
فصل نقل و انتقالات، مهمترين و حساسترين زمان براي تيمهاست؛ زماني كه ميتوانند نقايص خود را به نقاط قوت تبديل كرده و براي شروعي دوباره و پرقدرت آماده شوند، اما درست در همين زمان حساس، استقلال به جاي آنكه تيمي قوي و استخواندار را براي ليگ جديد ببندد، درگير مشكلات مديريتي است كه از ابتداي فصل با آن دست به گريبان بوده و امروز، به اوج خود رسيده! در اين آشفته بازار اما همه مسائل و مشكلات حول يك اسم ميچرخد؛ احمد رسولينژاد!
استقلال چنين اوضاع متشنجي را پيش از اين نيز تجربه كرده است! تجربهاي تلخ كه ميتوان رابطهاي مستقيم بين آن، با قهرمان نشدن اين تيم پيدا كرد!
سه هفته مانده تا پايان ليگ يازدهم و در شرايطي كه استقلال ميرفت كه تكليف قهرمانياش در جام حذفي را مشخص كند، در تهران، مسئولان اين تيم، در پي مسائلي ديگر بودند. قبل از حركت بازيكنان استقلال به سمت ورزشگاه، پيامكي براي برخي بازيكنان ارسال ميشود كه خبر از مذاكره رسولينژاد با اوليايي براي مديرعاملي استقلال دارد! جلسهاي پنهاني كه خيلي زود با مصاحبه اوليايي و پيامكهاي ارسالي به آبيپوشان، آشكار شد و استقلال را به هم ريخت! و البته باز هم همان يك اسم!
اوليايي هم البته در به هم ريختن اين اوضاع بيتقصير نبود. او اگرچه مدعي شد از رسولينژاد خواسته تا بحث مديرعاملي او در استقلال رسانهاي نشود، اما خيلي زود اعلام كرد: «اگر بدهيهاي استقلال مشخص شود در خصوص مديرعاملي مذاكره ميكنم» و اين به معني قرار گرفتن مقابل فتحاللهزاده بود.
اما چرا رسولينژاد در حساسترين برهه زماني و در شرايطي كه استقلال براي قهرماني ميجنگيد، با اوليايي براي نشستن به جاي فتحاللهزاده وارد مذاكره شد؟
چندي بعد، در حالي كه فتحاللهزاده همراه عباسي راهي تركيه شده، مذاكرات ابتدايي و البته نهايي، با قلعهنويي براي بازگشت به استقلال انجام ميشود تا صداي اعتراض مديرعامل استقلال درآيد كه سرمربي را مديرعامل بايد انتخاب كند! فتحاللهزاده با قلعهنويي و رسولينژاد در يك جلسه مذاكره ديگر حضور پيدا ميكند، اما او تنها ناظر است و باز هم يك اسم خاص همهكاره است!
فتحاللهزاده ميداند كه چارهاي جز خداحافظي ندارد، اما براي او هنوز يك شانس وجود دارد و آن، سفر با عباسي به تركيه است. سفري كه باعث ابقاي فتحاللهزاده در استقلال ميشود. اما خيلي زود خبر اصلاح ميشود. با اين تغيير كه او كه نامش در بين گزينههاي مديرعاملي اين تيم نيست و به طور موقت ابقا شده است. اما طولي نميكشد كه فتحاللهزاده، استعفا ميكند تا شايد اين ماجرا و دعواي مديريتي استقلال براي هميشه تمام شده و اين تيم فرصتي پيدا كند براي ورود به عرصه نقل و انتقالات و رفع و رجوع كم و كاستيها و برطرف كردن نقاط ضعفش.
اما آيا عروسكگردان تمام اين بازيها، همان اسم خاص است؟ همان اسم خاصي كه در طول فصل گذشته بارها و بارها استقلال را دچار چالش كرد. فتحاللهزاده استعفا كرد و مدعي است به خاطر آنكه استقلال بيش از اين به چالش كشيده نشود، از اين تيم ميرود. اما به نظر ميرسد زمان آن رسيده كه مشخص شود عروسكگردان اين بازي كيست و زمان آن رسيده كه وزير ورزش به عنوان متولي استقلال به مسائل اين تيم ورود كرده و باز هم همه مسائل را به معاون و مشاور خود در اين تيم نسپارد، البته قبل از اينكه استقلال رسماً به تاراج رفته و بيش از اين غرق حاشيه شود!
استقلال پيشتر به واسطه همين حواشي، قهرماني در ليگ برتر را از دست داده و اين حواشي ميتواند تجربه ليگ يازدهم را در فصل جديد هم براي اين تيم و هوادارانش تكرار كند، اگر وزير ورزش زودتر به داد اين تيم نرسد!