کد خبر: 469618
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۵:۱۰
آن روزها تبليغات اپراتور اول، شعار «با تلفن همراه هميشه در مقصد هستيد» بود، اما ايراني‌ها نه به خاطر اين شعار كه به دليل همان حس «مي‌خوام داشته باشم»، در نيمه دوم سال ۷۴ و درست همزمان با ثبت‌نام دور دوم، چنان هجومي براي خريد سيمكارت بردند كه قيمت آن در بازار آزاد تا سه ميليون تومان هم رسيد. داشتن سيمكارت زير دندان‌ها مزه كرده بود و اپراتور در تلاش بود تا تمام شهرهاي كشور را زير پوشش شبكه خود قرار دهد. در سال ۱۳۷۵ تعداد دارندگان تلفن همراه به ۹۶۷/۵۹ نفر و در سال ۱۳۸۲ اين تعداد به ۸۷۸/۴۴۹/۳ نفر رسيده بود.
ولع داشتن سيمكارت سيري‌ناپذير بود به همين دليل اپراتور دوم در سال ۱۳۸۵ وارد ميدان شد و در سال ۱۳۹۰ در شرايطي كه اپراتور اول بالغ بر ۴۳ ميليون سيمكارت فروخته بود آنها نيز در اين سال اعلام كردند ۱۸ ميليون سيمكارت در دست مردم دارند. حالا اين ۶۰ ميليون سيمكارت شايد فرياد برآورده‌اند كه «هيچ كس تنها نيست!» اما دنياي وحشتناكي از تنهايي‌ها را براي مردم ساخته‌اند.
خارج از دسترس
اگر در همان روزهاي اول، شعار «با تلفن همراه هميشه در مقصد هستيد!» چنين وانمود مي‌كرد كه با داشتن يك خط تلفن هميشه در دسترس هستيد، حالا همگان به اين نكته باور دارند كه با اين وسيله به راحتي مي‌توان از دسترس خارج شد.
آيا اين جملات براي شما آشناست؟ «جلسه‌ام!»، «نيستم، الان مسافرتم!»، «نمي‌تونم صحبت كنم، بعداً زنگ مي‌زنم!» و ...، مطمئناً كه خودتان از آنها استفاده نكرده‌ايد. به جرئت مي‌توان گفت آنچه تلفن همراه ندارد همان «همراه» بودن است. شايد همراه صاحبش باشد اما با هيچ كس همراهي نمي‌كند. با اينكه شماره تلفن همراهمان را به همه مي‌دهيم تا در صورت نياز با ما تماس بگيرند اما در كنارش سيمكارت ديگري مي‌خريم تا كسي شماره‌اش را نداشته باشد!
اين تلفن همراه فرهنگ خاصي را در ميان ما ايراني‌ها به وجود آورده.
به راحتي دروغ مي‌گوييم،‌ از دوستان و نزديكان و همكارانمان فرار مي‌كنيم، شماره آنان را با نامشان در گوشي نگه مي‌داريم تا مبادا اشتباهاً و به دليل نشناختن شماره جوابشان را بدهيم.
دنياي تنهايي
موبايل ما را به يك دنيا تنهايي دعوت مي‌كند. در اتوبوس، مترو، هواپيما و حتي پياده‌روها افراد سرشان در گوشي تلفن‌شان است و بعضي وقت‌ها نيز با قراردادن «هدفون» در گوشي‌هايشان ارتباط صوتي‌شان را با اطراف قطع مي‌‌كنند. «اس ام اس» يا همان پيامك‌ در كنار بلوتوث‌ دنياي جديدي ساخته‌اند كه ورود به آن با خودمان است و خارج شدن با خدا! در اماكن و وسايل نقليه عمومي كسي فرصت صحبت كردن با ديگري را ندارد چون سيستمي در دست‌هاست كه مثل ديوار، افراد جامعه را از يكديگر جدا كرده. بياييد كمي آرام‌تر حركت كنيم و بهتر به اطرافمان بنگريم. داخل مترو پسركي سرش را به داخل گوشي‌اش فرو كرده و هر از گاهي مي‌خندد و با سرعت انگشتانش را روي صفحه كليد به حركت درمي‌آورد و منتظر مي‌ماند تا جوابش بيايد و ... دختركي با ناراحتي مطالب صفحه نمايشگر تلفنش را مي‌خواند و با عصبانيت به خودش مي‌گويد: «مي‌دونم چيكار كنم! فكر كرده!»
جوانكي شايد دانشجو از ميله وسط واگن آويزان شده و بي‌توجه به اطرافش هدفون‌هاي تلفنش را در گوش‌هايش گذاشته و چنان سرش را تكان مي‌دهد كه مي‌توان حال و هوا و ريتم آهنگ موبايلش را تصور كرد!
اينجا كسي با كسي كاري ندارد و هر كس در دنياي خودش،‌ غرق است.
مهماني غريبه‌ها
اگر تا چند سال پيش مهماني‌ها و مراسم و شب‌نشيني‌‌ها به گپ و صحبت و خنده و گفت‌وشنود مي‌گذشت اما امروز با حضور همان «كوچولوي مزاحم» ديگري خبري از حرف‌ها و خاطرات و قصه و داستان‌ها نيست.
مهم نيست در عروسي، مراسم عزا، ‌شب‌نشيني يا يك محفل دوستانه حضور داريم، مهم اين است كه ديگر حرفي براي گفتن نداريم.
هر كس پيامك بامزه يا كليپ جديدي داشته باشد با گفتن جمله معروف «روشن كن، برات بفرستم»‌ دهان همه را مي‌بندد و براي اينكه ديگر حرفي نباشد فقط به يكديگر مي‌گويند: «هرچي جديد داري، بفرست!»
اين تمام «دور هم بودن‌هاست زيرا تلفن همراه قادر شده تا بين نزديك‌ترين افراد نيز فاصله‌هايي بس طولاني به وجود آورد.»
تبريك و تسليت‌ها
عجب دنيايي شده؛ تلفن همراه بوق كوتاهي مي‌زند. يك نفر عيد را تبريك گفته، يكي مي‌خواهد به سفر زيارتي برود و حلاليت طلبيده و شايد يكي مي‌گويد كه عزيزي از دست رفته. ما ديگر فرصت نداريم صداي يكديگر را بشنويم حتي براي تبريك يا تسليتي!
شايد روزي پيامكي دست به دست بچرخد كه «ما هم رفتيم!» اما از ما يك گوشي باقي ماند و صدها شماره كه فرصتي برايشان نداشتيم!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار