کد خبر: 472437
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
گفتگوي جوان با دكتر محمدحسين فرهنگي؛

ازجمله سوابق وي در طول مدت نمايندگي‌اش در دوره‌هاي گذشته مي‌توان به نايب رئيس کميسيون حقوقي و قضائي مجلس شوراي اسلامي در مجلس هفتم، عضو کميسيون ماده ۱۰ قانون فعاليت احزاب در دوره هفتم، نايب رئيس اول کميسيون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس هشتم، عضو کميسيون‌هاي ويژه تحول اقتصادي و جهاد اقتصادي مجلس هشتم، عضو هيئت رئيسه مجلس در دوره هشتم اشاره كرد. دكتر فرهنگي هم‌اكنون عضو هيئت رئيسه مجلس نهم است و مطالبات مردم تبريز، اسکو و آذرشهر را در مجلس شوراي اسلامي پيگيري مي‌كند. 

وي معتقد است رقابت دو جبهه پايداري و جبهه متحد اصولگرايي به نفع كل جريان اصولگرايي بود و در صورت بودن بستر و شرايط لازم اصولگرايان بايد در انتخابات آتي رياست جمهوري كه سال آينده برگزار مي‌شود به رقابت سالم با حفظ اصول و مباني رو بياورند. عضو هيئت رئيسه مجلس نهم پيش شرط‌هايي را براي حضور جريان دوم خرداد با توجه به فتنه۸۸ بر‌مي‌شمارد كه در متن گفت‌وگو مي‌توان ديد.

در حالي كه بيشتر از يك سال به انتخابات يازدهم رياست جمهوري باقي‌مانده است، جريان دوم خرداد فضاي سياسي كشور را به سمت فضاي انتخاباتي سوق مي‌دهد و سعي دارد به كمك سياسيون و رسانه‌هاي خود بحث حضور كانديداي اين جريان را در انتخابات آتي به صورت گسترده در جامعه مطرح كند، ارزيابي شما از اين تحركات چيست؟
در ابتدا بايد عرض كنم كه خيلي با نظر شما موافق نيستم و آن اينكه شروع انتخاباتي اين جريان خيلي هم زود هنگام نيست. اگر يك جريان سياسي بخواهد خود را بازسازي كند و برنامه‌ريزي‌هاي خودش را براي هر تأثيرگذاري و در هر سطحي آماده كند، طبيعتاً نيازمند زمان است. اينگونه فعاليت كردن ضرورت هر جرياني است و اين جريان اصولگراست كه با تأخير موضوع را پيگيري مي‌كند و بايد منسجم‌تر و بابرنامه‌تر و در مسير مناسب‌تري موضوع انتخابات يازدهم رياست جمهوري را پيگيري كند. جريان اصولگرا بايد به شكل بهتر و مناسب‌تري براي انتخاب رئيس قوه مجريه برنامه‌ريزي كند چرا كه قوه مجريه يكي از مهم‌ترين و مؤثرترين اركان اداره كشور است و با توجه به جايگاه اين قوه فعاليت ساير قوا شايد در بسياري از امور خنثي به نظر مي‌‌رسد.
تحركات جريان اصلاح‌طلبي نياز به تحليل و بررسي جامع‌تري دارد. اين جريان در گذشته مرتكب خطاهاي سنگيني شده است و فعاليت‌هايي كه پس از هر موفقيت آغاز كرد باعث آسيب‌هاي زيادي به جريان شد. پس از فتنه سال ۸۸ بنده به بعضي از همكارانمان در مجلس هشتم عرض كردم كه شما اگر بخواهيد اقدامات مناسب و مؤثري داشته باشيد بايد در گذشته خودتان بازنگري كنيد. البته بازنگري در گذشته آنها مستلزم توضيح صادقانه به مردم و اعتراف و عذرخواهي از اشتباهات خود و در كنار آن بازسازي تشكيلات آنهاست. اگر آنها پس از غائله ۸۸ اين رويكرد را پيش مي‌گرفتند قطعاً ‌هم به نفع خودشان بود و هم به نفع كشور. اما بدون رعايت اينگونه الزامات مردم حق دارند كه با ديده ترديد به اين تحركات نگاه كنند.
برخي‌ها از سياسيون برخلاف نظر شما معتقدند يكي از دلايل ورود زودهنگام اصلاح‌طلبان به عرصه انتخابات با هدف عادي‌سازي شرايط خود (با توجه به عملكرد نامطلوب گذشته‌شان) در جامعه صورت مي‌گيرد.
هم گذشته را مردم تا حدود بسياري در جريان هستند و هم حال را رصد مي‌كنند و هم آينده‌هاي احتمالي را.
هر مجموعه‌اي كه بتواند استواري بر آئين و مرام خود را براي مردم نشان دهد مسلماً‌ با اقبال آنها مواجه خواهد شد.
مردم بيش از هر چيزي داشتن ايده‌ها و برنامه‌هاي روشن براي اداره كشور و صداقت در عمل و كلام را انتظار دارند و اگر اين دو را پيدا نكنند و احساس منفي نسبت به جريان سياسي (در اين دو جهت) يافتند، مسلماً به آنها اعتماد نخواهند كرد و رويداد مثبت و مناسبي هم براي آنها اتفاق نخواهد افتاد. پيش‌بيني ما اين است كه در دوره آينده افراد معتقد هر دو جريان سياسي در صحنه سياسي حاضر خواهند شد و مردم بر اساس شناختي كه از دو جريان و از خود افراد دارند گزينه مناسب و كارآمد را انتخاب خواهند كرد. هوشياري مردم در اين زمينه بسيار بالا و قابل ستايش است. 

اصلاح‌طلبان چه پيش شرط‌هايي را بايد رعايت كنند تا بتوانند در انتخابات يازدهم رياست جمهوري شركت كنند؟
اين جريان سياسي براي آنكه امروز در صحنه حضور پيدا كند بايد برخي از موارد را مانند آنچه بنده گفتم از سال‌هاي قبل شروع مي‌كرد. قبل از ورود به صحنه انتخابات رياست جمهوري همه گروه‌ها و جريانات سياسي بايد التزام خود را به راه امام (ره)، ‌التزام به راه شهيدان،‌ التزام به ايده‌ها و آرمان‌هاي مورد قبول جامعه نشان دهند و با اين مبنا وارد صحنه شوند و با جدي‌تر شدن مسائل (و حتي بعد از موفقيت در انتخابات) بايد عمل كردن به ادعاهايي كه داشته‌اند را در دستور كار قرار دهند. اگر اصلاح‌طلبان هم مي‌خواهند در اين مرحله هم همان رويه را در پيش بگيرند مسلماً فايده و دستاوردي براي آنها ندارد چرا كه اين راه قبلاً‌ تجربه شده است و احساس بنده اين است كه مردم به اين رويكرد هم اعتماد نخواهند كرد. اما اگر خلاف آن اتفاق بيفتد يعني به طور منطقي به نقادي گذشته خود و اشتباهات فاحشي كه در عرصه سياسي داشتند بپردازند و حركت علمي خود را در جهت تصحيح رفتار گذشته خود به مردم نشان بدهند و صداقت خود را در افكار عمومي به اثبات برسانند در آن صورت احيا خواهند شد و به عنوان يك جريان سياسي مي‌توانند در انتخابات ورود مستقيم داشته باشند و مانند ادوار گذشته كانديداي خود را به مردم معرفي كنند و منتظر رأي و نظر مردم باشند. اصلاح رويه‌هاي ناصحيح گذشته، ورود به فاز جديدي از حيات سياسي با ماهيتي كاملاً متفاوت و با تأكيد بر اصولي كه در مرحله ادعا در مراحل مقدماتي همواره ابراز مي‌كنند، استمرار در اينگونه موارد از جمله پيش شرط‌هايي است كه اصلاح‌طلبان را مي‌تواند براي ورود به عرصه انتخابات ياري كند. اگر اصلاح‌طلبان غير از اين را عمل كنند نه تنها جامعه دست رد به سينه آنها خواهد زد بلكه بايد شاهد منزوي‌تر شدن خود در عرصه سياسي كشور باشند. 

در هفته‌هاي اخير رسانه‌هاي زنجيره‌اي دوم خرداد سعي دارند نفرات متعددي را به عنوان كانديداي رياست جمهوري يازدهم معرفي كنند، مي‌توان گفت كه اين رويه براي سنجش اقبال عمومي نسبت به اين افراد و در نهايت انتخاب مقبول‌ترين اين افراد براي انتخابات است؟
اين امر نامطلوبي نيست، هر جريان سياسي كه بخواهد در عرصه انتخابات موفق باشد سعي مي‌كند كانديداهاي خود را در معرض ارزيابي افكار عمومي قرار دهد و بهترين و مقبول‌ترين آنها را انتخاب كند. بنده معتقدم جريان اصولگرا هم بايد چنين رويه‌اي را آغاز كند با توجه به افراد مختلفي كه بعضاً همين روزها هم اعلام آمادگي كرده‌اند و برخي ديگر هم شايد منتظر شرايط آتي هستند. لذا در اصل معتقدم بايد اين رويكرد وجود داشته باشد. 

