در پايان كار، چندين مركز كارشناسي را ميفرستند كه هر كدام ايراداتي ميگيرند و با رفع آنها به صاحب يا صاحبان بنا، پايان كار ميدهند.
مأموران يكي از اين مراكز در نوبت اول مشكلاتي را گوشزد كردند، ما هم رفع كرديم. دو هفته بعد آمدند، ديدند آن مشكلات رفع شده، ايرادات ديگري گرفتند. آنها را بر طرف كرديم. يك ماه بعد آمدند، مشكلات تازهاي را مطرح كردند. ديگر طاقت ما تمام شده بود. هرچه هم ميپرسيديم چرا همان اول همه ايرادات را نميگوييد جواب درستي نميدادند. دوست باتجربهاي ما را راهنمايي كرد كه اين مأموران نيت ديگر و خواهش ديگري دارند. شما مشكل آنها را حل نميكنيد، اينها هم هر بار ايراد جديدي ميگيرند و شايد ماهها همينطور شما را ببرند و بياورند!
باري اگر بخواهيم شرح درستي از مذاكرات پيچيده هستهاي براي مردم بدهيم كه آنها هم از وراي جملات و كلمات قلمبه و سلمبه خبري، دريابند حكايت از چه قرار است، بايد همان مثال بالا را زد. مأموران آژانس و نمايندگان ۱+۵ هر بار كه پاي ميز مذاكرات ميآيند، ايرادات و درخواستهاي تازهاي را مطرح ميكنند و سعي در گيج كردن و تسليم طرف ايراني دارند. آنچه در بغداد گذشت نيز حكايت از ادامه اين راه دارد. بديهي است هر يك از طرفين بايد آوردهاي براي مذاكرات داشته باشد.
طرف غربي انبوهي از خواستههاي غيرممكن را طلب ميكند اما در همان حال تنها مشوقهايي كه مطرح كرده تا در ازاي اعمال اين خواستهها توسط ايران به ما بدهند، عرضه ايزوتوپهاي پزشكي، همكاري در امور ايمني اتمي و قطعات يدكي هواپيماهاي مسافربري است. آيا اين خندهدار نيست؟ از اين سه مورد، دو تا را كه ما خود قبلاً به دست آوردهايم و در بحث ايمني اتمي نيز آنها درصدد جاسوسي و سر درآوردن از امكانات اتمي ما هستند و مابقي تنها حرف و شوخي است.
بديهي است وقتي طرفين پاي ميز مذاكره ميآيند، بايد تداوم رفتارهاي خصمانه عليه يكديگر را متوقف كنند، لذا بناي مذاكرات در حصول نتيجه و رسيدن به توافق است. عجيب است كه دو روز قبل از مذاكرات بغداد، امريكاييها طرحي مبني بر تشديد تحريمها و انواع جديد آن را به پارلمان خود بردند و در همان حال انتظار دارند ما حسن نيت آنها را در مذاكرات باور كنيم.
جالب آنكه طرف غربي مرتب از تداوم تحريمها، حتي در صورت همراهي ايران در اعمال نظارت آنها و آژانس سخن ميگويد، رسانههاي غربي نيز در آغاز هر دور مذاكره از خوشبيني و حصول نتيجه حرف ميزنند و بعد نمايندگان خود آنها كاري ميكنند كه نتيجهاي حاصل نشود و سپس در افكار عمومي جهان طرف ايراني را مقصر جلوه ميدهند و متهم به وقتكشي ميكنند. اين مهم در پايان مذاكرات بغداد نيز به وضوح قابل فهم و رؤيت است.
نمايندگان روسيه و چين كه عناد و دسيسه غربيها در دستور كارشان نيست، سخن از دستاوردهاي تازه و مثبت و سازنده بودن مذاكرات ميكنند و چهار عضو ديگر در يك تباني آشكار از مناسب نبودن فضا و عدم توافق، جالب آنكه وزير خارجه آلمان گفته است: «ايران نبايد انتظار داشته باشد ۱+۵ از مواضع خود عقبنشيني كند!»
اين يعني آنها قصد دارند آنقدر مذاكرات را كش بدهند تا ما عقبنشيني كنيم. بديهي است ايران بايد با استفاده از شكاف آشكار ميان چهار عضو غربي از يكسو و روسيه و چين از سوي ديگر بيشترين بهرهبرداري را كند و در همان حال افكار عمومي جهان را در جريان بهانهجوييها و سنگاندازيهاي غرب قرار دهد. تا دور بعدي مذاكرات اين ميتواند مهمترين دستور كار ديپلماسي ما باشد.