کد خبر: 469189
تاریخ انتشار: ۰۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۳:۳۹
مريم علوي بالمعني
امروزه ايستگاه‌هاي قطارهاي شهري را نمي‌توان تنها به عنوان يك زيرگذر عادي در نظر داشت. اين عنصر عملكردي به واسطه نيازي كه براي برقراري ارتباط بين فضاهاي زيرزميني و دنياي روي زمين دارند، حجم جديدي را به عنوان ورودي ايستگاه و در قالب يك عنصر معمارانه وارد فضاهاي شهري ايران كرده است و اين روند همچنان در كلانشهرهاي ايران ادامه خواهد داشت. تعدد ايستگاه ها، تواتر استفاده از آنها و استراتژيك بودن مكان هايي كه اين پديده مدرن شهري در آنها قرار مي‌گيرد، اهميت اين عنصر معمارانه تقريباً نوپاي شهري را – در ايران- به عنوان يكي از عناصر كالبدي تاثير گذار در سيماي شهري دو چندان مي‌كند. ورودي ايستگاه‌هاي مترو يكي از عناصري است كه مانند ساير عناصر كالبدي، معيارهاي زيباشناختي و عملكردي و معنايي خاص خود را طلب مي‌كند و بايد براي طرح معماري آن مباني و اصول ويژه‌اي در نظر داشت؛ كاري كه به نظر مي‌رسد با وجود تعدد ايستگاه‌هاي قطار شهري و به رغم توجيهي كه براي اين موضوع وجود دارد، صورت نگرفته باشد. حجم دهانه ورودي ايستگاه‌ها در واقع محل قرارگيري پله‌ها و انتقال فرد از بيرون به درون و بالعكس است. اين حجم در هر حال بخشي از محيطي كه ايستگاه در آن تعبيه شده است را اشغال مي‌كند و با توجه به اينكه نمودي بصري دارد مانند نماي ساختمان‌ها و ساير عناصر معماري بايد از نظر كالبدي و بصري مورد توجه قرار گيرد. رعايت اندازه و ابعاد حجم ورودي در تناسب با زمينه و مكاني كه در آن استقرار مي‌يابد، تأثيري كه فرم آن بر ساير فرم‌ها و فضاي اطراف خود مي‌تواند داشته باشد، موقعيتي كه اين حجم قرار است در آن تعبيه شود، ميزان بسته و باز بودن، صلب يا سبك بودن حجم آن، مصالح و رنگي كه در طراحي آن به كار مي‌رود، تشخص يا هويتي كه مي‌توانند داشته باشند يا به محيط پيرامون خود منتقل كنند، همگي از مواردي است كه به عنوان مثال مي‌توان در طراحي اين حجم‌ها در نظر داشت. در اغلب شهر هايي كه تجربه بيشتري در ساخت چنين فضاهايي داشته‌اند، حجم هايي كه به عنوان دهانه ورودي ايستگاه‌ها طراحي كرده‌اند، اغلب حجم‌هايي سبك و غير صلب بوده و حجمي است كه چندان محيط اطراف خود را تحت تأثير قرار نمي‌دهد. به طور كلي در اين موارد استفاده از حجم‌هاي سنگين و بزرگ به منزله ورودي يك ايستگاه كه نه تنها فضاي زيادي را اشغال مي‌كند (خصوصاً در مسيرها و فضاهايي كه به اندازه كافي اغتشاش و تمركز فعاليتي و كالبدي وجود دارد) و به علاوه ممكن است تأثير شديدي بر فرم و فضاي پيرامون خود بگذارد، چندان مطلوب نبوده و تا حد امكان از ابعاد آن مي‌كاهند. در يكي از سايت‌هاي مرتبط با طراحي ايستگاه‌هاي مترو بيان شده است كه در سال‌هاي دهه ۱۹۵۰ تمامي ورودي‌هاي كه در سال ۱۹۰۴ در امريكا ساخته شده بودند به اين دليل كه حجم آنها خيلي بزرگ و جاگير بود، همگي برداشته شدند. اين حجم‌ها در صورتي كه ملزم به پيروي از ويژگي‌هاي مشترك طراحي نباشند، مانند ايستگاه‌هاي پاريس، هر يك از اصول زيباشناختي مخصوص خود پيروي كرده و به عنوان يك اثر معماري ساخته مي‌شوند.
نگاهي اجمالي به دهانه‌هاي ورودي ساخته شده در تهران نشان مي‌دهد تنها معدودي از اين ورودي‌ها داراي طراحي قابل قبول مي‌باشند. در حال حاضر اگر بخواهيم ورودي‌هاي موجود را دسته بندي كنيم، دو دسته كلي را مي‌توان شناسايي كرد؛ بخشي از آنها از بدنه اصلي موجود در فضا استفاده كرده و حجم مستقلي از خود ندارد، اما بخشي از آنها فضاي آزاد داخل ميادين يا پياده رو‌ها را اشغال كرده و حجم جداگانه‌اي را براي تعريف دهانه خود ايجاد كرده‌اند. موضوع اصلي، نوع طراحي اين حجم‌هاست. از حجم‌هاي كوچك كه مثل سردرِ يك زيرگذر عمل مي‌كنند اگر بگذريم، حجم‌هاي بزرگ تري وجود دارند كه طراحي آنها قابل تأمل مي‌باشد و چند سؤال را به ذهن متبادر مي‌كنند. يكي اينكه اگر اين اتاق‌هاي بزرگ وظيفه تعبيه پله‌ها را دارند و براي انتقال فرد به درون زمين ساخته شده‌اند، بر اساس چه معيارهايي داراي اين حجم‌هاي سنگين، بزرگ و صلب و غير قابل نفوذ هستند؟ اگر غير از آن به دليل توجه به برخي جنبه‌هاي بصري و معنايي با اين ابعاد و حجم‌ها طراحي شده‌اند كه مثلاً نقطه تأكيد بصري ايجاد كنند يا هويتي ويژه به فضا بدهند، باز اين سؤال پيش مي‌آيد آيا در مكان يابي و ضرورت نوع طراحي آنها معيارهايي در نظر گرفته شده است يا نه؟ اگر بر فرض مثلاً در پياده روي واقع در ميدان قدس با آن حجم جمعيتِ در تردد و در آن فشردگي فضا، براي ايجاد يك حجم سنگين و بزرگ- بدون باز كردن محوطه اطراف آن به اندازه كافي- ضرورتي ديده شده است! چرا اين فضاي كالبدي از هيچ گونه خلاقيت و ابداع در طراحي، تناسب با موضوع طراحي و اصول اوليه زيباشناختي برخوردار نيست و حتي نمي‌تواند نقش يك مونومان يا عنصري هويت بخش به فضا را ايفا كند يا حتي در كمترين حالت، به ارتقاي بصري محيط اطراف خود كمكي كند؟! اين موضوع به طور مشابه مثلاً در يكي از ورودي‌هاي ايستگاه هفت تير نيز ديده مي‌شود؛ ورودي مركزي ميدان كه با آن حجم بزرگ در حال حاضر بلااستفاده است! ورودي هايي كه اگر كسي به عنوان ايستگاه مترو از قبل آنها نشناسد يا تابلوي مترو را نداشته باشند شايد با سرويس‌هاي بهداشتي كه در خيابان‌ها و پارك‌ها كه به صورت حجم‌هاي بسته و صلب و فرم‌هاي مكعبي ساده و با مصالحي از سنگ مرمر ساخته مي‌شوند، اشتباه گرفته شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار