
دانشگاه آزاد اسلامي را ميتوان مولود انقلاب فرهنگي خواند، اما به تدريج از مسير اوليه و اصلي خود منحرف شد. اين دانشگاه بنا به اظهار هاشمي رفسنجاني هدف از تاسيسش چنين طرز فكري بود:« از همين امسال (سال ۶۱) در هر جا كه دستمان رسيد و شايد كمكم به روستا هم بكشد ـ البته به شهرهاي كوچك به آساني ميرسد ـ مراكزي درست كنيم به نام دانشگاه آزاد اما نه دانشگاه آزاد رژيم گذشته، دانشگاه آزاد واقعي كه مواد تحصيلي دانشگاهي را با روش تحصيلي كه در حوزههاي علميه علوم ديني ميخوانند، خوانده شود.
امروز اگر يك دانشجو در سال به خاطر فضاي دانشگاه و اساتيد زياد، كارمندان مؤسسه، وزارت علوم، آزمايشگاهها و ساير چيزها، دهها هزار تومان، صدها هزار تومان خرجش است، يك طلبه وقتي درس ميخواند تقريباً هيچ خرجي ندارد و آن خرجهايي هم كه دارد، خودش در يكي دو ماهي كه ميرود براي تبليغ برميگرداند و به مدرسه ميآورد. اصلاً مدارس و خيلي چيزهاي ديگر را پولهايي كه طلبهها به عنوان سهم امام، خمس و انفاقات از روستاها برميگردانند، اداره ميكنند.» به هر حال، دانشگاه آزاد از بدو تاسيس و بر مبناي اساسنامهاش، حفظ سرمايههاي مالي و انساني را كه به بهانه ادامه تحصيل از كشور خارج ميشدند، در دستور كار داشت، به دانشگاهي بدل شد كه هزينههاي زيادي را به جامعه دانشگاهي تحميل كرد.
دهه ۷۰ و اوايل دهه ۸۰ مسئله اختلاط دانشجويان دختر و پسر، بدحجابي و ايجاد فضاي مستعد آلودگي فرهنگي اين دانشگاه باعث شد دانشگاه آزاد مورد انتقاد قرار بگيرد. مدت كوتاهي بعد از اين ماجرا كه به جداسازي ورودي خانمها و آقايان در واحدهاي آموزشي اين دانشگاه براي كنترل بر نوع پوشش و آرايش دانشجويان منجر شد، كيفيت آموزشي آن مورد سؤال و پيگرد افكار عمومي قرار گرفت و در برههاي حتي توانست حساسيت مجلس را برانگيخته كند.
دانشگاه «بچه پولدارها» به مردم رسيد اما در تمام اين مدت دانشگاه آزاد در ميان جامعه دانشگاهي و حتي مردم به «دانشگاه بچه پولدارها و آقازادهها» كه بدون درس خواندن و فقط با پول نمره قبولي ميگرفتند، لقب گرفت. يعني ۳۶۰ درجه خلاف جهتي كه بايد ميرفت.
در تمام اين مدت رئيس اين دانشگاه به پشتوانه اساسنامه «به اصرار به روز نشدهاي» مطمئن از موقعيت خود با نگاهي از بالا به پايين اين انتقادها را از سر رد ميكرد تا اينكه بعد از گذشت قريب به ۲۶ سال از تأسيس دانشگاه آزاد اسلامي، اساسنامه اين دانشگاه از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورد تجديدنظر قرار گرفت. اصلاح اساسنامه جديد دانشگاه آزاد از سال ۱۳۸۵ و حدود ۴۰ ماه در دستور كار شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفت تا روز شنبه ۲۸ فروردين ماه از سوي رئيسجمهور براي اجرا ابلاغ شد.
اولين تاثير اين مصوبه شكستن انحصار ۳۰ ساله مديريت دانشگاه آزاد و واگذاري مديريت اين دانشگاه را در پي داشت. اين كار بزرگ كه حاصل تلاش نمايندگان، صاحب نظران، تشكلهاي دانشجويي و رسانهها بود، توانست مقاومتها را تسليم رأي مردم كند و دي ماه سال گذشته رسماً جاسبي صندلي رياست را رها كرد.
تجربه نشان داده راكد ماندن هر چيزي به فساد آن ميانجامد و البته مديريت نيز از اين حكم كلي مستثني نيست. اين مسئله بعد از انفصال مدير سابق دانشگاه آزاد با اخباري كه از محل مديريت ۳۰ ساله جاسبي ميرسيد و اسنادي كه از كشوي ميز مديريتي وي خارج ميشد، براي دانشگاه آزاد هم ثابت شد.
از بدهي ۲ هزار ميلياردي تا حقوقهاي ۱۰۰ ميليوني! فرهاد دانشجو جانشين جاسبي دو ماه بعد از مديريت خود بر دانشگاه آزاد، اعلام كرد طي يك حسابرسي، مشخص شده است كه دانشگاه مبلغ ۲ هزار ميليارد بدهي دارد، يا در جاي ديگري دانشجو خبر داد كه در گذشته حدود ۱۰ نفر از اساتيد دانشگاه آزاد حقوق ۹۰ تا ۱۰۰ ميليوني ميگرفتند.
همچنين از آيت الله محمد صادق لاريجاني رئيس قوه قضائيه نيز اين جمله را به ياد داريم كه «اسامي مفسدين اقتصادي دانشگاه آزاد به زودي اعلام ميشود.»
اما حاصل همه اينها چيزي نيست كه جامعه از نظام قضايي و مديريت دانشگاه آزاد انتظار دارد. بر همين اساس، چهارشنبه گذشته نامهاي از سوي سه اتحاديه بزرگ دانشجويي خطاب به فرهاد دانشجو رئيس اين دانشگاه درباره حساسيت جامعه دانشگاهي در مورد رسيدگي به اتهامات جاسبي منتشر شد.
در اين نامه بسيج دانشجويي، اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور خطاب به فرهاد دانشجو رئيس دانشگاه آزاد اسلامي اعتراض خود را نسبت به مورد رسيدگي قرار نگرفتن پرونده عبدالله جعفرعلي جاسبي اعلام كردند.
در اين نامه آمده است:«در طول مديريت ۳۰واندي ساله آقاي جاسبي اقداماتي صورت گرفت كه با خوي عدالتطلبي و شايستهسالاري ديني سازگاري نداشت و موجبات نقد ما دانشجويان به مفسده مديريتي آقاي جاسبي را فراهم آورده بود. اكنون چند ماه از منفصل شدن آقاي جاسبي از دانشگاه آزاد ميگذرد، ولي تاكنون هيچ پاسخ روشني درباره اتهامات مطرح شده در خصوص مديريت قبلي دانشگاه آزاد به افكار عمومي ارائه نشده است. »
فهرستي از اتهامات آقاي جاسبي اما صحبتهاي مسئولان اين تشكلها در اين رابطه شنيدني است. علي جمشيدي دبير كل اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل به خبرنگار اجتماعي «جوان» گفت: براي جامعه دانشگاهي تفاوتي نميكند چه كسي رئيس دانشگاه آزاد باشد. هر كجا بيعدالتي باشد آن را فرياد ميكند، اما در مورد بيعدالتيها و حيف و ميل بيت المال كه در دانشگاه آزاد صورت گرفته هيچ واكنشي از سوي مسئولان جديد اين دانشگاه ديده نميشود. حتي بارها از آقاي دانشجو وقت ملاقات حضوري خواستهايم كه از سوي وي رد شده است.
وي افزود: به جز مفاسدي كه در نامه تشكلها به دانشجو ذكر شده، جاسبي در پرونده مديريتي خود مفاسد ديگري نيز دارد كه بنابه صلاحديد رئيس دانشگاه منتشر ميشوند، اما اگر از سوي ايشان علاقهاي به پيگيري مشاهده نكنيم اين حق را براي خود محفوظ ميداريم كه از طرق ديگر مطالبه مستضعفين جامعه را پيگيري كنيم.
محمد پهلوان، دبيركل اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور نيز ضمن تائيد گفتههاي جمشيدي اين نامه را شروع پيگيري پرونده فساد مديريتي جاسبي دانست.
به هر رو به نظر ميرسد با اين حساب اكنون زمان آن رسيده كه پرونده مديريتي آقاي جاسبي مورد تحليل و بررسي قرار بگيرد و به اتهاماتي كه در مورد وي مطرح ميشود، رسيدگي شود كه اين امر مستلزم اين است كه رياست جديد دانشگاه آزاد اسلامي همكاري و همراهي لازم را داشته باشد و شرايط را با جديت براي تسريع در اين كار فراهم كند و به اين دغدغه كه در ميان دانشگاهيان شكل گرفته احترام بگذارد.