
عباس حامديان: در اين روش اگر بتوان بنابر خواستها و نيازهاي هر منطقه طبق شرايط اقليمي و طبيعي، علوم مقتضي در آن منطقه را گسترش داد، بدون ترديد دانشجويان فراواني از آن منطقه تمايل خواهند داشت تا با يادگيري آن علوم و كسب مهارتهاي ويژه در آن زمينه، در رفع نيازهاي منطقهاي خود تلاش كنند.
اين يعني بهرهوري در كار، انرژي و هزينه. ولي معلوم نيست چرا بعضي از مسئولان براي حل مشكلات گاهي اوقات به دنبال طرحهاي عجيب و غريب و ناشدني ميگردند؟ استفاده از برخي طرحهاي ساده و مبتكرانه در حالات مختلف نه تنها هزينهها را پايين ميآورد كه گاهي معناي واقعي توليد ملي نيز درون آن طرحها تعبيه شده است.
گاهي اوقات هدفمندي يارانهها و عدالت يعني توجه به امكانات اطراف و استفاده صحيح و بهينه از آن امكانات به گونهاي كه همان داراييها را به گونهاي مورد استفاده قرار دهيم كه سود آن عايد مردم شود و همه را به سمت توسعه و پيشرفت به تكاپو بيندازد. قطعاً دانشجويان در چنين سيكلي ميتوانند گرهگشاي بسياري از مشكلات باشند.
دانشجو يعني كسي كه در راه اعتلاي فرهنگ و انديشه و ارتقاي سطح مديريت زماني و مكاني دانش ميجويد اما كلاه خود را قاضي كنيم و تعداد دانشجوياني كه بدون علاقه و صرفاً از جهت اخذ مدرك به يك رشته دانشگاهي روي آوردهاند را محاسبه كنيم! و هزينههايي كه براي تحصيل آنان شد را محاسبه كنيم! و آن چيزهايي كه در چنين شرايطي به دست آمد و آن چيزهايي كه از دست رفت را محاسبه كنيم! نتيجه اين محاسبات چه ميشود؟ سود يا ضرر؟
طبيعي است كه در چنين شرايطي دانشجو آن بازدهي لازم براي انجام تكاليف خود را پيدا نميكند اما اگر همين دانشجو ميتوانست با توجه به نيازهاي منطقه خود، رشتهاي را بياموزد و مهارتهايي را كسب كند، نتيجه محاسبات چگونه رقم ميخورد؟ آيا دانشجو در اين حالت هم پس از چهار سال گذراندن دوره كارشناسي باز هم مشغول انجام فعاليتهايي خارج از حوزه تخصصي خود ميشد يا براساس آموختههايش در رفع نيازمنديهاي جامعه پيراموني خود ميكوشيد؟
قضاوت با مسئولان! اما بدانيم اين امكان فراهم است كه بدون هزينههاي نابهجا و برداشت نادرست از معناي عدالت، با تحقق يك طرح ساده گاهي اوقات ميتوان خيلي سريعتر به آن هدف و آرماني كه داريم، دست يابيم. حتماً نبايد براي برداشتن يك قدم صد جفت كفش عوض كنيم! گاهي اوقات ميتوان با زدن يك واكس ساده روي يك كفش، رنگ تازگي و زندگي آن را حفظ كرد و با اين تدبير ميتوان هم قدم را برداشت و هم كمتر دچار پرداختها و ولخرجيهاي بيمورد شويم. فقط كافي است باور كنيم كه ميشود و ما ميتوانيم.