
ضامنهاي رنگارنگ، سپردهگذاري حداقل شش ماهه در مؤسسات قرضالحسنه و بانكها، پيدا كردن معرف مورد وثوق و هزار و يك اما و اگر ديگر، سنگهايي بود كه راه حركتش را سخت و صعبالعبور ميكرد. تا اينكه با يك آگهي در صفحات نيازمندي يك روزنامه با نام بخش «سرمايهگذاري» مواجه شد؛ وام فوري در مؤسسهاي كه به راحتي- يكروزه- وام ميدهد؛ شرط و شروطش هم مطابق آگهي چندان مشكل به نظر نميرسيد يا لااقل در شرايط فعلي او، امكانپذير بود. كافي بود سند ماشينش يا ماشين يك آشنا را به عنوان ضمانت به نام آنها سند ميزد و معادل۵۰ تا ۶۰ درصد ارزش ماشين وام ميگرفت. براي پس دادنش هم خيلي روي مبلغ اصلي نميكشند، مثلاً به ازاي ۵ ميليون تومان وام، ۸ ميليون باز پس ميگيرند!
تازه اسمش هم ربا يا نزول نبود كه حرام باشد، سرمايهگذاري بود! شايد هم فشار زندگي باعث شده بود براي ربا و حرام بودن اين معامله كلي توجيه دست و پا كند. موقع پس دادن اين پول نزولي اما ميفهميد چگونه بركت از مالش رخت بسته است. حالا هر كاري ميكرد اقساطش جور نميشد و با سودهايي كه به هر بهانهاي روي سود پولش ميآمد علاوه بر از دست دادن ماشينش كلي هم بدهكار شده بود.
وقتي «پول لازم» ميشويد
شايد براي شما هم پيش آمده باشد كه خيلي فوري به مبلغي پول نياز پيدا كنيد، پولي كه يك روزگاري چرك كف دست بود ولي اين روزها بعضيهايمان اخلاق، وجدان و انسانيتمان را به پايش خرج ميكنيم. در چنين حالتي شما چند گزينه پيشرو داريد؛ گزينه نخست اين است كه به سراغ دوستان و آشنايان، فاميل و خانواده برويد. گزينه خوبي است اما كمتر به نتيجه ميرسيد چون آنها هم گرفتار «اين روزها» شدهاند!
گزينه بعدي بانكها و مؤسسات قرضالحسنه هستند. در اين مورد ممكن است بتوانيد براي وام گرفتن موفق شويد اما بايد سرمايهاي حداقل نصف مبلغ وامي كه ميخواهيد، سپردهگذاري كنيد و بين شش ماه تا يكسال منتظر بمانيد تا نوبت وام شما فرا برسد! بعد از رسيدن موعد دريافت وام، نوبت به ضامن يا ضامنها ميرسد. حالا بيا و ضامن پيدا كن! اگر در هنگام عروسي و عزا، تعداد فاميل و قوم و خويشتان را با رايانه حساب ميكرديد تا از دستتان در نرود، در چنين مواقعي اما هر قدر حساب و كتاب كنيد و هر چقدر دور و اطرافتان را با دقت جستوجو كنيد، كسي كه رويتان را زمين نيندازد و براي ضمانت وام شما حاضر باشد چك يا امضايش را خرج كند، پيدا نميشود. در صورت موفقيت در يافتن ضامن يا ضامنهايي كه گاهي به سه نفر ميرسند، اينگونه وامها اغلب مبالغ بالا را شامل نميشود و گاهي اصلاً قابل بحث نيست. نظام بانكي و انواع صندوقهاي قرضالحسنه هم اگرچه عنوان بانكداري اسلامي را ادعا دارند اما خب بالاخره اين دفتر و دستك و اين همه كارمند مواجببگير درآمد ميخواهد و بخشي از اين درآمد از سود وامهاي قرضالحسنه تأمين ميشود. از يك طرف واقعاً نياز داريد تا براي ادامه كار، درمان، خريد خانه يا هر كار ديگري كه براي شخص شما يك ضرورت است، وام بگيريد و از سوي ديگر عبور از هفتخوان وام بانكي و قرض گرفتن از دوست و آشنا هم امكانپذير نيست. در چنين مواقعي درست وقتي همه درها بسته ميماند،ْ يك فكر پليد به ذهن ميرسد؛ اينكه پول نزول كنيد.
كلاههايي براي توجيه رباگيري و رباخواري
سود اين پولهاي نزولي متفاوت است؛ از ۳۶ درصد تا هر قدر كه احتياج فرد نزولگيرنده، بازار رباخوار را سكه كند. كلاههاي شرعي متفاوت و رنگارنگي هم بر سر اين رباخواري گذاشته ميشود تا التيامي بر درد وجدان فرد باشد اما يك راهحل ديگر هم وجود دارد. كافي است تا سري به روزنامههاي كثيرالانتشار بزنيد. در بخش سرمايهگذاري افراد و شركتهاي دلسوزي(!) هستند كه به ازاي سند ماشين، سند خانه، خط تلفن همراه يا طلا بدون منت و با شرايطي كه در ظاهر چندان هم بد نيست، حاضرند مبالغي وام با سود كم و البته كارمزد بالا در اختيار شما بگذارند.
يك كلاه شرعي جذاب
«سرمايهگذاري» واژه جذاب و البته مثبتي است كه ميتواند جايگزين مناسبي براي ربا باشد پس بايد به مغزهاي متفكري كه اين واژه پر بار را براي پوشاندن چهره زشت ربا انتخاب كردند، دست مريزاد گفت. كافي است تا نيازمنديهاي روزنامه را باز و به بخش سرمايهگذاري رجوع كنيد. در آنجاست كه كليد مشكلات ماليتان از لابهلاي واژههاي نقش بسته بر صفحه كاغذ سر بر ميآورد. براي آنكه بتوانيد از اين موقعيت منحصر به فرد استفاده كنيد، بايد حتماً يك سند داشته باشيد. سند خانه، تلفن همراه يا ماشين. خانه شما بايد از نظر قيمت كارشناسي شود.
۵۰ تا ۶۰ درصد قيمتي كه كارشناس شركت سرمايهگذار مورد نظر تعيين ميكند، به شما وام داده ميشود اما در ازاي اين وام شما بايد ششدانگ سند خانه را به نام آنها كنيد. سند بر ميگردد انشاءالله! اما اگر بتوانيد از عهده قسطها بربياييد!
كارشناس يكي از اين شركتها در پاسخ به اين سؤال «جوان» كه اگر نتوانستم اقساط شما را به موقع پرداخت كنم؛ ميگويد: «سند خانه به نام ماست و ما حق داريم خانهمان را بفروشيم». راست هم ميگويد سند خانه شما به ازاي وامي كه حداكثر ۵۰ تا ۶۰ درصد ارزش ملك است، به نام آنهاست!
درباره ماشين نيز ارزش مالي ماشين شما توسط كارشناس شركت مزبور تعيين ميشود؛ ميتوان اميدوار بود كه اين كارشناسي عادلانه باشد! به هر حال مبلغي پول دست شما را ميگيرد و البته سند ماشينتان از دست شما بيرون ميرود. سند بايد به نام فردي كه وام- بخوانيد نزول- را به شما ميدهد، ثبت كنيد. درباره موبايل هم به همين صورت است و طبيعي است كه به نسبت ارزش كمتر ماشين و تلفن همراه نسبت به سند ملك، وام كمتري به دست ميآوريد.
