
به گزارش جوان، روزگاري نه چندان دور، در هر محلهاي مركز پخش فيلمهاي ويدئويي بود. محصولات ارائه شده در اين مراكز غالباً فيلمهاي سينماي ايراني گذشته از اكران بودند، در كنار يك سري فيلم خارجي كه از سوي شركتهاي پخش محصولات ويدئويي ترجمه و ارائه شده بودند.
مردم هم با گرو گذاشتن شناسنامههايشان اقدام به كرايهكردن اين فيلمها ميكردند و در خانه به تماشاي آنها مينشستند. اما ناگهان سيستم صوتي و تصويري در تمامي جهان دچار تحولي عظيم شد. به نحوي كه فيلمهاي سنگين ويدئويي يكباره جاي خود را به سيديهاي رنگانگ و كمحجم دادند و با گستردگي دستگاههاي سيدي و ديويدي و ارزانشدن قيمت آنها، ديگر خبري از گرو گذاشتن شناسنامه و كرايه كردن سيدي نبود و مردم به راحتي با قيمتي نازل سيديها را ميخريدند. در كنار گسترش سيدي و ديويدي، مشكلي هم در حال رشد بود؛ پخش غيرمجاز سيدي توسط قاچاقچيان روز به روز بيشتر ميشد و كار به جايي رسيد كه بسياري هزينههاي زندگي خود را از راه كپي و انتشار غيرمجاز اين محصولات فرهنگي تأمين ميكردند.
به همين منوال شركتهاي پخش فيلم افزايش روزافزوني پيدا كردند و سيستم جديدي در ارائه فيلمهاي سينمايي در اين شبكه به وجود آمد. ديگر آثار اين شبكه ها، فيلمهاي اكران شده سينماها نبودند، به همين موازات شبكهاي ايجاد شده بود كه فيلمهاي سينمايي را با كيفيت هايي پايينتر از فيلمهاي اكران شده سينمايي، تنها براي پخش خانگي توليد و توزيع ميكرد.
كيفيت محصولاتي كه صرفاً در شبكه نمايش خانگي عرضه ميشد، روز به روز نازل تر شد و كار به جاي رسيد كه مردم نسبت به تمام آثار ارائه شده در اين شبكه بدبين شدند. در اين ميان برخي از فيلمسازان به دلايلي مانند به توافق نرسيدن با صدا و سيما يا سوداي سودهاي كلان سريالهاي خود را در شبكه نمايش خانگي عرضه كردند. مردادماه سال ۸۹ بود كه شيشههاي مراكز فرهنگي و سوپرماركتهاي سطح شهر ميزبان پوسترهاي تبليغاتي سريالي شد كه براي اولين بار بابي نو را در صنعت سريالسازي كشور گشوده بود.
قلب يخي با مجموعهاي از ستارگان خوش آب و رنگ و تم رمانتيك خود توانست در اين قالب تازه موفق ظاهر شود و صنعت سريالسازي در شبكه خانگي را كليد بزند. كمكم مردم به ماجراي سريال عادت كردند و هر هفته منتظر انتشار نسخه جديد آن بودند اما موفقيت محمدحسين لطيفي ادامهدار نبود.
مدت زيادي از پخش قلب يخي نگذشته بود كه جدايي بازيگر مرد نقش اول سريال در كنار مشكلات بسياري كه بر سر توليد و توزيع اين سريال در شبكه خانگي به وجود آمد، ارتباط نزديك مردم با سريال را خدشهدار كرد. كپي غيرمجاز سريال هم كه نمكي بر زخمهاي قلب يخي شد تا جايي كه لطيفي در گفتوگو با رسانهها از ورشكستگي تهيهكننده مجموعه خبر ميداد. از طرف ديگر قلب يخي پس از ارائه در بازار با موجي از كپي غيرقانوني مواجه شد، به گونهاي كه كارگردان آن در گفتوگو با خبرگزاريها خبر از ورشكسته شدن تهيهكننده مجموعه داد. آذرماه ۸۹ بود كه قلب يخي پس از نوسانات بسيار متوقف شد و تا ماهها خبري از انتشار اين سريال نبود.
توقف سريال ادامه پيدا كرد و طرفداران سريال از ديدن ادامه سريال مورد علاقه شان نااميد شدند تا اينكه ۳ مرداد ماه ۹۰، قسمت دوم سريال به بازار آمد اما سري دوم مانند سري قبل موفق از آب درنيامد و مخاطبان ديگر اين شور و هيجان روزهاي اول انتشار سريال را نداشتند. اسفند ماه سال ۹۰ نقطه پاياني بر فصل دوم قلب يخي شد.
محمدحسين لطيفي هم كه ديگر اميدي به ادامه سريال نداشت پروژه ديگري را آغاز كرد و به همراه ستارگاني مانند محمدرضا گلزار و امين حيايي راهي لبنان شد تا سريال جديد شبكه خانگياش «ساختايران» را توليد كند. البته بماند كه اين سريال هم بهرغم هزينههاي نجومي و دستمزدهاي آنچناني سوپراستارش آنطور كه بايد به چشم مخاطبان نيامد و رقم فروشش بسيار كمتر از آني بود كه بدبينترين منتقدان پيشبيني ميكردند.
در اين ميان كه لطيفي سرش به توليد ساخت ايران گرم بود، خبرهاي بسياري از ادامه سريال قلب يخي در قالب فصل سوم آن روي خروجي خبرگزاريها قرار گرفت. يكي از مهمترين خبرها كه در ۱۹ ارديبهشت ماه منتشر شد، پيوستن هديه تهراني، مهناز افشار، مهران مديري و هانيه توسلي به «قلب يخي» و آغاز كارگرداني سامان مقدم در اين مجموعه بود. ۳۰ ارديبهشت هم خبر ديگري در خصوص پيوستن رضا كيانيان و پژمان بازغي به اين پروژه و اعلام آغاز فيلمبرداري تا ۱۰ روز ديگر منتشر شد. اما روز گذشته در ميان بهت همه خبر توقف قلب يخي بر خروجي رسانهها قرار گرفت تا اينكه به دليل آماده نبودن فيلمنامه به طور كامل تعطيل شد و گروه توليد با عوامل پروژه تسويه حساب كردند.
در ادامه هم مدير اداره كل نظارت و ارزشيابي ارشاد درباره تغييرات «قلب يخي» عنوان كرد كه تغيير در داستان مجموعه و طرح كلي حتماً بايد با نظارت شوراي صدور پروانه ساخت باشد و اين موضوع مورد بررسي قرار ميگيرد. چند ساعتي بيشتر از انتشار خبر نگذشته بود كه كمال طباطبايي تهيه كننده قلب يخي خبر توقف سريال را تكذيب كرد و از پيش رو بودن فيلمبرداري كار با سوپر استارهاي ياد شده خبر داد.
در كنار نوسانات قلب يخي ميتوان تغيير و تحولات و قطع و وصل شدن مدام ريتم توليد و پخش سريال قهوه تلخ را به خاطر آورد، سريالي كه هر روز خبري از توليد و توقف و پخش آن ميآيد و معلوم نيست پخش اين سريال تا چه زماني ادامه پيدا ميكند. در اين ميان بايد پرسيد كه سازو كار حاكم بر شبكه نمايش خانگي چيست كه از يك طرف حجم مهارناپذيري از فيلمهاي نازل را پخش ميكند و از سوي ديگر سريالهاي پرمخاطب خود را بدون برنامه و با توقفهاي بسيار در اختيار مخاطبان قرار ميدهد و مخاطب همواره اين دغدغه را دارد كه سريال مورد نظرش بدون مقدمه و ناگهان قطع شود.