کد خبر: 467459
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
نيم‌نگاهي به اثرگذاري آثار ارزشي و مذهبي در بالابردن اعتقادات مردم در گفت‌وگوي «جوان» با حبيب‌الله بهمني، كارگردان «سيب و سلما»
نگار حسيني
 چرا كه سال‌هاست دغدغه فيلمسازان ما تغيير كرده و كمتر فيلمسازي اين ريسك را مي‌پذيرد كه به چالش‌هاي ديني مردم بپردازد و براي آنها از اصول اخلاقي و مذهبي حرف بزند اما كارگردان فيلم سينمايي «سيب و سلما» دغدغه‌اش غلبه روح ماديات بر جامعه‌اش است و معتقد است در چنين شرايطي همه احتياج به نوعي تلنگر دارند. او اين روزها نگران قشر مذهبي جامعه است كه از سينما دور مانده‌اند و آثاري كه آنها را به سالن‌هاي سينما بكشاند را در ميان فيلم‌‌هاي اكراني جست‌وجو نمي‌كنند. با او پيرامون اتفاقي كه حول سينماي ايران مي‌گذرد به بحث نشستيم. گفت‌وگوي ما را با وي مي‌‌خوانيد.

سوژه شما در مورد «رزق حلال» است و به طور موشكافانه به موضوع حلال و حرام در كارتان اشاره كرده‌‌ايد، اين در حالي است كه در چند سال اخير فضاي قصه‌گويي در سينماي ايران تا حد زيادي تغيير كرده است و كم پيش مي‌آيد سينماگري بخواهد به ارزش‌هاي ديني اينچنين ريزبينانه در كارش بپردازد چه شد كه تصميم گرفتيد فيلمي با اين مضمون را بسازيد؟
متأسفانه همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد ما نسبت به موضوعات ديني در كارهاي سينمايي‌مان بي‌تفاوت شده‌ايم و كم پيش مي‌آيد كه كارگرداني بخواهد راجع به مباحث اينچنيني فيلم بسازد، در حالي كه با توجه به شرايط كنوني جامعه كه از هر سويي خبري مبني بر جابه‌جايي‌هاي خرد و كلان مالي به شكل غير مشروع مي‌شود، سعي داشتم موضوعي را انتخاب كنم كه با نياز جامعه همخواني داشته باشد. درست است كه اكثر ما راجع به درآمد و كسب روزي حلال از دوران كودكي‌مان زياد شنيده‌ايم اما گاهي اوقات اين نياز احساس مي‌شود كه در قالب تصوير قصه مروري بر اعمال خود بكنيم، شايد همه ما آنقدر غرق در زندگي مادي‌مان شده‌ايم كه اصلاً يادمان رفته است ممكن است در اين ميان پايمان بلغزد.
پس فيلم شما به نوعي قصد بيدار كردن وجدان خاموش جامعه را داشته است؟
به عقيده من بي‌تفاوتي نسبت به مسائل ديني ما در حال اپيدمي است و در اين ميان بايد فردي باشد كه به ما حتي پيش پا افتاده‌ترين مسائل را ياد‌آوري كند. در فيلم به هيچ عنوان قصد موعظه‌گري نداشته‌ام اما مي‌خواستم آينه‌اي تمام قد در دست بگيرم و بگويم نبايد به راحتي از كنار حتي يك سيب حرام هم گذشت، چون خوردن يك سيب حرام ممكن است روزي به يك باغ سيب حرام بدل شود.
به نظرتان فيلم‌هايي اينچنين اخلاق‌گرا كه پيام‌هايشان را هم بدون هيچ پرده‌پوشي و به شكل گل درشتي بيان مي‌كنند، مي‌توانند در جذب مخاطب موفق ظاهر شوند؟
سينما فقط جايي براي سرگرم كردن مخاطب نيست، اينكه صرفاً به تماشاي اثري بنشيند و ساعتي را با خوشي به اتمام برساند، گاهي رسالت سينما فراتر مي‌رود و نقش يك استاد و پير را پيدا مي‌كند و بايد براي مردم از دغدغه‌هاي جامعه حرف بزند و راهكار هم نشان دهد. فرهنگ ديني - ملي ما همواره به گونه‌اي بوده كه نسبت به مال حرام حساسيت از خودش نشان مي‌دهد اما حالا در جامعه چه اتفاقي افتاده كه اين حساسيت‌ها كمرنگ شده، سوالي است كه بايد در سطح وسيعي مطرح شود و به آن پاسخ كارشناسانه داده شود، در هر حال من فكر مي‌كنم ما توانستيم آنطور كه بايد حرفمان را به صراحت بزنيم و بي شك حرف ما هم مخاطب خودش را پيدا كرد و به دل او نشست.
به نظرتان آثاري با نگاه ديني- ارزشي مي‌تواند در موارد اينچنيني به كمك مردم بيايد؟
صد‌درصد، در تمام دنيا مرسوم است كه براي حفظ ارزش‌هاي اعتقادي‌شان فيلم مي‌سازند. به نظرم جامعه نيازمند اين شارژ شدن‌هاي ديني - فطري است و يك جايي كه انسان احساس مي‌كند تخليه شده بايد خودش را از اين طريق غني كند، ما بايد در آثارمان ميل به كمال‌گرايي و توجه به آخرت را بيشتر كنيم، نبايد همه آثارمان را صرفاً غرق دنيا‌گرايي كنيم و در اين زمينه بايد نوعي بالانس را ايجاد كنيم در هر حال بايد مسئولان ازكارهايي با تم ارزشي و ديني حمايت كنند تا آنها بتوانند خودشان را آنطور كه بايد ارائه كنند وگرنه ممكن است پشت جار و جنجال‌هاي آثار تجاري گم شود.
به نظرتان چرا سينماگران ما نسبت به آثار ديني - مذهبي علاقه چنداني نشان نمي‌دهند و ترجيح مي‌دهند به قصه‌هاي سطحي و دنيوي بپردازند؟
جامعه جهاني به شدت تحت تأثير فضاي صنعتي و تجاري قرار داده و اين توجه زياد باعث شده كه ماديات براي آنها در رأس امور قرار بگيرد و سينما هم از اتفاقات روز دنيا جدا نيست و اين موضوع باعث مي‌شود كه تا حدي دچار گمراهي شود و نسبت به معنويات بي‌توجه باشد. متأسفانه اين اتفاق موجش از هاليوود شروع شد و به سينماي كشور ما كشيده شد. البته نكته قابل تأمل اينجاست كه بعد از گذشت سال‌ها هاليوودي‌ها به تازگي به اهميت مسائل انساني و اخلاقي روي آوردند اما ما همچنان نسبت به آن بي‌تفاوت هستيم، در حالي كه جامعه ما واقعاً به اين نوع فيلم‌ها نيازمند است.
به نظر مي‌رسد اساساً همسو كردن نيازهاي مادي و معنوي در كنار هم كار ساده‌اي نيست، يعني در اين ميان نمي‌توان كاري را ساخت كه بين تماشاگر عام و مضامين مذهبي و ارزشي پل بزند و اثري توليد شود كه هم به لحاظ اعتقادي در سطح قابل قبولي باشد و هم بتواند مخاطب را به سينما بكشاند؟
اين تصور اشتباهي است كه ما فكر مي‌كنيم مخاطبان ما تنها قشر خاصي هستند كه شيفته فيلم‌هاي عاشقانه هستند يا دوست دارند يك قصه دختر، پسري را به تماشا بنشينند در طول اين سال‌ها همين تفكرات باعث شد كه ما بخشي از مخاطبانمان را از دست بدهيم، هنوز هم با وجود آثاري كه از وزارت ارشاد اسلامي مجوز گرفته‌اند اما برخي از خانواده‌هاي معتقد آثار توليدي را با معيارهاي اخلاقي خودشان متناسب نمي‌بينند و معتقدند كه سينما مديوم مناسبي براي خانواده نيست. اين موضوع و دل نگراني اين قشر همواره براي من مهم و با ارزش بوده است در سينما ما نبايد صرفاً دنباله‌رو باشيم و به سليقه مردم همواره تن دهيم، گاهي وظيفه‌ اين رسانه سليقه‌سازي و جهت‌گيري در سمت و سوي خاصي است،ظاهراً آنطور كه بايد ما نقش اين رسانه و جايگاه و تريبوني كه در دست داريم را درك نكرديم و تنها به يكسري باورهاي دم دستي دل بسته‌ايم. در هر حال معتقدم همانطور كه تاكنون هم اتفاق افتاده مي‌توان يك اثر اعتقادي و مخاطب‌پسند را ساخت چرا كه روحيه انقلابي مردم ما به گونه‌اي است كه همواره نسبت به مسائل ديني علاقه‌مند هستند با اين وجود با كمي ذوق و سليقه مي‌توان به راحتي مردم را به سالن‌هاي سينما كشاند.
اما فيلم شما در سكوت تبليغاتي كامل اكران شد و اين موضوع باعث شد كه اثرتان نتواند به فروش چنداني دست يابد؟
در مصاحبه ديگري هم كه داشتم به اين موضوع اشاره كردم، پيامبران ما براي بيان اهداف و افكارشان هيچگاه متوسل به حاشيه و جنجال نشدند. آنها كار خودشان را بدون سر و صدا انجام مي‌دادند و اعتقادشان هم بر اين بود كه كار خوب سرانجام به حقش مي‌رسد و مي‌تواند روي جامعه اثر بگذارد. با اين تفكر ما نبايد روي اكران يك فيلم مذهبي متوسل به حواشي مي‌شديم. در طول اين مدت سعي كردم با شكيبايي پاسخ نظرات و انتقادات را بدهم و به خودم اجازه ندهم از موقعيت‌ها براي جنجال‌سازي مطرح شدن خودم و فيلمم‌ استفاده كنم اميدوار بودم آنچه در بضاعتمان بود به دل مردم نفوذ پيدا كند.
در شرايط كنوني اكران كه بسياري از آثار فرصت ديده شدن را ندارند، اينكه فيلم شما توانست شانس رفتن روي پرده سينما را پيدا كند و با توجه به موضوعيت و نحوه پرداختتان در آرشيوها بايگاني نشود خودش يك اتفاق مهم است.
من هم مانند شما دغدغه اين موضوع را داشتم اما طي جلساتي كه با مسئولان برگزار كردم بارها به آنها تأكيد كردم اين يك فيلم آرشيوي نيست و بايد از آن اتفاقاً به خاطر قصه و شيوه پرداختنش حمايت شود خوشبختانه در نهايت ما مورد لطف و عنايت قرار گرفتيم و اثرمان شانس ديده شدن را پيدا كرد اما اتفاقي كه افتاد اين بود كه ما نمي‌دانستيم فيلم قرار است دقيقاً‌ در چه مقطعي پخش شود و به همين خاطر نتوانستيم اين اثر را آنطور كه بايد به مخاطبان معرفي كنيم.
ظاهراً قصه اين فيلم به نوعي اقتباسي است و شما آن را از داستان‌هاي كهن ايراني برداشت كرده‌ايد؟
همينطور است، به نظر من جاي قصه‌هاي اقتباسي در فضاي سينماي ما با توجه به تاريخچه كهن و پر اعتباري كه داريم خالي است. طرح ابتدايي اين فيلمنامه متعلق به جهانگير الماسي بود اما بعد ناصر هاشم‌زاده روي آن طرح كار كرد و آن را تبديل به فيلمنامه نمود. ورود به اين مسئله يعني «حلال و حرام» اصل شريعت دين است و به همين جهت دغدغه مردم از ديرباز تا امروزبوده است. ما در حكايت‌هاي ايراني-‌ اسلامي خودمان كارهاي زيادي را داريم كه ضمن داشتن بارقه‌هاي هنري كاري اصيل، دلي و مذهبي هستند و مكتب امام صادق(ع) را بار ديگر پويا مي‌كرد چرا كه ايشان اعتقاد داشتند حتي اگر سيبي را بدون اطلاع صاحبش گاز زديد بايد از او حلاليت بخواهيد. همين جمله گهربار سرآغازي شد براي شكل‌گيري اين قصه كه روح شاعرانه اي هم در آن حكمفرما بود.
يكي از نكته‌هاي جالب و تأمل‌برانگيز فيلمتان اين بود كه بارها روي اين نكته تأكيد داشتيد كه براي بنده خدا، خداوند كافي است؟
خوشحالم كه شما هم متوجه اين نكته كليدي شديد، چرا كه اين موضوع براي تماشاگر مذهبي و غيرمذهبي ما بسيار ارزشمند و قابل توجه بود، بسياري از آنها معتقد بودند اين اثر به نوعي تكانشان داده است و بار ديگر به آنها يادآور شده در سختي و مشكلات توكل به خداوند تا چه اندازه مي‌تواند گره‌گشا باشد.
زماني كه قصد ساخت فيلم را داشتيد نسبت به عدم موفقيت آن درگيشه دچار ترديد نشديد؟ اين فكر به ذهنتان نرسيد كه اي كاش اثري تجاري را با توجه به بودجه و موقعيتي كه در دستتان هست جلوي دوربين ببريد؟
نه، چون به رسالت كاري كه انجام مي‌دادم مطمئن بودم، مي‌دانستم كه گام در مسير درستي قرار داده‌ام. در سؤال‌هاي قبلي‌تان هم به اين موضوع اشاره كردم كه ما نبايد مخاطب‌هاي دين مدارمان را در حاشيه قرار دهيم و از نقش آنها غافل شويم. با وجود بودجه دولتي كه در اختيار من قرار داشت اما تمام تلاش را كردم كه الگوي مناسب و درستي در اين زمينه باشم و از هزينه‌تراشي‌هاي اضافي بپرهيزم حتي در انتخاب بازيگرها هم به گونه‌اي عمل كردم كه بودجه چنداني صرف ساخت فيلم نشود. وقتي ما از حلال و حرام حرف مي‌زنيم و بودجه‌مان هم از بيت‌المال است؛ حق حيف و ميل كردن آن را نداريم و خدا را شكر مي‌‌كنم كه در اين زمينه كم نگذاشتيم.
شما در انتخاب بازيگران فيلمتان همانطور كه اشاره شد به سراغ بازيگران گمنام رفتيد در حالي كه شايد اگر از بازيگران صاحبنام‌تري استفاده مي‌كرديد وضعيت فروش فيلم و جذب مخاطب هم تغيير مي‌كرد؟
جنس قصه ما به گونه‌اي بود كه ما براي روايت آن احتياج به اركان‌ باورپذير داشتيم و اگر به سراغ ستاره‌ها مي‌رفتيم قطعاً به اندازه حالا كارمان باورپذير نمي‌شد، به همين خاطر ترجيح دادم به سراغ بازيگران كم نام و نشان‌تر بروم و امروز هم از انتخابم راضي هستم چون به آنچه مي‌خواستم، دست يافتم.
پس شما به نوعي مخاطب فيلم‌تان را قرباني باورپذير شدن آن كرده‌ايد؟
بالاخره در همه جاي دنيا آثاري كه بر ستاره‌ها تكيه دارند، مي‌توانند نسبت به فروششان خيالشان راحت‌تر باشد، من هم راجع به اين موضوع آگاهي داشتم و از بين مخاطب انبوه و باورپذيري كارم يكي را بايد انتخاب مي‌كردم كه در نهايت دومي را انتخاب كردم چون دوست داشتم مخاطبي كه فيلم را مي‌بيند، احساس كند كه دارد بخشي از زندگي فردي را مشاهده مي‌كند كه با چالش مواجه است. اگر ما در روايت قصه به سراغ چهره‌هاي مطرح مي‌رفتيم قطعاً اين امر به درك مخاطبانمان آسيب مي‌رساند چون آنها پيرامون زندگي ستاره‌هايشان همواره تصوراتي دارند، در هر حال از انتخابم هم پشيمان نيستم.
جنس روايت قصه شما به گونه‌اي است كه مفاهيم قرآني با لحني عاميانه و حتي طنزگونه ادغام شده است؛ چطور به اين شيوه روايت دست پيدا كرديد؟
من به جنس اشعار و كلام «گلستان سعدي» بسيار علاقه‌مند هستم و همواره بر اين باورم كه با نگاه ظريف بين ادبيات فاخر و طنز ما پل زد‌ه ‌است و با همين ابتكار عملش طيف وسيعي از مخاطبان را به خود جلب كرده، با توجه به جنس قصه ما كه قرآني بود ما هم احتياج به چنين ادبياتي در شيوه روايت و جذب مخاطب داشتيم؛ تمام تلاشم را به كار بستم كه جانب اعتدال را رعايت كرده و به اندازه از لحن طنز، عاميانه و فاخر استفاده كنم و فكر مي‌كنم انتخاب چنين لحني باعث شد كه مخاطب از تماشاي فيلم ما خسته نشود.
فضاي روايي كلي فيلم شما، مخاطب را به نوعي آرامش دعوت مي‌كند در حالي كه شايد موضوعي كه شما در طول فيلم پيرامون آن حرف مي‌زنيد بسيار چالش برانگيز باشد، چطور به اين آرامش در كليت كار رسيديد؟
خوشحالم كه شما چنين ديدگاهي داريد و اين آرامش به شما منتقل شده است. بي‌شك اين آرامش از فضاي قرآني كار برآمده است قرآن تلألو آرامش و انرژي مثبت است و طبيعي است كه وقتي قصه‌اي را از دل آن انتخاب مي‌كنيد، مي‌توانيد اين حس را به ديگران هم منتقل كنيد ما سعي كرديم راكورد احساس كار را رعايت كنيم تا دچار افراط و تفريط نشويم يعني لحنمان بيش از اندازه سخت،‌خشك، نصيحت‌گونه و حتي سطحي‌نگرانه و طنز نشود. رعايت همه اين چيزها كار ساد‌ه‌اي نبود.
شما در انتخاب لوكيشن اصلي فيلمتان به جامعه روستايي پناه برديد و قاب‌بندي‌هاي زيبايي را هم از طبيعت بكر نشان داديد چرا از لوكيشن شهري استفاده نكرديد؟
همانطور كه به آن اشاره كردم ادبيات فيلم ما توام با آرامش بود و ما در آن قصه سير و سلوك فردي را نشان مي‌داديم، در چنين شرايطي اگر مي‌خواستيم از يك لوكيشن شهري استفاده كنيم ناخودآگاه دچار شلوغي و ازدحام جامعه شهري مي‌شديم و در چنين حالتي بهترين كار اين بود كه براي احساس نزديكي بيشتر مخاطب با فيلم و درك حالات روحي كاراكتر اصلي به فضاي بكر روستايي مي‌رفتيم چون در آنجا كمتر از جامعه شهري خبر از روابط پيچيده مادي است و از اين جهت ما استناد بيشتري مي‌توانستيم به آن كنيم.
فيلم شما در جشنواره بيست و نهم موفق به كسب چند جايزه شد اما براي اكران حدود يك سال پشت درهاي بسته ماند، به نظرتان با توجه به حمايت‌هاي دولتي چرا همچنان اثري با اين موضوعيت نمي‌تواند زودتر از اينها روي پرده برود و در نهايت هم به شكل محدود اكران مي‌شود؟
بالاخره براي اكران فيلم يك سري عوامل دست به دست هم مي‌دهند كه ظاهرا بخشي از آن هم به يك سري روابط مربوط است كه متاسفانه اكثر اين تصميم‌گيري‌ها هم از سوي افرادي رخ مي‌دهد كه قصد دارند براي مردم تعيين تكليف كنند و به نوعي سليقه آنها را به سمتي كه خودشان دوست دارند و به اصطلاح بازاري است، هدايت كنند اما خدا را شكر در نهايت فيلم‌ ما با وجود همه اين اتفاقات توانست اكران شود.
شما در مصاحبه‌اي كه با يكي از نشريات داشتيد به اين موضوع اشاره كرديد كه البته ريتم كند فيلمتان باعث القاي حس آرامش شده بود و شما ميزانسن‌هاي فيلم‌هايتان را به گونه‌اي انتخاب كرديد تا حضور خدا به نوعي در آن احساس شود.
همينطور است نمي‌توانيد يك قصه قرآني را روايت كنيد و ريتم تندي را براي به تصوير كشيدن انتخاب كنيد، چون ناخودآگاه باعث مي‌شود كه مخاطب آن را پس بزند اما من سعي كردم اين آرامش را در گوشه گوشه قصه فيلمم به تصوير بكشم و از آنجايي كه خداوند با آرامش همراه است دوست داشتم كه در ميزانسن‌هايم هم ريتم فيلم را رعايت كنم.
بين ساخت فيلم سينمايي قبليتان و «سيب و سلما» وقفه چند ساله افتاد، هرچند كه در اين مدت بيشتر در فضاي تلويزيون مشغول به كار بود اما جاي خالي شما براي عده‌اي سؤال برانگيز بود؟
من بارها در گفت‌وگوهايم به اين موضوع اشاره كردم كه كار در سينما شرايط خاص خودش را دارد و شما نمي‌توانيد يك تنه براي كاري كه مي‌خواهيد انجام دهيد تصميم بگيريد. من همواره روي اين موضوع تأكيد داشتم كه من تنها زماني حاضر هستم پشت دوربين قرار بگيرم كه سوژه قصه‌اي كه مدنظرم هست با ارزش‌هايم همخواني داشته باشد، به همين خاطر سعي كردم تا هموار شدن اين شرايط در تلويزيون كار كنم و به ساخت سريال و تله‌فيلم روي بياورم تا اينكه سرانجام «سيب و سلما» اين فرصت را در اختيارم قرار داد.
شما پايان بازي را براي فيلمتان انتخاب كرديد و همين موضوع باعث ايجاد يك سري چرايي در ذهن مخاطب شد، دليل خاصي براي اين پايان‌بندي وجود داشت؟
ما نمي‌خواستيم به واسطه جنس قصه‌مان و شرايطي كه قهرمان قصه‌مان در آن قرار داشت و نوعي سير و سلوك عرفاني بود، به يك جمع‌بندي خاص برسيم و از مخاطب بخواهيم كه همانطور كه ما فكر مي‌كنيم پايان قصه را در ذهنش رقم بزند. در سكانس پاياني ما طلبه جوان را مي‌بينيم كه بقچه‌اش را نزد سلما جا مي‌گذارد كه به سفرش ادامه دهد، به او يك تلنگري زده شده بود كه نياز به فكر بيشتري داشت. او رفت تا به براي سلوك به سفرش ادامه دهد اما راه براي بازگشتش هم باز و هموار بود.
برخي از منتقدان معتقدند كه قهرمان‌هاي فيلم شما كاراكتر‌هاي باورپذيري نبودند و آنچنان كه بايد مصداق عيني در جامعه نداشتند؟
ما هم نسبت به قهرمان قصه‌مان چنين آگاهي داشتيم اما مي‌خواستيم جنس قصه‌گويي و قهرمان‌پردازي در كار ما متفاوت باشد. شما حتي اگر به ديالوگي كه سلما با طلبه جوان داشت دقت كنيد مي‌بينيد، به وي پوزخندي مي‌زند و مي‌گويد تو از كجا آمده‌اي، يعني او هم كه دختري از جامعه امروز بود و در زندگي‌اش با مسائل مختلفي اعم از مالي و معنوي مواجه بود برايش اين سؤال ايجاد شد اما رفته رفته به چرايي‌هايش دست پيدا كرد و قطعاً اين حالت درمورد مخاطبان فيلم هم وجود داشت آنها هم به يك جمع‌بندي دست پيدا كردند.
چقدر فيلم توانست توقعات شما را برآورده كند و به ايده‌آلتان نزديك شود؟
اگر شما ايده‌آل را به آن شكل كليشه‌اي مرسومش در نظر بگيريد كه اين اتفاق خيلي كم ممكن است در كاري رخ بدهد اما در كل بايد بگويم از كليت كار راضي بودم و احساس كردم توانستم تا آنجايي كه در بضاعت و توانم بود در رابطه با فيلم كاري انجام دهم. زماني هم كه به ري‌اكشن مخاطبان و احساس رضايت آنها از تماشاي فيلم مي‌نگرم حس مي‌كنم كه نمره قبولي را از كارم گرفتم.
به نظرتان عمده‌ترين مخاطب فيلمتان چه كساني بودند؟
شما در زمان اكران فيلم اگر به سالن‌هاي سينما مي‌رفتيد متوجه مي‌شديد كه آدم‌هاي مختلف با طرز فكرهاي متفاوت به تماشاي فيلم رفته‌اند و اينطور نيست كه تنها قشر خاصي به تماشاي آن بنشيند هر چند كه ما به لحاظ مخاطب‌شناسي، طيفي كه بيشتر در نظر گرفتيم از قشر مذهبي جامعه بود.
در طول سال‌هاي اخير سينما شاهد ريزش مخاطب بود و هيچگاه سالن‌هاي سينما به لحاظ تماشاگر نتوانست انتظار مسئولان و سينما‌گران را تأمين كند.
اين كمبود مخاطب كه شما از آن حرف مي‌زنيد و ما اين روزها به شدت به آن دچار هستيم، ريشه در مشكلات بسياري دارد كه صحبت كردن در مورد هر يك از آنها خودش به تنهايي حكايت طولاني را دارد اما در كل بايد بگويم سياستگذاري‌هاي مقطعي كه درباره سينما و مخاطب‌شناسي و ذائقه‌سازي انجام مي‌شود هر كدام به فراخور خودشان باعث ريزش مخاطب شده‌اند. اين در حالي است كه خوشبختانه جمعيت كشور ما بالغ بر هفتاد ميليون است اما اينكه چرا تنها قشر كمي از اين جمعيت براي ديدن فيلم به سينما مراجعه مي‌كنند، به اين خاطر است كه سليقه‌ها در فيلم‌ها تأمين نمي‌شود. ما براي مردمي مذهبي و انقلاب آثار سخيف مي‌سازيم و از آنها مي‌خواهيم كه به تماشاي آنها بروند البته كه مردم چنين كاري را انجام نمي‌دهند. شما به آثاري كه در ابتداي انقلاب توليد مي‌شد نگاه كنيد اكثر آنها كارهاي ارزشي و هنري ماندگاري بودند. مردم هم از اين آثار استقبال مي‌كردند، براي ديدنش بليت مي‌خريدند و به سينما مي‌رفتند اما امروز همه اين ارزش‌ها ناديده انگاشته شده است و
بر اساس سياستگذاري‌هاي اشتباهي كه در اين زمينه انجام شده است و ساخت آثار نازل رواج پيدا كرده، مردم هم ديگر تمايلي براي تماشاي آثاري از اين دست ندارند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار