
محمد بروجردي: دولت جديد اولاند در مواجهه با سه پرونده مهم در سياست خارجي روبهرو است. سياست خاورميانهاي فرانسه، نحوه تعامل در درون اتحاديه اروپا و موضوع هستهاي ايران را ميتوان از اولويتهاي اين كشور نام برد.
در موضوع بحران مالي اروپا عملاً سياست خارجي سوسياليستهاي فرانسوي با «احتياط و آرام» حركت خواهد كرد و لذا در اجلاس گروه هشت با توجه به نوع رويكرد آلمان، انگليس و سپس امريكا و كانادا انتظار بزرگي نميتوان داشت و «تفاهم حداقلي» و كنترل تزايد بحران و شيوه آرامسازي بازتابها مدنظر دولت جديد فرانسه خواهد بود. ليكن در موضوع خاورميانه شرايط متفاوت است. شايد مهمترين موضوع تعهد اولاند به بازگشت سربازان فرانسوي به خانه خودشان است.
طبق آخرين موضعگيريهاي دولت جديد اين موضوع سر فصل اختلاف مهمي است كه نمود آن نه در جي-۸كه در اجلاس ناتو در شيكاگو مطرح خواهد شد. البته آقاي اولاند سعي كرده است تا نگراني امريكا و شخص آقاي اوباما را در نظر بگيرد و در اين راستا موضوع «حمايتهاي موازي و غيرمستقيم فرانسه» در پروسه افغانستان را ابتكارسازي كرده است.
از سوي ديگر اقدامات رژيم تلآويو مبني بر پيگيري سياست شهركسازي موضوع مهمي است كه مواضع فرانسه را متأثر ميكند زيرا همزمان «آقاي اولاند» از سوي ديگر بايستي به نقش لابي جامعه يهوديان فرانسه خصوصاً در محيط اقتصادي توجه كند و در اين راستا «سياست چند جانبهاي»را با «حفظ اصول بازي» دنبال كند. در دوران ساكوزيسم «نظاميان فرانسوي» در اولويت بخشي به سياست مديترانهاي فرانسه توجه اساسي كردند.
در اين خصوص نقش مشاوران ويژه نظامي در اليزه بسيار مهم بود و در اين مسير «جنگ ليبي» شكل گرفت ليكن اين نگاه مديترانهاي كمكم به حوزه سوريه كشيده شد ولي نوع درك فرانسوي از تحولات سوريه دچار «صعود و سكون» بود و امروزه دولت اولاند اين فرصت را پيدا كرده است تا «نسبتهاي ژئوپلتيكي» در خاورميانه را اصلاح و بهينهسازي كند. پيامهاي اخير آقاي اسد، رئيس جمهور سوريه براساس يك برآورد تاريخي از تعامل «حزب بعث با حزب سوسياليست فرانسه» و همچنين «ضرورتهاي جديد انرژي» و سياست توسعهطلبانه رژيم تلآويو شكل گرفته است. فرانسه كه از اختلاف داخلي سياستمداران خود در موضوع سوريه رنج ميبرد اين فرصت را دارد تا نقش حرفهاي سياستمداران را به جاي «هيجانات توليد شده امنيتي در اليزه» تغيير دهد. لذا در اجلاس جي ۸ فرانسه با توجه به «نگاه خود از درون» سياست همراهي محدود را رعايت ميكند ولي اين به معناي «ادامه امتداد» به سبك و روش گذشته نيست.
در موضوع هستهاي ايران اخيراً آقاي اولاند نماينده فرانسه در ۱+۵ را تغيير داد. فرانسه به خوبي ميداند هرگونه شكلگيري تفاهم با توجه به نقش ويژه فرانسه در «بازار تأمين سوخت هستهاي» قابليت يك همكاري مشترك با ايران و روسيه قابل امكان ميشود و فرانسه ميتواند در صورت تغيير بازي قبلي خود و ايفاي يك نقش سازنده در ساماندهي گامها براساس يك «سياست اروپايي» به اين پروسه كمك كند. لذا حد مواضع فرانسه در گروه هشت براساس ملاحظات «قابل قبول و قابل حركت» تدوين ميشود و كماكان بر ضرورتهاي عمومي و رسانهاي تأكيد خواهد كرد. اما «مدل فرانسوي» ۲۰۱۲ در تعامل هستهاي براساس «تعريف از آينده» ساخته ميشود و در اين خصوص «ايجاد ابتكار دوجانبه» و خروج از «سكون ديپلماتيك» يك «ضرورت مشترك» است.