طلاي خانمها؛ آخرين پشتوانه خانواده
شايد قديميها يادشان باشد كه در گذشته بعضي وقتها، وقتي مرد خانه به «روز مبادا» ميرسيد، سري به صندوقچه طلاي همسرش ميزد تا با سبك و سنگين كردن طلاهاي خانم خانه، حساب و كتاب كند با فروش اين جواهرات پر زرق و برق، چند تا از چالههاي زندگيشان پر ميشود. بررسي ترفندهاي راضي كردن همسر محترم براي فروش طلاها موضوع ديگري بود كه ذهن آقاي خانه را به خود معطوف ميداشت. در نهايت مرد خانه به اين نتيجه ميرسيد كه با وعده خريدن جواهراتي بهتر و سنگينتر در آيندهاي نزديك، دل همسرش را به دست آورد. معمولاً هم اين راهكار نتيجه ميداد و خانم خانه هم اگرچه بيشتر وقتها متوجه سرخرمن بودن چنين وعدهاي ميشد، به روي خودش نميآورد و طلاها را در اختيار روز مباداي خانواده ميگذاشت. در واقع طلاي خانمها، پشتوانه مالي خانواده بود. اين روزها اما خانمها با تدابير ويژه آقايان آشنايي بيشتري دارند و به اين راحتيها تحت تأثير قرار نميگيرند اما خب خود خانمها هم ممكن است پول لازم شوند و به هر حال شركتهاي سرمايهگذاري- بخوانيد نزولخواري- براي اين معضل هم راهحلي در آستين خود دارند و آن، وام به ازاي گرو گذاشتن طلاست!
بازهم بايد كارشناسي شود و تا ۹۰ يا ۹۵ درصد ارزش طلاي شما پول در اختيارتان ميگذارد. حداكثر زمان بازپرداخت اما ۱۰ ماه است و اگر ميخواهيد در مدت طولانيتري اين وام را بپردازيد، سود وام بالا و بالاتر ميرود. طلاها در صندوق امانات شركت مزبور است؛ جايي كاملاً امن !
طلاي شما به دستتان ميرسد اما زماني كه اقساط وام را به همراه سود و كارمزدش به شركت سرمايهگذاري پرداختيد. اگر هم توان پرداخت اقساط را نداشتيد و در گرداب نزولگيري غرق شديد، طلاي شما مال آنها ميشود. به همين راحتي!
رباخواري؛ بسترساز گسست اجتماعي
«ربا دادن و ربا گرفتن حرام است»؛ اين يكي از بنياديترين دستورات اقتصادي دين اسلام براي پيشگيري از فساد مالي در جامعه است و در روايات معصومين ربا همتراز يا حتي ۷۰ مرتبه بدتر از زشتترين گناهان كبيره عنوان شده است، اما ما براي رباخواري و پول نزول كلي راهكارهاي جديد يافتهايم و بر سر اين دستور خداوند كلاههاي شرعي رنگارنگي دوختهايم. در نص صريح قرآن كريم نيز بر حرام بودن اين آفت اجتماعي تأكيد شده است؛ آيات ۲۷۵، ۲۷۶، ۲۷۸و۲۷۹ سوره بقره، چهره واقعي رباخواري را به تصوير كشيده و مؤمنان را از اين زشت به شدت نهي كرده است. آيات۱۳۰، ۱۳۱سوره آل عمران درباره پرهيز از ربا هشدار ميدهد و همچنين آيات ۱۶۰ و ۱۶۱ سوره نساء نيز به اين مهم ميپردازد. اين همه تأكيد و اهميت براي آن است كه وقتي ساختار اقتصادي جامعهاي به اين سرطان دچار شود، توليد از بين ميرود و سرمايهها از سادهترين راه يعني نزول به گردش در ميآيد و رشد ميكند. چنين روشي براي گردش سرمايه، ميزان آن را در تمام جامعه رشد نميدهد بلكه اين شكل اقتصاد ضمن فلج كردن توليد، سبب انباشته شدن ثروت در بخشي از جامعه و فقر در بخش ديگر ميشود. بر هم خوردن تعادل اقتصادي و اجتماعي جامعه به شكاف و حتي گسست اجتماعي منجر خواهد شد. گسستي كه جامعه را به ورطه نابودي خواهد كشيد.
شايد براي همين است كه پيامبر اكرم (ص) در حديث ۱۰۵۰ نهج الفصاحه ميفرمايند «اَلْآخِذُ وَالْمُعْطي سَواءٌ فِي الّربا»؛ آنكه ربا ميدهد و آنكه ميگيرد در گناه برابرند.
اين را هم فراموش نكنيم كه رباخواري يكي از عوامل تشديد شكاف طبقاتي و افزايش فاصله ميان فقير و غني در جامعه است.