
جوان آنلاین-شیرین پارسا: همواره تاکیدات فراوانی بر عدم اشرافی گری مسئولان می شود و بزرگان نظام به صورت مکرر به مردم و مسئولین در این خصوص توصیه ها و تذکراتی می دهند. مقام معظم رهبری در سالروز ارتحال امام خمینی (ره) به بعد دیگر تاثیر اشرافی گری در جامعه اشاره کردند و آن را مانع از پیشرفت کشور دانستند و فرمودند "در راه پيشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتى ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافيگرى ممنوع است؛ لذتجوئى ممنوع است؛ به فكر جمع كردن زخارف دنيا افتادن، براى مسئولين ممنوع است".
در همین زمینه خبرنگار جوان آنلاین با سید رضا اکرمی نماینده مجلس هشتم به گفت و گو پرداخت که شرح آن در ادامه آمده است:
با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری، به نظر شما اشرافی گری چه تاثیری جامعه دارد و چه مشکلاتی را می تواند به دنبال داشته باشد؟
به هر حال ما انسان هستیم و انسان در معرض آسیب و آفت قرار دارد. آسیب و آفت می تواند به صورت گوناگون و متفاوت باشد. یکی از آسیب هایی که فرد، جامعه و یک نظام را تهدید می کند مسئله تجمل گرایی و اشرافی گری است که این مسایل موجب می شود مسئولین از مردم فاصله بگیرند و حتی میان آنها جدایی بوجود بیاید.
چرا که توده مردم زندگی متوسط دارند و سفره معمولی می اندازند،وسیله معمولی سوار می شوند اما اشرافی گری خود به خود برای خود تجملاتی دارد از سفره و ماشین و لباس و مرکب و... و چنانچه جدایی میان مردم و مسئولین بوجود بیاید، نظام و حکومت تهدید می شود و این شایسته یک نظام اسلامی و حکومت اسلامی نیست.
ساده زیستی را در زندگی پیامبر اکرم(ص) و زندگی امیرالمومنین(ع) و بزرگان از جمله امام خمینی(ره) مشاهده کرده ایم که ایشان نیز همواره نسبت به رواج اشرافی گری تذکر می دادند و خوراک، لباس، مرکب و خانه شان نه تنها با مردم تفاوت نداشته باشد حتی ساده تر و معمولی تر از آنهانیز بود.
تذکر مقام معظم رهبری تذکری شایسته و بجایی بود و مکررا این را ابراز کردند و در سالگرد ارتحال امام(ره) نیز آن را تذکر دادند که رساتر و فراگیرتر باشد و همه بشنوند و این تذکر مقام معظم رهبری را جدی بگیرند.
چه دغدغه هایی وجود دارد که مقام معظم رهبری به کرات نسبت منع اشرافی گری در میان مسئولان اشاره می کنند؟
در جامعه همیشه به قول معروف اطرافیان وافرادی را داریم که از کیسه خلیفه می بخشند و می خواهند از کیسه نظام خرج کنند و گاهی یک مسئول در مقابل عمل انجام شده قرار می گیرد. این موارد گاهی در سفرهای استانی و یا همایش ها دیده شده و در گوشه و کنار این نمونه ها رخ داده و رهبری به عنوان ناظر و راهنما برای اینکه این موارد دیگر تکرار نشود و توسعه نیابد نسبت به آن تذکر داده اند.
به نظر شما راهکارهای مبارزه با اشرافی گری چیست؟
ما سه کار را در این رابطه می توانیم انجام دهیم راه اول تعلیم است اینکه اشرافی گری کار شایسته و بایسته ای نیست و ما بی جهت خودمان را نسبت به موضوعی که ارزش ندارد به زحمت نیاندازیم و آموزش دادن کار مفیدی باشد.
راه دوم تبلیغ کردن این موضوع که به هر حال اگر کسی می خواهد اشرافی گری را دنبال کند و برای مسئولی سفره خاصی بی اندازد و استقبال خاصی کند کار درستی نیست.
راه دیگر برخورد است یعنی اگر دیدیم از کیسه نظام هزینه شد و یا یک کار خلافی و در راستای اشرافی گری انجام شد بگویند که این هزینه مقدور نیست و باید آنکه این هزینه را مرتکب شده از جیب خودش آن را بپردازد که دیگر این کار را تکرار نکند. به نظر می رسد این سه راه می تواند جلوی اشرافی گری را بگیرد.
برخی معتقدند که اشرافی گری از دولت سازندگی در میان مسئولین رواج پیدا کرد نظر شما در این خصوص چیست؟
من نمی تونم بگویم که اشرافی گری مصداقش چیست و در کدام دوران رواج پیدا کرد ممکن است که اشرافی گری هر روز یا هر سال در یک گوشه ای اتفاق بیفتد. اما آنچه که زشت و ناپسند است اشرافی گری است می خواهد دوره هر فردی و یا در هر مکانی و یا در هر زمانی باشد.
اما در دوره دفاع مقدس به طور طبیعی همه اندیشه ها و همتمان این بود که جنگ را مسئله اصلی بدانیم و به دفاع بپردازیم که دشمن از میهن ما بیرون برود که رفت. بعد از پایان جنگ ما کاملا مشاهده کردیم که از ازدواج های مردم تا مهمونی ها دیگر آن خوی ساده زیستی به تدریج کاهش پیدا کرد. در آن زمان کمتر ازدواج در این سالنهای مجلل را می دیدیم اما در حال حاضر هر فرد معمولی که می خواهد ازدواج کند نیز به تالار و... روی آورده است.
استقبال هایی که در دوران دفاع مقدس از حج رفته ها بود را با این سفرها در حال حاضر مقایسه کنید و ببینید الان چگونه از آنها استقبال می کنند و در گذشته چگونه بود. واقعا در دوره دفاع مقدس بشیتر به این ارزش ها بها می دادیم.
چرا بعد از دولت سازندگی نیز دولت ها نتوانست اشرافی گری در میان مسئولین را کاهش دهند؟
مسایل برخورد با اشرافی گری را ما نباید دولتی و یا غیر دولتی ببینیم ما می گوییم اصولا ساده زیستی و زندگی معمولی مطبوع تر معقول تر و مطلوب تر است تا یک زندگی که افراد خودشان را به سختی می اندازند و زیر بار قرض می روند تا تلویزیون سیاه سفید خود را تبدیل به رنگی کند و یا فرض کنید محل زندگیش را از یک محله ای به محله بالاتر ببرند آن هم با قرض، نسیه و وام که همه اینها اشرافی گری است.
ما نباید اشرافی گری را در ماشین بالای صد میلیون یا سفره ای با چند نوع غذا خلاصه نکنیم. اشرفی گری در جامعه خوی منفوری است و پیامبر اعظم می فرماید" من بی خودی خودم را به زحمت نمی اندازم و به تکلف روی نمی آورم تکلیف مطلوب است اما تکلف مضموم است و همان اشرافی گری است.
فرض کنید یک ماشین ۱۰ میلیونی تومانی ما را به مقصد می رساند پس لزومی ندارد که قرض کنم و بروم یک ماشین ۲۰ میلیون تومانی بخرم این اشرافی گری است و یا زمانیکه یک نوع غذا سفره مرا تامین می کند اما دو یا سه نوع تهیه کنم به بهانه این که باید از مهمان پذیرایی کرد این نیز اشرافی گری است و نباید این را دولتی و ملتی کنیم و بگوییم دولتی آن بد است اما ملتی آن خوب است اصولا خوی اشرافی گری نامناسب و نا صحیح است.