
همه ميدانيم كه مدارس و دانشگاهها خانه دوم افراد جامعه به خصوص نسل جوان محسوب ميشود و اساتيد و معلمان هم از جمله كساني هستند كه به گفته بزرگان ديني ما بعد از پدر و مادر، حق بزرگي بر گردن تكتك ما دارند و اين خود به تنهايي از اهميت بيانتهاي آموزش و پرورش حكايت دارد.
آنچه داراي اهميت است و بايد بيشتر مدنظر قرار گيرد، دغدغههاي معلمان است، بنابراين يكي از راههاي كمك به تعليم و تربيت و رشد كيفي و كمي آن شناخت دغدغههاي معلمان و تلاش براي رفع آنهاست.
همانگونه كه وجود آرامش در خانه و خانواده در سلامت روان فرزندان اثر دارد، از تخريب شخصيت آنان ممانعت ميكند و كليد موفقيت آنان محسوب ميشود، آرامش معلم هم در محيط مدرسه دقيقاً همان تاثير را در دانشآموز دارد؛ چراكه فرد همان فرد است و تنها نقش او در خانه به عنوان فرزند و در مدرسه به عنوان دانشآموز تغيير ميكند؛ اين همان نكته بسيار ظريف و حساسي است كه ميتواند در آموزش و پرورش بسيار تأثيرگذار و كارآمد باشد.
در اين راستا به نظر ميرسد دغدغههاي معلمان مدارس غير انتفاعي بيشتر از معلمان ديگر است. براي اطلاع از وضعيت و دغدغههاي اين معلمان پاي صحبت هايشان نشستيم.
خانم «ز ـ الف» كه در يك مدرسه غيرانتفاعي تدريس ميكند به خبرنگار اجتماعي «جوان» ميگويد:« سه سال است كه در يك مدرسه غيرانتفاعي شمال شهر تهران در مقطع پيشدبستاني تدريس ميكنم. مهمترين دغدغه من و همه همكاران من نداشتن آينده شغلي مناسب است. از آنجايي كه مدارس غيرانتفاعي به صورت خصوصي اداره ميشود، بيشتر سليقه بر آن حاكم است تا اجراي قوانين، بنابراين به اين مدارس بيشتر تجاري نگاه ميشود تا آموزشي و پرورشي؛ به همين دليل هم معلمان اين قبيل مدارس با كمترين حقوق آن هم بدون قرارداد و بيآنكه سابقهاي براي آنها لحاظ شود و از مزاياي بيمه و بازنشستگي برخوردار باشند به كار گرفته ميشوند.»
او ميافزايد:«به عنوان مثال من كه از ساعت ۸ صبح تا ۵/۲ بعدازظهر تدريس ميكنم تنها ماهي ۲۰۰ هزار تومان حقوق دريافت ميكنم كه بخشي از اين مبلغ هم صرف هزينه اياب و ذهاب ميشود، اين در حالي است كه مسئولان و مديران مدرسه از هر دانشآموز با توجه به مقاطع و پايههاي مختلف درسي بابت يك سال تحصيلي به دلخواه خود چندين ميليون تومان پول دريافت ميكنند. اينها مواردي است كه فشار زيادي را بر ما تحميل ميكند. بنابراين اگر آموزش و پرورش در راستاي عدالت محوري قدم بردارد و به جاي دعوت و به كارگيري نيروهاي قديمي و بازنشسته خود روي نيروهاي تحصيلكرده جوان در مدارس غيرانتفاعي تمركز و سرمايهگذاري كند، هم بسياري از مشكلات ما حل ميشود و هم آموزش و پرورش از نيروهاي مستعد و تازهنفس و جوان برخوردار ميشود.»
او تصريح ميكند:«حقيقت اين است كه ما هم به اندازه معلمان استخدام دولتي زحمت ميكشيم، بنابراين انتظار ما از مسئولان اين است كه توجه و نظارت بيشتري را از هر جهت بر نحوه مديريت و اداره اين مدارس داشته باشند و يك دستورالعمل مناسب و مبتني بر قانون را جهت اجراي هر چه بهتر عدالت و تأمين آينده شغلي معلمان مدارس غير انتفاعي تدارك ببينند و در دستور كار خود براي سال تحصيلي آينده قرار بدهند.»
استثمار ميكنند! خانم «م ـ ش» معلم ديگري است كه در يك مدرسه غيرانتفاعي در جنوب شهر تهران در مقطع چهارم ابتدايي تدريس ميكند. او ميگويد:«ايكاش مديران مدارس غيرانتفاعي حداقل همين حقوق ناچيز معلمان را در ازاي مبالغ هنگفتي كه از دانشآموزان دريافت ميكنند، به درستي پرداخت ميكردند. مدير مدرسهاي كه من در آن تدريس ميكنم همين مبلغ ۲۰۰ هزار تومان ناقابل را طي مراحل متعددي به معلمان پرداخت ميكند، به طوري كه اصلاً احساس نميكنيم كه حقوق ميگيريم. اين نوع پرداخت حقوق واقعاً بيانصافي محض است. همين اواخر يك بار من به اين كار آقاي مدير معترض شدم، آقاي مدير هم ضمن آنكه عذر مرا خواست از همان لحظه تلاش كرد فرد ديگري را براي جايگزيني من پيدا كند!»
اين معلم ميافزايد:«معلمان ديگر هم از ترس اينكه به سرنوشت من دچار نشوند همه در مقابل رفتارهاي غير اصولي مدير مدرسه سكوت اختيار كردند؛ خلاصه معلمان مدارس غيرانتفاعي به معني واقعي كلمه استثمار ميشوند. ما از مسئولان و دستاندركاران تقاضا داريم فكري به حال ما بكنند.»