يكي از ايرادات اصلي سياستهاي دولت نهم و دهم شايد اتخاذ تصميمات و پايفشردن بر روشهايي بود كه بهرغم ظاهر جذاب، به قدر كافي كارشناسي نشده و خام بودند؛ سياستهايي كه امتحان خود را پس نداده بودند. دولتمردان شوق كار جهادي داشتند و اصرار بر اينكه اين شيوههاي به ظاهر راهگشا را زودتر عملي كنند. در عمل اما اغلب اين تصميمات به تركستان رسيد و باري شد بر دوش مردم و حتي كارگزاران آنها.
طرح بنگاههاي زودبازده، انتقال وزارتخانهها و كاركنان آنها به شهرستانها، طرح دوركاري نيروي انساني و صدها مورد ديگر از اين قبيلند. نقص اغلب اين طرحها آن بود كه ابتدا در يك جامعه آماري محدود و كوچكتر به آزمايش گذاشته نشده و فيالبداهه براي اجراي ملي و فراگير آن تصميمگيري شد.
در عمل اما هر بار معضلاتي پيش آمد كه نه راه پيش براي مجريان باقي گذاشت و نه راه پس براي ديگران.
به طور خاص در بحث دوركاري، چشمانداز آن بود كه از طريق آن، بهرهوري نيروي كار افزايش يابد، رفت و آمدها كم شود و از اين راه در ترافيك كلانشهرها گشايشي رخ دهد و نيز انعطاف كاري بيشتر براي نيروي انساني حاصل شود. در عمل اما اين روياها به واقعيت بدل نشد. پس از گذشت يك سال، روزهاي دوركاري عملاً براي اين نيروها به روزهاي تعطيل بدل شده و آنها تردد بيشتري در سطح شهر براي رسيدگي به امور ديگر و حتي كار دوم و سوم خود دارند. از سوي ديگر به سبب فيالبداهه بودن اين طرح، دستگاههاي اجرايي و مديران آنها قادر به تعريف كردن كار و فعاليتي نيستند كه كارمندان بتوانند در منازل آنها را دنبال كنند. لذا هر يك از ادارات به سليقه خود اين طرح را به اجرا گذاشته و هيچ استاندارد و شيوه واحدي براي برخورد با كارمندان دوركار وجود ندارد.
اين همه نوعي آشفتگي و بلاتكليفي را سبب شده و به ناچار و در عمل پس از يك سال، هر دو طرف يعني مدير و كارمند پذيرفتهاند كه روزهاي دوركاري به نوعي، تعطيلي يا بهتر بگوييم مرخصي با حقوق براي كارمندان است.
جالب آنكه در حالت عادي نيز ساعات كار مفيد روزانه در بخش دولتي در ايران تنها ۲۲ دقيقه است!
باري وزارت كار، تعاون و رفاه اجتماعي در اين مقوله پيشتاز است و حدود ۵۰ درصد از كارمندان خود را براي دوركاري به خانههايشان فرستاد. يكي از كارمندان دوركار اين وزارتخانه به خبرنگار يكي از رسانهها گفته است: ابتدا تصور همه آن بود كه اين طرح مقدمه تعديل كارمندان و اخراج آنان است، اما به مرور حقوقها به طور منظم پرداخت و معلوم شد دولت چنين قصدي ندارد.
او افزوده است: در روزهاي دوركاري ما در خانههايمان هستيم و چندان كاري هم براي انجام دادن نداريم. سه چهار روز در هفته دوركاري داريم و با جمعه پنج روز و تنها دو روز در هفته را به محل كار سر ميزنيم. به گفته وي، اين بيكاري در خانه برخي را به فكر كارهاي جانبي براي كسب درآمد مياندازد!
دقت كنيد، طرحي كه بنا بود سبب بيشتر كار كردن نيروي انساني شود، در مرحله اجرا باعث شده تا آنها پنج روز در هفته بيكار باشند و در عين حال حقوق و مزاياي كامل را هم بگيرند و به فكر كار و كسب درآمد در مشاغل دوم و سوم بيفتند.
يادتان هست در آغاز اين طرح چه تبليغ و جنجالي شد كه از اين راه كلي بهرهوري نيروي انساني افزايش مييابد و... اما نتيجه؟! خدا ميداند تا كي اين آزمون و خطاها در سياستهاي دولت بناست ادامه يابد و هزينههاي آن... بگذريم!