
در انبوه اخباري كه هر روز در خبرگزاريهاي مختلف منتشر ميشود، ناگهان چشمم به خبر درگذشت يكي از فيلسوفان و سياستمداران بزرگ غرب پروفسور روژه گارودي افتاد؛ دانشمندي كه بهرغم شهرت جهانياش بعد از انكار افسانه هولوكاست كمي به آن پرداخته شد و شناخت جزئي از آن در ايران آن هم براي برخي ايجاد گرديد.
روژه گارودي فيلسوف برجسته مسلمان غريبانه در منزلش دارفاني را وداع گفت و چندان بازخورد خبري نداشت، البته اين بيخبري رسانهاي براي رسانههاي غربي كه از ماهيت استكبار ستيز و صهيونيستستيزي او كاملاً مطلع بودند، امري طبيعي است اما براي ما كه ادعاي امالقراي جهان اسلام را داريم، اصلاً منطقي و اصولي نبود چرا كه روژه گارودي دانشمند مبارز و آزاديخواهي بود كه بدون توجه به تزلزل موقعيتي مقابل استعمارگران ايستادگي ميكرد حتي دريكي از مصاحبههايش درباره سياستهاي استعماري امريكا گفته بود: ديدهايد كه كلينتون به اقتصاد كشورش ميبالد، اما حقيقت اين است كه امريكا از لحاظ اقتصادي وضعيت بسيار بدي دارد و به همين خاطر حاضر نيست از ذخاير، منابع و انرژي كشورهاي اسلامي دست بردارد، بنابراين كشورهاي اسلامي درسياستگذاريهاي خود، بايد اقتصاد امريكا و اسرائيل و متحدان آنها را نشانه بگيرند.
امريكا و صهيونيسم هميشه تلاش ميكنند كه بازارهاي جهان را قبضه كنند و كشورهاي اسلامي بايد سعي كنند با حفظ وحدت و يكپارچگي، تلاش استكبار جهاني را خنثي كنند. او درباره اسلام هم بر اين باوربود كه: اسلام جهانيترين دين جهان است، من كه مسيحي بودم و ماركسيست بودم، به اين خاطر مسلمان شدم كه دين اسلام را جهاني و فراگير يافتم، بنابراين ما مسلمانان بايد با همديگر به مبارزه با حاكمان انحصارطلب جهان برخيزيم.
او كه درسال ۱۹۹۸به دليل فعاليتهاي ضد صهيونيستي خود و بهخصوص انكارافسانه هولوكاست دادگاهي شده بود، ازسوي دادگاه پاريس ۱۲۰ هزار فرانك معادل ۱۸ هزار دلار جريمه شد و دراين ميان تنها رهبر معظم انقلاب بودند كه با تيزبيني و هوشياريشان اين شجاعت گارودي را وقع نهادند ودرنمازجمعه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۷۹بااشاره به محاكمه و برخورد غيرمنصفانه حكومت فرانسه با روژه گارودي كه مدعي عدم كشتاريهوديها ازسوي آلمان نازي شده بود، فرمودند:«شما كجا ديدهايد كسي بتواند درغرب عليه صهيونيسم حرفي بزند» و جسارت و جرئت ايشان درسخن گفتن عليه هولوكاست را تحسين كردند. هميشه فقط رهبر فرزانه انقلاب بودهاند كه اين موارد مهم را با درايت و تيزبيني مديريت كردهاند و اميد دهنده به جويندگان حقيقت اسلام در سطح جهاني بودهاند، درحاليكه اينگونه مسائل به عهده ديپلماسي عمومي كشورمان است كه بايد دنبال كند.
ما در بسياري از موارد از وجود و حضور چنين افراد تأثيرگذاري بياطلاع هستيم و اگرهم اطلاع داشته باشيم، مگربه بهانه يك همايش، سميناري اكتفاميكنيم و بس. بهطور كلي ديپلماسي عمومي دولت و نهادهاي فرهنگيمان در اين زمينه بسيار ضعيف و گاه حتي در حد صفر است، مسلماً اگر روژه گارودي اين فيلسوف برجسته جهاني وهابي ميشد، مطمئن باشيد سعوديها از وجود چنين فردي كمال استفاده را ميبردند، اما او كه پس از تحقيقات گسترده پيرامون اديان و حكومتهاي مختلف، گرايش به افكارو ايدئولوژي حضرت امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي داشت، پس از اسلام آوردنش درمظلوميت وغربت تمام زيست و تنهابود، مگر آنجايي كه قضيه هولوكاست را مطرح كرد از وجودش آن هم محدود به همان زمان استفاده شد.
گارودي به عنوان يك چهره مهم سياسي، فرهنگي، علمي و يك دانشمند تازه مسلمان ميتوانست در صدور پيام انقلاب اسلامي كه مدنظر امام راحل بود، نقش بسزايي داشته باشد. گارودي ميتوانست بهعنوان يك رسانه مهم و تأثيرگذار دراين عرصه عمل نمايد، اما برخي كوتهفكريها باعث شد تا از وجود چنين فرد برجستهاي استفاده مطلوب بردهنشود تا از دستش بدهيم. با چنين اهمالگريها درعرصه نبرد سنگين نرم دشمن، امثال گاروديها مسلماناني هستند كه نه با فعاليتهاي بيلانمحوربرخي از آقايان مسئولمان، بلكه با تفكرات امام خميني(ره) وهدايتگري و درايت امام خامنهاي درلحظههاي حساس با اسلام و حقيقت اسلام ناب محمدي آشنا شدند، چنانچه خود حاضر به همه گونه فعاليتي در راه آرمان الهيشان هستند اما دراين سو مسئولاني كه ادعاي مديريت امالقراي جهان اسلام را دارند نه تنها در راستاي جنگ نرم عمل نميكنند بلكه تفكراتشان عمدتاً محدود به داخل مرزهاي كشور است.
گفتني است روژه گارودي در سال ۱۹۱۳ در شهرمارسي به دنيا آمد و در سال ۱۹۶۳ دكتراي خود را در رشته فلسفه گرفت. وي ابتدا از پيروان سرسخت كمونيسم بود تا جايي كه به عضويت كميته مركزي حزب كمونيست فرانسه درآمد. همچنين عضويت درمجلس مؤسسان، نمايندگي مجلس ملي و مجلس سناي فرانسه را هم تجربه كرد.
گارودي سال ۱۹۸۲ به دين اسلام گرويد ونام «رجا» را براي خود انتخاب كرد. سال ۱۹۹۸، يك دادگاه فرانسوي اين فيلسوف شهيرمسلمان را به اتهام انكار هولوكاست و افتراي نژادي دركتاب خود باعنوان «تاريخ يك ارتداد: اسطورههاي بنيانگذارسياست اسرائيل»به پرداخت ۱۲۰ هزارفرانك محكوم كرد. اين كتاب با تأييد ديدگاههاي «رابرت فاريسون»، از منكران نسلكشي يهوديان درجنگ جهاني دوم، كشته شدن يهوديان در اتاقهاي گاز را انكار ميكند و مدتها تحت كنترل شديد و بايكوت رسانهاي قرار گرفت.