نمي‌توان به راحتي منكر شروع زودهنگام، پردامنه و پررنگ جريان دوم خرداد براي حضور در عرصه انتخابات بود، آيا مي‌توان اينگونه هم ارزيابي كرد كه بخواهند مخالفت دلسوزان و اصولگرايان را با ورودشان به عرصه انتخابات به حالت فرسايشي تبديل كنند؟
اين نگاه، بدبينانه است. اگر ما بخواهيم با نگاه و رويكرد مثبت مسائل را تحليل كنيم مي‌توانيم به نوع ديگري هم نگاه كنيم و آن اين است كه جريان اصلاح‌طلب متوجه اشتباهات گذشته خود شده و در عين حالي كه در طيف اصلاح‌طلبان هنوز افرادي هستند كه افكار وابستگي به غرب و بيگانه را در سر مي‌پرورانند و خواهان براندازي نظام هستند، حضور دارند. همين افراد گاه و بيگاه افكار براندازانه‌ خود را بروز مي‌دهند و به نمايش مي‌گذارند.
اگر جريان اصلاح‌طلب بتواند در بازسازي خود اين طيف را از مجموعه‌اش حذف كند طبعاً مي‌تواند به برخي موفقيت‌هاي نسبي اميدوار باشد و در غير اين صورت مسلماً اشتباهات قبلي را دوباره تكرار خواهند كرد و دوباره به بن‌بست سياسي خواهند رسيد. 

شما به درس گرفتن اصلاح‌طلبان از گذشته نامطلوبشان اشاره كرديد، چطور مي‌توان اينگونه اظهار نظر كرد در حالي كه رويكرد و مواضع منسوبين به اين جريان با دوسال گذشته اندك تفاوتي ندارد؟
بنده با شما از اين جهت اختلاف نظر دارم بايد اصل را بر حسن نيت و خوش‌بيني بگذاريم. 

اين به معناي ساده‌لوحي نيست؟
نه اين به معناي ساده‌لوحي نيست. بايد هم فضا و تحركات هر گروه سياسي و از جمله اصلاح‌طلبان را رصد كرد و هم با نگاه مثبت به تحولات نگاه كرد. انسان‌ها چه به صورت فرد و چه به صورت جمعي امكان اصلاح يا لغزش را دارند. شايد كساني در بسياري از اوقات خوب عمل كنند اما در مراحلي و در حوزه‌هاي مالي و... بلغزند. پس اصل بايد بر اصلاح باشد و بايد با نگاه جذب حداكثري به موضوعات نگاه كرد و اين نگاه، نگاه مقام معظم رهبري هم هست. 

خب چه تضميني وجود دارد كه كساني كه در فتنه سال ۸۸ با كمك دولت‌هاي غربي درصدد براندازي نظام بودند، در صورت شركت و پس از آن شكست در انتخابات باز هم غائله‌اي عليه نظام به پا نكنند و خواهان ابطال آرا نشوند؟
اين تحليل كه شما به آن اشاره فرموديد نياز به نگاه مجدد دارد. يعني واقعاً در فتنه سال ۸۸ همان‌هايي كه روز رأي‌گيري پاي صندوق‌هاي رأي آمدند و به كانديداتوري ميرحسين موسوي يا كروبي رأي دادند همان افرادي بودند كه تا ماه‌ها پس از انتخابات به خيابان‌ها آمدند و شعارهاي هنجارشكنانه سر دادند؟ بنده‌ اين را اعتقاد ندارم و معتقدم اكثر رأي‌دهندگان به نتايج آرا معتقد و پايبند بودند و عده قليلي با كمك سرويس‌هاي جاسوسي غرب اقدام به انجام فعاليت‌هاي ساختارشكنانه كردند. اينكه مي‌فرماييد چه تضميني وجود دارد بايد عرض كنم كه هيچ تضميني وجود ندارد، اتفاقاً مردم رفتار و عملكرد افراد و جريانات سياسي را ناديده نمي‌گيرند و همه مسائل را در نگاه‌هاي خودشان چه در حال حاضر و چه در آينده لحاظ مي‌كنند. اگر اين جريان سياسي مي‌خواهد بازسازي را در دستور كار قرار دهند حتماً بايد به اشتباهات خود اعتراف كنند و به مردم بگويند كه ما مسير گذشته را ادامه نخواهيم داد وگرنه قبل از هر اقدام ديگري ممكن است اجازه حضور در عرصه انتخابات آن هم از سوي مردم را پيدا نكنند. 

رفتار و واكنش اصولگرايان و دلسوزان نظام در قبال تحركات اخير اصلاح‌طلبان و به صورت ويژه و خاص مجمع روحانيون بايد چگونه باشد؟
بنده وارد اينگونه مباحث نمي‌شوم و هر كدام از اين گروه‌ها يك طيف به حساب مي‌آيند كه در آن نظرات و افكار متفاوت وجود دارد. طيف اصلاح‌طلبي از افكار براندازي خشن گرفته تا اصلاح تدريجي و يا محافظه‌كاري جدي و پايبندي جدي به اصول را شامل مي‌شود. وقتي شما از اين طيف سياسي نام مي‌بريد مشخص نمي‌كنيد منظورتان كدام دسته است، اگر منظورتان گروهي باشد كه ايده براندازي را دنبال مي‌كرد بايد بگويم هر نظامي وظيفه دارد در مقابل براندازي از خودش دفاع بكند و طبعاً در نظام جمهوري اسلامي كه خون پاك شهيدان در پاي آن ريخته شده، به طور جدي در دستور كار قرار دارد. اما طيف ديگري كه بر اصول انقلاب و نظام پايبند هستند امكان بازسازي دارند و اگر بازسازي كنند ممكن است دوباره و به صورت نسبي به قدرت بازگردند. لذا اصل بر آن است كه آيا اين طيف سياسي مي‌خواهند تجديد نظر كنند يا نه. 

مهم‌ترين تاكتيك‌هايي كه اصلاح‌طلبان براي برگشتن به حاكميت مورد توجه قرار داده‌اند را مي‌توان رصد كرد؟
طبيعتاً صاحب‌نظران سياسي و جريانات سياسي براي فعاليت و ادامه حيات از تاكتيك‌هايي استفاده مي‌كنند و حتي اتاق فكري را هم با همين هدف تشكيل مي‌دهند. اما بنده نمي‌توانم پيش‌بيني و يا پيش‌گويي از تاكتيك‌هاي اين جريان داشته باشم. 

اختلاف‌افكني بين اصولگرايان و برجسته‌سازي اختلاف‌نظر ميان گروه‌هاي اصولگرايي را مي‌توان يكي از تاكتيك‌هايي دانست كه اصلاح‌طلبان براي رسيدن به مراد خود از آن استفاده مي‌كنند؟
قطعاً يكي از مؤثر‌ترين راهكار‌ها براي موفقيت تخريب طرف مقابل و رقيب انتخاباتي است. تخريب‌ها هم شيوه‌هاي مختلفي را مي‌تواند داشته باشد از جمله روشي را كه شما اشاره كرديد يعني برخي از بحث‌هاي كارشناسي بين اصولگرايان (را كه از نقاط مثبت اصولگرايان به شمار مي‌آيد و تك‌صدايي را ترويج نمي‌كند و تنوع و تكثر را حتي در آرا و انديشه‌هاي اجرايي تبليغ مي‌كند) را از جمله نقاط ضعف اصولگرايان القا مي‌كنند و سعي دارند از آنها بهره‌برداري سياسي كنند. آنها سعي دارند اين بحث‌هاي كارشناسي و شايد در برخي از اوقات درون گفتماني را برجسته‌سازي كنند و به گونه‌اي به جامعه منتقل كنند كه گويي اختلاف عقيده و مبنا در ميان اصولگرايان رسوخ دارد و چند دستگي در ميان آنها غير قابل حل است.
آنها سعي دارند به جامعه اينگونه القا كنند كه اصولگرايان تاب تحمل نظر مخالف را ندارند و به جان هم افتاده‌اند و از همين مسير چند دستگي را ترويج كنند و اينها تاكتيك‌هايي است كه در گذشته از آن استفاده كرده‌اند و گاهي هم از آن بهره گرفته‌اند. البته در دوره‌هاي اخير اصلاح‌طلبان نتوانستند از اين مسير به موفقيتي دست پيدا كنند، در مجلس هفتم و هشتم هم اين تنوع و تكثر وجود داشت و خيلي هم بر آنها تأكيد شد اما در رويكرد عمومي جامعه تأثير و نقش چنداني نداشت. 

شما در قسمتي از مصاحبه به ورود ديرهنگام جريان اصولگرايي به بحث انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم و كار تشكيلاتي منسجم در اين رابطه اشاره داشتيد، آيا اينگونه عمل كردن اصولگرايان آسيب‌هايي را مي‌تواند متوجه اين جريان كند؟
بله. همان موضوعي كه ميان اصلاح‌طلبان وجود دارد كه نتوانسته‌اند در مورد يك كانديدا به جمع‌بندي برسند در ميان اصولگرايان هم وجود دارد و اگر بخواهند به روش دوره قبل عمل كنند نتايج غيرقابل پيش‌بيني خواهد بود بنابراين ضروري است كه اصولگرايان هم انديشه و تدبير ورود به عرصه انتخابات را داشته باشند تا كمتر آسيب ببينند. بنده اين خلأ را كاملاً احساس مي‌كنم و آسيب‌هايي را متوجه جريان اصولگرايي مي‌بينم. 

چه راهكارهايي را اصولگرايان بايد در اين رابطه مورد توجه قرار دهند؟
اگر بخواهند آنگونه كه در انتخابات مجلس هم اتفاق افتاد (يعني در شهر تهران عملاً دو جريان اصولگرا با هم رقابت كردند با اينكه اصلاح‌طلبان هم بودند اما مردم نسبت به اين دو گروه گرايش پيدا كردند) همين رويه در انتخابات رياست‌جمهوري هم تكرار شود مسلماً به نفع جريان اصلاح‌طلبي نخواهد شد. اما اگر اتفاق جديدي و غير از آنچه در انتخابات مجلس نهم رخ داد، بيفتد شاهد موازنه جديد و رقابت تازه‌ و متفاوتي خواهيم بود كه باز در آن صورت تشتت اصولگرايان به ضرر آنهاست همانگونه كه به سود اصلاح‌طلبي هم نيست. 

پس شما رقابت اصولگراهاي شهر تهران در انتخابات مجلس نهم را در قالب دو ليست تأييد مي‌كنيد و موفق مي‌دانيد؟
بله. حاوي دستاوردهايي هم بود و من رقابت اصولگرايان در آن بستر را بد نمي‌دانم. به نظرم شيوه موفق و مؤثري بود و باعث شد كه اكثريت قاطع اصولگرايان به مجلس راه پيدا كنند. 

يعني شما رويه اصولگرايان در انتخابات نهم مجلس مبني بر رقابت بين گروه‌هاي اين طيف سياسي را براي انتخابات رياست‌جمهوري لازم مي‌دانيد؟
اگر در انتخابات رياست‌جمهوري رقابت جدي ميان طيف‌هاي وابسته به جريان اصولگرايي باشد اصولگرايان موفق خواهند بود. اگر رقابت باعث تشتت و چند دستگي آنها بشود و در نتيجه جريان مقابل اصولگرايي در آستانه موفقيت و پيروزي باشد در آن صورت وفاق و انسجام اصولگرايان بهتر و سازنده‌تر خواهد بود. 

تشكيل دو فراكسيون در دل مجلس اصولگراي نهم چقدر مي‌تواند در انتخابات آتي رياست‌جمهوري و نتايج آن تأثيرگذار باشد؟
دو فراكسيون تشكيل نشده است. 

اما برخي از افراد مثل آقاي باهنر به استقلال كاري و تشكيلاتي فراكسيون رهروان ولايت جدا از فراكسيون مادر اصولگرايان تأكيد دارند؟
بله برخي افراد اينگونه نظراتي دارند اما بنده معتقدم اينها زيرمجموعه فراكسيون اكثريت مجلس هستند. در مجلس هفتم و هشتم هم همين اتفاق افتاد، يعني ما اكثريت مجلس را در اختيار داشتيم اما با دو و حتي سه گرايش. در مجلس هفتم شاهد سه گرايش بوديم. هر چند در برخي از اوقات اين گرايشات با هم اتفاق نظر نداشتند اما با توجه به زمينه‌ها و مبناهاي مشترك همكاري خوب و سازنده‌اي با هم داشتند كه به سود جريان اصولگرايي بود. اكثريت اصولگرايان فعلي مجلس نهم معتقدند كه دو فراكسيون زير يك چتر هستند و جدا از هم نيستند. 

شما تشكيل فراكسيون رهروان ولايت موازي با فراكسيون اصولگرايان را به سود جريان اصولگرايي مي‌دانيد يا خير؟
تكثر در عين وحدت به نفع جريان اصولگرايي است. تكثر و تنوع درون وحدت به نفع اصولگرايان است. اين رويكرد از يكنواختي و عدم شنيدن ديدگاه‌ها جلوگيري مي‌كند. 

پيشنهاد شما براي حضور موفق و هدفمند اصولگرايان براي انتخابات رياست جمهوري چيست؟
با گذشت زمان به تدريج بحث‌ها جدي‌تر مي‌شود و كانديداها به طور رسمي وارد عرصه مي‌شوند و رقابت‌ها شكل مي‌گيرد. بنده تكثر را به نفع جريان اصولگرايي مي‌دانم و تشكيلات واحد را به نفع اصولگرايان نمي‌دانم. به عنوان مثال اگر به جاي آقايان قاليباف، لاريجاني، احمدي‌نژاد و توكلي در سال ۸۴ تنها كانديداي راست‌سنتي كه همان آقاي لاريجاني بود را معرفي مي‌كرديم و در مقابل، جريان اصلاح‌طلبي هم يك نفر را معرفي مي‌كرد آيا نتيجه انتخابات به سود ما بود؟ چه تضميني وجود داشت كه اصولگرايان در سال ۸۴ پيروز شوند. تكثر از چند جهت مفيد است، يكي از اين جهت كه واقعاً سلايق مختلف ديده مي‌شود و نظرات مختلف شنيده مي‌شود.
اين تكثر نشان مي‌دهد ظرفيت در جريان اصولگرايي بالاست و اين جريان به دنبال تك‌صدايي نيست. در كنار آن پديدار مي‌كند كه اصولگرايان دنبال حركت‌هاي توده‌وار نيستند و دنبال ارائه ديدگاه‌هاي متفاوت هستند. البته دراين مسير نقاط ضعفي هم داريم از جمله ضعف در ارائه ديدگاه‌هاي متفاوت و ضعف در ارائه برنامه‌هاي شفاف و روشن در حوزه‌هاي مختلف و بيشتر بر جنبه‌هاي كاريزماتيك افراد تأكيد مي‌كنيم به جاي ارائه ايده‌هاي روشن در مسائل داخلي و خارجي. اما در كنار آن توجه داريم كه مبنا تكثر است نه يكنواختي و يكه‌سالاري.
تنوع كانديدا در جريان اصولگرايي به شكسته شدن آراي اصولگرايان منجر نمي‌شود؟
اينها يك نوع ريسك تلقي مي‌شود و ممكن است آثار مثبت (‌مانند آنچه در گذشته بوده) به همراه داشته باشد و مي‌تواند در سطح بي‌اعتمادي مردم به جريان اصولگرايي و كاهش مقبوليت اين جريان در جامعه منجر به شكست شود. 

اصلاح‌طلبان سعي دارند با تخريب دولت، گفتمان اصولگرايي را براي اداره كشور ناكارآمد جلوه دهند، به عقيده شما اصولگرايان بايد چگونه عمل كنند كه انتقاداتشان از دولت جنبه تخريب به خود نگيرد و به گونه‌اي در پازل اصلاح‌‌طلبان بازي نكنند؟
مردم بين نقادي‌هاي خيرخواهان و تخريب‌هاي مغرضانه تفاوت قائل باشند. برخي از نقادي‌ها واقعاً باارزش و درست است و همانطور كه انتقاداتي كه به دولت وارد است به مجلس هم وارد است. اما اين جدا از تخريب است، تخريب يعني ضعف‌هاي جزئي را بزرگ‌نمايي كنيم و مطالب غيرواقعي را در جامعه القا كنيم و تفاوت نظر كارشناسي را اختلافات بنيادين جلوه بدهيم. مردم پس از ۳۰ سال از انقلاب به اين رشد رسيده‌اند كه بتوانند تخريب و انتقاد را از هم بازشناسي بكنند و از هم تفكيك بكنند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار