از قديم هم گفتهاند كه «آدم بيكار، بيعار است»؛ از آدم بيعار هم هركاري بر ميآيد. روز گذشته هم معاونت اجتماعي پليس پيشگيري كشورمان اعلام كرد، بيكاري مهمترين دليل ارتكاب جرايم توسط جوانان زير ۲۵ سال است. كافي است سري به پاركها بزنيم تا جوانان بيكار را كه اين پاركها پاتوق آنها شده، با چشم خود ببينيم. دور هم مينشينند، قليان ميكشند، سيگار دود ميكنند، يكي را سوژه خنده ميكنند و قاه قاه به او ميخندند يا اينكه براي خانوادهها و دختران مزاحمت ايجاد ميكنند. اين رفتارها مقدمهاي است بر شبنشينيهاي مجردي و پاي بساط مواد مخدر و قرصهاي روانگردان نشستن و بعد هم مسخ شدن. بعد از مسخ هم انجام رفتارها و كارهاي بزهكارانه، كاملاً طبيعي است!
انتقاد از بيكاري و درخواست اشتغالزايي از مسئولان دولتي در دولتهاي گوناگون آنقدر نخنما، كليشهاي و تكراري شده كه رغبت صحبت درباره آن چندان پررنگ نيست! البته اين به معناي نفي اقداماتي كه از سوي مديران دولتي براي ايجاد شغل انجام شده است، نيست اما باز هم مثل هميشه، اين اقدامات نه تنها كافي نيست بلكه كم هم هست. دوستي ميگفت كه يك جوان بايد در طول روز آنقدر درگير كار مثبت باشد كه شب مثل جنازه روي تختش بيفتد و خوابش ببرد! نه اينكه بيكار باشد و خواب و آرامش را از ديگران بگيرد!
فردي كه بيكار است، احساس كرامت نميكند و فردي هم كه احساس كرامت نكند به فرموده امام هادي(ع) «خطرناك است». كار به فرد، شخصيت فردي و اجتماعي ميدهد و كسي هم كه احساس شخصيت و كرامت ميكند، احتمال لغزش و خطايش بسيار پايين ميآيد. در چنين شرايطي، مسئولان دولتي بايد هشدار كارشناسان و معاونت اجتماعي پليس پيشگيري را جدي بگيرند و در سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني، يكي از پروژههاي اصلي خود را افزايش كمي و كيفي اشتغالزايي قرار دهند. ريشهكني بيكاري، با سمينار و شعار محقق نميشود بلكه نيازمند مديريت و حركتي انقلابي و مدبرانه است. كم توجهي به تبعات بيكاري به ويژه در طبقه جوانان، به قدري خطرناك است كه به مثابه يك زلزله ۹ ريشتري مرگبار، بنيان اخلاق و سلامت رواني- رفتاري جامعه را در هم ميكوبد.