
نگرانيهايي كه در اين باب بود، با تمام شدن انتخابات، موقتاً جاي خود را به شيريني حضور پرشور مردم و پيروزي قاطع اصولگرايان داد و دلسوزان اصولگرايان خشنود از چنين پاياني، چشم بر افق آينده مجلس نهم دوختند. اما به نظر ميرسد بعضيها خيال پايان دادن به جدلهاي بيهوده پيرامون اختلافات دست چندم را ندارند! از خبرهاي پيرامون شكلگيري فراكسيونهاي مختلف و بحثهاي پيرامون انتخاب رئيس مجلس جديد، بوي آن ميآيد كه همه آن اختلافات وقت گير و بيفايده و حرمت شكن چند ماه منتهي به انتخابات مجلس كه بعضاً پاي بزرگان را هم به جدلهاي سياسي كشاند، گويي قرار است در مجلس نهم هم ادامه يابد؛ بيآنكه كسي حواسش به آفات اين تشتتها و سياست زدگيهاي افراطي باشد.
ذهنهاي آلوده به سياست در اين آخرين روزهاي مانده به تشكيل مجلس نهم، چندان هم خارج از روال طبيعي نيست كه بحث و گفت و گوهايي از نمايندگان مجلس جديد يا صاحبنظران سياسي، در باب انتخاب رئيس و اعضاي هيئت رئيسه مجلس نهم يا در باب فراكسيون هايي كه امكان تشكيلشان هست، به گوش برسد. اما به گوش رسيدن، يك چيز است و آنچه امروز در رفتار و گفتار آقايان در حال وقوع است، يك چيز ديگر؛ واقع آن است كه اين روزها آنقدر حجم مباحثي با اين موضوعات زياده شده است كه ديگر هيچ صداي ديگري به گوش نميرسد و لابد خيلي تكراري است كه يادآوري كنيم آقايان را كه دو ماه از سال توليد ملي گذشت. . .
اين دو ماه گذشتن از سال توليد ملي، شايد ربط چنداني به نمايندگان مجلس نهم كه هنوز رسماً تشكيل نشده است، نيابد، اما اولاً فضاي ذهني وقتي آلوده به سياست زدگي شد، ديگر چندان براي پرداختن به دغدغههاي اصلي مردم آماده نخواهد بود؛ ثانياً يك سوم نمايندگان مجلس نهم كساني هستند كه هم اكنون نماينده مجلس هشتم هستند و بعضاً آنقدر در فضاي انتخاب هيئت رئيسه مجلس نهم و فراكسيونهاي آن غرق شدهاند كه گويي فراموش كردهاند اين مباحث مربوط به مجلس نهم است و هم اينك آنها به عنوان نمايندگان مجلس هشتم وظايف ديگري دارند؛ ثالثاً توان كاري مجلس صرف امور سياسي و حزبي شده كه از كمترين اهميت براي مردم برخوردار است و مشكلات و دغدغههاي مردم همچنان در كنج مجلس خاك ميخورد!
دور از دغدغههاي مردم اصولگرايان در فضاي انتخاباتي، از وحدت عبور كردند و ترجيح دادند رقيب هم باشند. مردم هم به خوبي دانستند كه هيچ كدام از ليستهاي موجود نميتواند جامع باشد و از اين رو به تركيبي از ليستهاي موجود رأي دادند كه موجب پراكندگي آرا و كشيده شدن انتخابات به دور دوم در بسياري از حوزهها گرديد. با اين همه مجلس نهم با اكثريت اصولگرا رأي آورد و اين يعني اينكه اصولگرايان در اين مجلس، تقريباً بيرقيب هستند. اما آيا اين بيرقيبي بايد بهانه شود كه باز هم يكديگر را رقيب هم بدانند و گشت زمان انتخابات را به درون مجلس بكشند؟! شنيدهايد كه آرايشگرها وقتي بيكار ميشوند، سر هم را ميتراشند؟ آيا نمايندگان مجلس نهم هم اينقدر براي خود فضاي آزاد و اوقات فراغت در مجلس نهم پيشبيني ميكنند كه همچنان فرصت اين جدلها را داشته باشند؟!
رقابتهاي اين چنيني و تشكيل فراكسيونهاي مختلف اصولگرايي در مجلس نهم يعني آنكه نمايندگان منتخب مردم، بيش از هر دغدغه ديگري، به جدلهاي سياسي خويش اعتبار ميدهند و اين سياست زدگي افراطي يادآور اتفاقات مجلس ششم است كه براي باز كردن گرهاي از مشكلات واقعي مردم به خود زحمت ندارند و چنان غرق دنياي سياست شدند كه روز به روز فاصلهشان با مردمي كه خود، آنها را انتخاب كرده بودند بيشتر شد و در نهايت، در دور بعدي (مجلس هفتم) مردم كرسيهاي نمايندگي خويش را به رقباي مجلس ششميها سپردند.
كيست كه نداند تشكيل فلان فراكسيون كه مثل خيلي فعاليتهاي ديگر آقايان، عنوان ولايت را يدك ميكشد و خالي از دغدغههاي رهبري است، نميتواند دغدغه مردم باشد.
فراكسيون كار و توليد كجاست؟! در آغاز دهه پيشرفت و عدالت نظام جمهوري اسلامي و در سالي كه بحق به نام توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني نام گرفته است و با توجه به همه توصيههاي رهبري مبني بر وحدت نيروهاي انقلاب و بهكارگيري همه تلاش و توان براي حل مشكلات مردم، انتظار از منتخبين ملت آن است كه اگر قرار است فكرشان پي تشكيل فراكسيونهاي مجلس نهم باشد، فراكسيون كار و توليد تشكيل دهند كه البته فقط عنوان كار و توليد را يدك نكشد، بلكه در باطن نيز خدمت به مردم و رفع مشكلات آنها، سرلوحه قول و فعلش باشد. حداقلش آن است كه چهار سال بعد، دستشان براي تبليغات انتخاباتي مجلس دهم باز خواهد بود و لازم نيست بهجاي ارائه گزارش عملكرد چهارسال گذشته خود و فعاليت ايجابي انتخاباتي و اثبات خوب بودن خود، مدام به ارائه گزارشهاي تخريبي عليه رقيب و فعاليت سلبي انتخاباتي و اثبات بد بودن حريف بپردازند!