
به گزارش جوان، اين سريال اولين تجربه سريالسازي قدرتالله صلح ميرزايي در مقام كارگردان است و هنوز با يك كار شسته رفته تلويزيوني خيلي فاصله دارد، اما ويژگي حائز اهميت اين سريال حرفشنوي فرزندان دربندي از پدر و مادرشان است؛ يكي از ويژگيهاي فرهنگ ايراني كه متأسفانه امروزه به خاطر ظهور مظاهر تمدن (!) رنگ باخته و بيشتر به رؤيا مانند است. در اين سريال «مهدي امينيخواه» ايفاگر نقش «سعيد» و سومين فرزند خانواده دربندي ميباشد كه به همين مناسبت با وي به گفتوگو نشستيم، ما حصل اين گفتوگو تقديم ميشود.
در ابتدا از آغاز و كليد خوردن سريال «دختري به نام آهو» بگوييد.
راستش ما اين سريال را با فشار زيادي كليد زديم. حدود ۴۰ روز مانده به نوروز كار را شروع كرديم و روزي ۱۸-۱۷ ساعت پشت سر هم كار ميكرديم كه بتوانيم كار را به موقع به آنتن برسانيم. بالاخره هر طور كه بود كار را به اتمام رسانديم و براي آنتن نوروز هم آماده بود اما با اين همه زمان پخش سريال به بعد از نوروز موكول شد.
پخش اين سريال بعد از نوروز را چگونه ميبينيد؟
خيلي خوب. من خودم به شخصه با اين اقدام موافق بودم، به صرف اينكه كار با موقعيت بهتر و فراغ بال ديده ميشود.
در ابتدا اين سريال به عنوان يك سريال كمدي معرفي شد اما آنچه روي آنتن رفته با يك كار كميك منافات و فاصله دارد. شما به عنوان يكي از بازيگران محوري سريال اين مقوله را چطور ارزيابي ميكنيد؟
واقعيت اين است كه چون اين سريال قرار بود نوروز روي آنتن برود تصميم بر اين گرفته شد كه يك فضاي شاد و مفرح براي خانوادهها داشته باشد و تا جايي كه براي بچهها مقدور بود، تلاش خودشان را براي رسيدن به كاري كميك انجام دادند.
آيا شما زماني كه فيلمنامه يا طرح فيلمنامه را خوانديد شاخصههاي يك كار كمدي را در آن ديديد يا خير؟
راستش در فيلمنامه اشاره خاصي به شرايط طنز نشده بود، اما با تعاملي كه با كارگردان داشتيم، تصميم گرفتيم بچهها شرايط و موقعيتهايي فراهم كنند كه كار به يك كار طنز و كمدي نزديك شود.
فراهم كردن شرايط و موقعيتهايي كه به آن اشاره كرديد، به مفهوم بداهه كاري است؟
بله تقريباً ميتوان گفت بداهه موقعيتهاي طنز را در كار ايجاد كرده است.
چطور شد كه نقش «سعيد» را انتخاب كرديد، آيا كانديداي نقشهاي ديگر بوديد يا خير؟
واقعيت اين است كه وقتي فيلمنامه را مطالعه كردم،احساسم اين بود كه سعيد نسبت به ساير برادرانش كمي متفاوتتر است و يك آدم بذلهگوي شاد و خنده رو است، ضمن اينكه خيلي با هوش و زرنگ است، اين بود كه ازاين نقش خوشم آمد. در حالي كه ميتوانستم نقشهاي ديگر را هم بازي كنم، اما به جز خودم آقاي صلح ميرزايي هم نظرش اين بود كه من نقش سعيد را بازي كنم. در نهايت با همه اين موارد قسمت شد كه من نقش سعيد را بازي كنم.
به نظر ميرسد در بين برادران شخصيت سعيد بيشتر از همه بلاتكليف است، به اين مفهوم كه مخاطب در بين مثبت و منفي بودن شخصيت اين آدم ترديد دارد. با اين وجود خود شما شخصيت سعيد را منفي ميدانيد يا مثبت؟
نه. هيچ كدام از شخصيتها به خصوص در خانواده دربندي شخصيت منفي ندارند. شخصيت منفي لزوماً هميشه قاتل و سارق و جاني نيست. خود كمالي و پسران مرتضي دربندي كه سعي دارند به همديگر ركب و رودست بزنند، اقدامي منفي محسوب ميشود كه اين اقدام از كاراكتر منفي سر ميزند و اين كاراكتر منفي ميتواند گاهي هم كارهاي مثبت انجام دهد.
با اين وجود اقدامات منفي برادران از جمله سعيد را چطور ميبينيد؟
خب اين درست است، ولي ميخواهم بگويم كه هر يك از اين برادران ميخواهند با رو دست زدن به همديگر خودشان را از نگاه پدر باهوشتر و با جرئتتر نشان دهند و هر يك از آنها سعي دارند تا به دام انداختن كمالي را به اسم خود تمام كنند، اما همه اين اقدامات براي زنده كردن پولي است كه پدرشان به كمالي قرض داده و كمالي آن را بالا كشيده و ميبينيد كه پنج برادر به يك هدف فكر ميكنند.
من فكر ميكنم از اين زاويه ديدن، اشتباه است چون توجيه كردن اقدام و انتخاب راه منفي براي رسيدن به نتيجهاي مثبت است و اينگونه ديدن همسو با نظريهاي از ماكيا ولي است كه ميگويد هدف وسيله را توجيه ميكند، اينگونه نيست؟
حرف شما درست است، بالاخره هر آدمي داراي ويژگيهاي مثبت و منفي است.
اين بخش از حرف شما درست است، اما اگر قسمت اعظم اقدامات يك آدم منفي باشد، آن آدم شخصيتي منفي دارد و عكس اين مورد هم مصداق دارد. با اين همه وقتي كه سعيد و دو برادر ديگرش را در نظر ميگيريم، ميبينيم مدام در حال توطئه هستند و تقريباً به جز زنده كردن پول پدر هيچ كار مثبتي انجام نميدهند. اما براي اينكه از اين بحث بگذريم،بفرماييد كه اين سريال در مجموع چه شاخصههاي مثبتي داشت؟
من فكر ميكنم كه اين كار، سريالي ايراني و كاملاً شرقي مختص به خانواده است و بهانه توليد آن ارتباط خانوادهها با برادرها، غريبهها و .. با هم از نگاه طنز بود، ضمن اينكه يك قصه خوب و تازه داشت.
اما من وقتي به چيدمان كاراكترها و جايگاهشان در قصه فكر ميكردم آن را تا حد بسيار زيادي به قصه و كاراكترهاي سريال پدرسالار نزديك ديدم. با اين اوصاف شما فكر ميكنيد هنوز سريال آن ويژگي منحصر به فرد را دارد؟
جريان پدرسالاري و مادرسالاري يكي از واقعيتهاي موجود در فرهنگ ماست و پدرسالاري يكي از اركان اصلي جامعه ما محسوب ميشود.
به نظر من اين فرهنگ، فرهنگ خوبي است. اما اينكه بگوييم از روي سريال پدرسالار كپي شده نه. من با اين حرف مخالفم و اين پدرسالاري كه مال خود ماست ميتواند به كرات در كارهاي ما تكرار شود.
البته من نگفتم سريال «دختري به نام آهو» از پدرسالار كپي شده، حرف من اين بود كه قصه و كاراكترهاي كار شما تا حد زيادي شبيه پدرسالار بود. آيا اين نظر را قبول داريد؟
خب در مورد شبيه بودن قصه بله. داستان اين قصه ميتواند شبيه خيلي از كارها باشد و اگر سريال ما يادآور پدر سالار بوده، به نظر من اتفاق خيلي خوبي افتاده است.