
اخبار ضد و نقيضي از مرگ وي منتشر ميشد كه با توجه به زندگي نباتي چند وقت اخيرش باعث تعجب بود. از ساعت ۲۲ شب به بعد برخي رسانهها خبر درگذشت او را منتشر ميكردند و اين خبر از سوي بيمارستان تكذيب ميشد.
با اين حال با حضور برخي خبرنگاران و هواداران وي در بيمارستان مهراد به نظر ميرسيد خبر درگذشت وي كاملاً درست است. با اين حال صبح يكشنبه هفدهم ارديبهشت برخي خبرگزاريها از قول مسئولان بيمارستان اين خبر را نقل كردند كه ايرج قادري نه شامگاه شنبه بلكه بامداد يكشنبه و در ساعت ۴ صبح در ۷۷ سالگي از دنيا رفته است. اما اين اخبار ضد و نقيض همچنان ادامه داشت تا جايي كه وقتي برخي رسانهها تازه خبر درگذشت قادري را حوالي ساعت ۱۰ صبح منتشر كردند، خبر مرگ وي از سوي برخي سينماگران نزديك به او تكذيب ميشد!
با اين حال ظهر يكشنبه خبر رسيد نه تنها به راستي سرطان قادري را از پا در آورده بلكه همسر وي بدون هيچگونه اطلاعرساني پيكر او را در ساعت ۸ صبح يكشنبه در بهشت سكينه كرج به خاك سپرده است. اين اقدام عجولانه پس از اين بهانه خوبي به دست رسانههاي بيگانه داد و هر يك دليل خاكسپاري بيسر و صداي او را اجبار نظام و ترس مقامات اطلاعاتي از بر پا شدن تجمع و به خيابان ريختن مردم قلمداد كردند!
هنوز هم برخي بر اين تصورند كه اصل ماجرا همين است اما طرح مباحثي درباره ارث و ميراث گزاف قادري و ترس همسر او از اطلاع يافتن تنها فرزند قادري از مرگ پدرش پرده از اسرار ديگري برداشت، اتفاقي كه حتي انتقاد ژوبين قادري تنها فرزند ايرج قادري را نيز به دنبال داشت.
او كه همزمان با ساخت «ميخواهم زنده بمانم» به دنيا آمده است، اعلام كرد به دليل اصرار نامادرياش بر تكذيب مرگ پدر و تلاش براي خاكسپاري هر چه سريعترش، او نيز در لحظه خاكسپاري پدرش در تهران نبوده و نامادري بدون اطلاع همسر سابق و تنها فرزند قادري پيكر او را به خاك سپرده است.
ژوبين قادري حتي به صراحت اعلام كرد خاكسپاري پدرش در بهشت سكينه كرج خواست خانواده قادري و خود وي نيز نبوده است. بنابراين از كساني كه اجازه تدفين پدر را صادر كردهاند توضيح خواهد خواست. در هر حال براي رسانههاي بيگانه زار زدن بر سر مزار برخي در گذشتگان عرصه سينما و بهرهبرداري از آن عادت شده است كه اين بار نيز همان سناريوي قديمي را تكرار كردند.