتوز ضد ايران اسلامي، اينگونه آثار را ميسازد و به دنبال آن است تا تفكرات مردم جهان را طوري كه ميخواهد نسبت به ما شكل ميدهد، اما اين نكته مؤيد آن است كه درمقابل اين هجمههاي فرهنگي آشكار دشمن، كارعلمي و فرهنگي تأثيرگذاري انجام نشده است.
سينماي ايران كه بهزعم بسياري ازكارشناسان درآن بخشي به نام بخش خصوصي وجود ندارد و هرساله ميلياردها تومان ازبودجه بيتالمال مسلمين را به خود اختصاص ميدهد، بايد در مقابله با اين فيلم، توليدات فاخري داشته باشد، اما سينمايي كه خود بيشتر به هميار دشمن درجنگ نرم تبديل شده و شخصيتهاي آن ميخواهند ازايران بروند يا درفيلمهايش حكومت اسلامي را ديكتاتوري به تصويرميكشد و...ياراي مقابله با فيلمهاي ضدايراني و اسلامي را دارد؟!
شايد مهمترين پايگاههاي دفاعي درمقابله با آثاري چون ۳۰۰، بدون دخترم هرگز، سنگسار ثريا و... وزارت فرهنگ و ارشاد، معاونت سينمايي، صداوسيماست كه در يك اجتماع تاثيرگذار كار فرهنگي خوب و قوي درسطح جهاني عرضه كنند و بدون جنجال و هياهوي صوري كه به نفع دشمنان هم ميشود، با سلاح فرهنگ و هنر جلوي دشمن ايران بايستيم. پاسكال ميگويد: افكارعمومي ملكه جهان است و ميتواند تصوير نادرستي درذهنيتهاي عمومي شكل دهد.
دستاندركاران هاليوودي بعد ازساخت سري اول« ۳۰۰» و سنجيدن آستانه تحمل وظرفيت ما و البته اينكه در طول اين سالها چندان فعاليت فرهنگي و هنري قابل توجهي به غيرازاعتراضات مقطعي انجام داده نشد، بهدنبال پروژه ايرانستيزي دست به كارشدهاند تا درهمان قالب و مضمون ملت ايران را تحقير كنند.
گفتني است سري دوم فيلم موهن ۳۰۰ اينباربا نام «۳۰۰: نبرد آرتيميس» ساخته ميشود وقرار است سال ۲۰۱۳در سطح گسترده اكران شود وماجراي آن مربوط است به نبرد دريايي ايران و يونان كه درآخربه شكست سپاهيان ايران و بازگشت خشايارشاه به ايران ميانجامد. فيلمنامه اين فيلم براساس رماني از«فرانك ميلر» نوشته شده است. از جمله بازيگران فيلم، فرشاد فرهت بازيگر متواري ايراني است كه به تازگي هم درفيلم ضد ايراني «كشتي فضايي» نقش يك پاسدار را به عهده دارد.