۲۹ ارديبهشت كه ميرسد، به روزي در تقويمهاي فعالان و نخبگان محيط زيست ايران برميخوريم كه نامش چنين است: «روز ملي حمايت از رودخانهها در برابر سدهاي بزرگ.»؛ روزي كه چند سال است با برپايي گردهماييها و مناظرههايي در نقد جدي صنعت سدسازي در كشور توام شده است و در نهضتي جهاني ريشه دارد كه بيش از ۱۷ سال پيش پا گرفت و همهساله در ۱۴ ماه مارس ميلادي ميكوشد تا با برپايي همايشهايي علمي در بيش از ۱۰۰ كشور جهان، مردمان كره زمين را از عواقب ناميمون توسعه افسارگسيخته مديريت سازهاي در صنعت آب آگاه سازد.
اما چرا حاصل مهارت، شگرد يا صنعتي كه قرار بوده نقمت هرزآبها را به نعمت بدل سازد و با كاهش نرخ فرسايش و ويرانگري سيلهاي حادثهخيز، بكوشد تا ضريب امنيت غذايي و پايداري بومشناختي سرزمين افزايش يابد، عملا وارونه شده و كار به جايي رسيد كه دو سال پيش، ۳۸ تشكل فعال در حوزه محيط زيست طي بيانيهاي، وزارت نيرو را به عنوان بيابانسازترين وزارتخانه كشور معرفي كردند؟ مگر اين سدهاي بزرگ و سيماناندود قرار نبود تا جريان دائمي در بستر رودخانههاي فصلي كشور با تنظيم آب بيافرينند؟ پس چرا در عمل، دستاوردي وارونه آفريده و خون رگهاي زمين را در شيشه كرده و بلعيدند؟! به راستي چرا بايد هر جا كه خبر خشك شدن تالاب يا درياچهاي را در كشور ميشنويم، رد پاي ساخت يك سد در بالادست آن حوضه آبخيز را به عنوان يكي از متهمين اصلي رهگيري كنيم؟ چرا در ماجراي مرگ بختگان، طشك، كم جان، گاوخوني، آجيگل، اروميه، هورالعظيم، شادگان، هامون، مسيله و... نميتوان نقش سدهاي سيوند، ملاصدرا، ۱۵ خرداد، اترك، زاينده رود، زرينهرود و... را ناديده گرفت؟
چنين دريافتهايي است كه بسياري از علاقهمندان به طبيعت ايران را نگران تداوم روند كنوني سدسازي در كشور كرده است و از همين روست كه مراسم امسال، شايد اهميتي دوچندان داشته باشد؛ مراسمي كه قرار است از ساعت ۱۶ -اول خرداد ۱۳۹۱- در تالار سبز دانشكده مهندسي شيمي دانشگاه صنعتي شريف برگزار شود؛ همايشي با حضور عاليترين مديران و تصميمگيران حوزه سدسازي در وزارت نيرو - از جمله عليرضا دائمي (مشاور معاون وزير در امور مديريت منابع آب و آبشناسي يونسكو)، هدايت فهمي (معاون دفتر برنامهريزي كلان آب و آبفا)، مجيد سياري (معاون طرح و توسعه شركت مديريت منابع آب) و علي نورزاد (رييس دانشكده صنعت آب و برق) – كه اينبار براي قدرداني از زحمات و گرفتن نشان و لوح افتخار و سپاس دعوت نشدهاند، بلكه آمدهاند تا پاسخگوي سيل پرسشها و انتقادهايي باشند كه به راهبردها و سياستهاي اعمالشده در وزارت متبوعشان وارد شده و ميشود.
از همين روست كه نگارنده به عنوان يكي از منتقدان جدي مديريت آب كشور، قدردان شهامت اين گروه از مديران وزارت نيروست كه به جاي انكار و نديده گرفتن و نشنيدن صداي منتقدانشان، تصميم گرفتند تا در حضور دانشجويان هوشمند ايراني و نمايندگاني از رسانههاي گروهي، مسووليتشناسانه پرسشها را بشنوند و از عملكرد خود دفاع كنند.
باشد كه حاصل اين همانديشيها، پرسشها و پاسخها به رعايت بيشتر توانمنديهاي بومشناختي سرزمين در طراحي و جانمايي بارگذاريهاي مسكوني، صنعتي، خدماتي و كشاورزي بينجامد.