
بهمن ماه سال گذشته وقتي خبر افتتاح نخستين نمايشگاه دائمي مد و لباس ايراني ـ اسلامي آن هم با حضور وزير ارشاد به گوشمان رسيد، كلي ذوقزده شديم؛ نمايشگاهي كه ميتوانست الگوي مناسبي براي مد و لباس به بانوان جامعه بدهد و در كنار انتقاد از وضع پوشش، «چه بپوشيم؟» را هم ارائه ميكرد، اما پس از گذشت حدود پنج ماه از افتتاح، اين نمايشگاه كم كاركرد و پر سر و صدا نه انتظارها را بر آورده كرد و نه بازديدكنندهاي دارد!
«نمايشگاه دائمي مد و لباس ايراني ـ اسلامي » آنقدر پرطمطراق و دهان پركن است كه با شنيدن نامش دوست داريد ببينيد اين مدهاي ايراني ـ اسلامي چگونه است. بازديد از نمايشگاه در روزهاي نخست برپايي كه نشان ميداد مدهاي لباس به نمايش در آمده در آن چنگي به دل نميزند.
اگرچه هيچ تبليغي براي چنين نمايشگاهي نميبينيم اما به طور حتم، اكنون پس از پنج ماه حتماً شرايط تغيير كرده و متناسب با فصل تابستان و گرماي هوا و بدحجابيهاي فصلي، مدهاي جديد و بهتري در آن به نمايش درآمده است. تمام اينها برايمان انگيزه ميشود تا در اين روزهاي گرم پاياني بهار، راهي بازديد از نمايشگاه دائمي مد و لباس شويم.
تنها بازديدكننده نمايشگاه!
كمي بالاتر از ميدان وليعصر تابلوي نسبتا بزرگي با پس زمينه آبي رنگ محل نمايشگاه دائمي مد و لباس را نشانمان ميدهد. به ورودي ساختمان كه ميرسيم آنقدر فضا خلوت است كه گمان ميكنيم اشتباه آمدهايم، اما با نگاهي به سر در ساختمان در مييابيم، آدرس درست است. روي در، كاغذ سفيدي چسبانده شده است كه ساعات بازديد از نمايشگاه را نشان ميدهد. «۱۰ تا ۱۲ صبح و ۱۵ تا ۱۸ بعد از ظهر؛ روزهاي جمعه و تعطيلات نمايشگاه تعطيل است. »
روزي پنج ساعت سهمي است كه به بازديد از نمايشگاه اختصاص داده شده است. وارد ميشويم؛در طبقه همكف بسته است اما تصاويري از بانوان ايراني با لباسهاي سنتي روي ديوارها ديده ميشود و روي تابلوي كوچكي ممنوعيت كپيبرداري از طرحها تذكر داده شده است. از پلهها بالا ميرويم. سكوت عجيبي فضاي ساختمان را پر كرده است. فضا به هيچ عنوان حال و هواي معمول نمايشگاهها را ندارد.
ناخودآگاه ياد بخشي از توصيههاي رهبر انقلاب افتاديم: «بنده با مُد و تنوع و تحول در روشهاى زندگى مخالف نيستم، مُدگرايى و نوگرايى اگر افراطى نباشد، اگر روى چشم و همچشمىِ رقابتهاى كودكانه نباشد، عيبى ندارد. لباس و رفتار و آرايش تغيير پيدا مىكند، مانعى هم ندارد؛ اما مواظب باشيد قبلهنماى اين مُدگرايى به سمت اروپا نباشد؛ اين بد است. »
ما، متصدي نمايشگاه و مانكنها
هنوز مطمئن نيستيم درست آمده باشيم، اما در طبقه اول فضايي پيش رويمان قرار ميگيرد كه شبيه يك نمايشگاه در ساعات قبل از افتتاح است. فضايي كه دور تا دور آن مانكنهايي چيده شده و چادر بر سر در سكوت چشم انتظارند تا شايد بازديدكنندهاي به سراغشان بيايد. خانم متصدي نمايشگاه هم جلو ميآيد. فضاي نمايشگاه دائمي مد و لباس مركب است از خانم متصدي، تعدادي مدل كه چند ماه است ميخواهند مسئوليت ساماندهي مد و لباس را به دوش بكشند و ما به عنوان تنها بازديدكننده اين نمايشگاه! از خانم متصدي ميپرسيم «هميشه نمايشگاه اينقدر خلوت است؟» ميگويد:« بعد از ظهرها شلوغتر است».
از چهرهاش ميتوان خواند بازيدكنندگان روزانه اين نمايشگاه به زحمت از تعداد انگشتان يك دست تجاوز ميكنند. تعجب از خلوتي فضا را كنار ميگذاريم و به سراغ مدلها ميرويم؛ مدلهايي كه از آغاز به كار نمايشگاه تاكنون هنوز به روز نشدهاند.
در ميان مدلهاي چادر به سر
طبقه اول مدلهاي چادر و روسري است، چادرهايي كه در طراحيشان خلاقيت چنداني ملاحظه نميشود و چندان هم جديد و به روز نيستند تا تداعيگر مد باشند. در ميان مانكنهاي تمام قد ايستاده سر و گردن هايي هم در بين پارچههاي دكوري كاشته شدهاند و مدل روسري و مقنعههايي را كه يا نميشود با آنها در جامعه ظاهر شد يا همان مدلهاي معمول هستند، مشاهده ميكنيم. اينجا اما تمام كارها شناسنامه دارند. نام و نام طراح در پاي هر مدل نوشته شده است. از متصدي نمايشگاه ميپرسيم: فروش هم داريد؟ مي گويد نه اگر از مدلي خوشتان آمد شماره تماس ميدهيم تا بتوانيد نمونهاش را تهيه كنيد.
مدلها را يكي يكي با وسواس و دقت بررسي ميكنيم و به نقطه آغاز ميرسيم. نمايشگاه اما ادامه دارد. طبقه دوم ساختمان مانتوهاي ايراني- اسلامي را به نمايش گذاشته است. از بخش چادر و مقنعه با نارضايتي بيرون ميآييم و راهي طبقه بعدي ميشويم.
نمايشگاه دائمي مد و لباس ايراني – اسلامي؟!
با ورود به نمايشگاه مانتوي ايراني – اسلامي است تصور ميكنيم به يكي از مانتوفروشيهاي سطح شهر پا گذاشتهايم. خيلي از مدلهاي ارائه شده نه ايراني است و نه اسلامي؛ مانتوهايي كه مانند چادرها اسم و شناسنامه دارند اما هويت ايراني اسلامي نه !
ترمه، لاله، پروانه، ردا و. . . مانتوهايي است كه بر تن مانكنهاي بيسر پوشانده شده است. انگار اين مانكنهاي بيجان هم سر در گريبان فرو بردهاند تا همين اندك بازديده كننده را نبينند!
حدود چهار، پنج مدل اسلامي تر به نظر ميرسند، اما بقيه مدلها اغلب تا بالاي زانو و چسبان هستند آن هم بدون نمايش خلاقيت يا كشش جذابيت.
قيمتهاي سرسام آور
سراغ يكي از مدلهايي را كه ميپسنديم از متصدي ميگيريم، اما طراح اين مدل شيراز است و دسترسي به او چندان امكانپذير نيست. مدلي ديگر را انتخاب مي كنيم و شماره طراح آن را ميگيريم.
خانم الف طراح اين مانتو در گفتوگو با «جوان» از همكاري با كارگروه مد و لباس اظهار نارضايتي ميكند. او ميگويد: با التماس مدلهاي ما را گرفتند و با آن نمايشگاه زدند و هنوز هم مدلهايمان را به ما پس ندادهاند. وي تأكيد ميكند: ديگر با اين كارگروه همكاري نميكنم. براي تهيه اين مانتوي به نمايش در آمده در نمايشگاه دائمي مد و لباس بايد به كارگاه توليد كننده آن سفارش بدهيد. فروشگاههاي سطح شهر چنين مانتويي را نميفروشند، زيرا قيمت ۱۶۵ هزار توماني آن به مردم عادي اجازه خريد چنين مانتويي را نميدهد. ما هم وقتي به جيبمان نگاه ميكنيم از خير خريد ميگذريم و دوستانه خداحافظي ميكنيم.
...حكايت همچنان باقي است
بازديد ما به پايان ميرسد اما با كلي سؤال كه كسي حاضر به پاسخ دادن آن نيست. با خودمان فكر ميكنيم با چنين نمايشگاههايي چگونه ميتوان پاسخگوي جوانان بود؟به راستي اين جوانان بايد چه بپوشند؟ اينگونه ميشود شعار حمايت از توليد ملي و مطالبه رهبر انقلاب را محقق كرد؟پس انگار حكايت همچنان باقي است. . .