
بهروز يانچشمه: همواره براي شهر تهران با وسعت حدود ۷۰۰ كيلومترمربع و با جمعيت ثابت و شناور ۵/۱۲ ميليون نفري، خوابهاي بسياري از جمله انتقال پايتخت، تقسيم آن به يازده فرمانداري، انتقال پايتخت اداري شهر تهران به ساير شهرهاي ديگر را ديدهاند ولي با رونمايي و آغاز اجرايي شدن طرح تفصيلي پايتخت نبايد انتظار تعبير شدن اين خوابها را داشت.
كلانشهر بيقواره تهران اكنون داراي نقشهراه است ولي در نبود اين نقشه راهبردي هرازگاهي براي حل مشكلات اين ابرشهر كه بسياري از مسائل، معضلات و مشكلات را در خود جاي داده است،طرحهاي بسياري از سوي برخي از مسئولان بالا دست ارائه شده كه فقط در حد يك حرف كلان و يك جريانسازي بوده است كه پس از مدت كوتاهي اثرات آن خنثي شده و باز طرح جديدي مطرح ميشود.
با رونمايي از طرح تفصيلي نهتنها جلوي اينگونه طرحهاي بدون پشتوانه گرفته ميشود بلكه با اجرايي شدن اين طرح كه نيازمند آگاهشدن شهروندان و پايبندي مسئولان به وعدههايشان است، مشكلات زيرساختي شهر تهران در سرازيري قرار ميگيرد.
از نقاط قوت اين طرح امكان بازنگري آن در فاز زماني پنج ساله است كه اين امكان را ميدهد تا از ضريب خطا و اشتباه آن كاسته شده و با مسائل روز تطبيق داده شود.
به واقع طرح تفصيلي چون كالبد شهر را هدف برنامهريزي قرار داده است، سبب ميشود تا ساير مشكلات گريبانگير همچون معضلات فرهنگي و اجتماعي شهري نيز تا حدودي برطرف شود.
از سوي ديگر با توجه به نقطه نظرات مخالف و موافق موجود در طرح و اجماع كلي در آن ميتوان براي ساير مشكلات موجود در پايتخت نيز طرحهاي مشابهي براي كاهش معضلات در نظر گرفت چرا كه شهر تهران و معضلات آن به نوعي در يكديگر تنيده شدهاندكه نميتوان فقط يكبعدي به آن پرداخت.
عوامل تهديدكننده اين شهر ريشه در تمامي اجزاي آن دارد و اگر قرار باشد اين عوامل به چشم نيايد، بايد هر آن منتظر حادثهاي تلخ با طعمهاي متفاوت باشيم و هر كدام از اين حوادث در جاي خود براي اين شهر و شهروندان و جايگاه آن دردآور خواهد بود و اين موضوع آزموني خواهد بود براي مديران شهر و همچنين مدعيان حكمراني بر شهر.