
فرهاد همتي: اين رزمايش شش روزه اولين مانور مشترك نيروي دريايي چين و روسيه است كه در نزديكي ساحل شهر «گينگدائو» در استان «شاندونگ» برگزار شد.
به گفته مقامات چيني اين كشور در اين رزمايش با ۱۶ كشتي و زيردريايي و روسيه چهار ناوجنگي مشاركت كرد و بر دفاع هوايي، تاكتيكهاي ضد زيردريايي و عمليات امداد و نجات، عمليات نجات كشتيهاي ربوده شده و مانورهاي مقابله با تروريسم نيز شبيهسازي تمركز داشت.
آنطور كه مقامات چيني در اينباره خاطرنشان ساختند، هدف از اين رزمايش مشترك يك برنامه بلندمدت ميان روسيه و چين براي حمايت از صلح و ثبات در منطقه است.
اين سؤال مطرح است كه چرا مقامات پكن و كرملين در چنين شرايطي انجام مانور شش روزه را در اين منطقه در دستور كار خود قرار دادند. براي درك اهميت اين موضوع به نكات زير توجه نماييد:
۱- در عرصه سياسي، دولت امريكا سال گذشته با تغيير راهبرد خود از اروپا- و تا حدودي خاورميانه - نگاه خود را به شرق آسيا معطوف ساخته است. براساس اين راهبرد، كاخ سفيد با مديريت جريان غربي، مهار چين را به عنوان رقيب اصلي اقتصادي و منطقهاي امريكا متمركز كرده است. واشنگتن قصد دارد در مناطق تحت نفوذ اژدهاي زرد در آسياي دور، حضور نظامي، اقتصادي، سياسي و اطلاعاتي بيشتري داشته باشد. البته اين موضوعي است كه از منظر دولت چين مغفول نمانده و شايد ميتوان اين رزمايش را در برابر حضور روزافزون نظامي امريكا در شرق آسيا تفسير نمود آن هم در شرايطي كه امريكا به موازات رزمايش چين و روسيه، مانور نظامي را با كشورهاي فيليپين و ويتنام برگزار ميكند.
۲- در كنار اين موضوع، پكن براي مقابله با تهديدها و باز نگهداشتن فضاي مانور سياسي و اقتصادي خود تلاش ميكند حوزه نفوذش را گسترش دهد و از دستاندازي امريكا و ناتو به عمق راهبردي چين ممانعت كند.
پكن كه با رشد اقتصادي چشمگير و مستمر طي نزديك به سه دهه به دومين اقتصاد بزرگ جهان تبديل شده، اكنون ميخواهد برآوردهاي رسيدن به جايگاه نخست در اين عرصه را عملي كند. چينيها براي رسيدن به اين هدف و تضمين تفوق اقتصادي، تلاش ميكنند با هر شيوه ممكن حتي جنگ سياسي و اقتصادي راههاي دستيابي به سوخت و مواد اوليه و همچنين بازارهاي هدف را حفظ كنند، زيرا براي ادامه رشد اقتصادي خود به آنها نياز دارند. چين افزون بر رويكردهاي سياسي و اقتصادي با هدف ادامه مسير خود در برابر امريكا؛ بازسازي و توانمند كردن نظامي را نيز در دستور كار خود قرار داده است تا در صورت نياز از اين اهرم نيز بهره بگيرد. روسيه هم با اعلام برنامه افزايش قدرت نظامي خود در عرصههاي مختلف از جمله اتمي، در كنار چين قرار گرفته و اولين نمود همگرايي نظامي دو كشور نيز آغاز رزمايش درياي زرد است. اين گرايش مشترك پكن و مسكو از ديد كارشناسان نظامي و راهبردي واشنگتن و ناتو مخفي نمانده است.
۳- دليل ديگري كه ميتوان در اينباره به آن اشاره كرد، سياست مداخلهگرايانه دولت امريكا در منطقه شرق آسياست. واشنگتن با توسل به اختلافهاي سياسي و ارضي بين چين و برخي كشورهاي منطقه بر سر چند جزيره نفتخيز و همين طور با پررنگ كردن موضوع تايوان و حمايت و جانبداري از مخالفان داخلي چين از جمله دالايي لاما- تبت- و مسائلي از اين دست، كوشش ميكند در عرصههاي ديگري از پكن امتياز بگيرد.
۴- اين رزمايش در حالي برگزار ميشود كه پكن بر مالكيت مناطق مورد مناقشه درياي چين جنوبي تأكيد دارد. به همين دليل در حال ارتقاي وضعيت نظامي خود در منطقه است و به همين منظور در كنار پيوند سياسي و تا حدودي اقتصادي خود با كرملين، درصدد مدرنيزه كردن تجهيزات نظامي خود با قابليتهاي نظامي روسيه است. اگرچه چين و روسيه از سال ۲۰۰۵ به اين سو در چارچوب سازمان همكاري شانگهاي چهار رزمايش مشترك برگزار كردند اما اين رزمايش مشترك، اولين نوع رزمايش دريايي دو كشور در گستره آبهاي سرزميني چين (درياي زرد) محسوب ميشود. درياي زرد، در واقع بخشي از گستره حوزه همكاريهاي نظامي دو كشور به عنوان شركاي راهبردي است.
به همين دليل اين بدان معناست كه رزمايش شش روزه مشترك چين و روسيه نه فقط بيانگر اوج همكاريهاي آنهاست، بلكه چين و روسيه در سالهاي اخير در حوزههاي مختلفي نيز مشاركت راهبردي خود را به پيش بردهاند. دادن رأي مخالف به قطعنامه شوراي امنيت درباره سوريه، تنها يك نمونه از همين مشاركت راهبردي با هدف حراست از منافع فراملي و فرامنطقهاي چين و روسيه بوده است.
۵- رزمايش مشترك چين و روسيه ميتواند به معناي آمادگي نظامي چين براي پاسخ دادن به برخي اقدامات و تحركاتي باشد كه از ديدگاه پكن، امريكا و متحدانش درصدد انجام آن در قلمروي سرزميني چين هستند.
۶- البته موضوع كرهشمالي نيز از اين مقوله جدا نيست. اگرچه دولت چين در بعضي مواقع انتقادهايي نسبت به سياستهاي هستهاي مقامات پيونگيانگ مطرح ميسازد اما همه تحليلگران سياسي بر اين موضوع اتفاق نظر دارندكه سياستهاي مقامات پكن و پيونگيانگ در بسياري از مسائل مهم همسو است.
به بيان ديگر چين و روسيه در مذاكرات شش جانبه –كه چين باني آن محسوب ميشود- از حاميان دولت كرهشمالي محسوب ميشوند و به همين دليل واشنگتن نيز براي تغيير رفتار دولتمردان پيونگيانگ با همكاري ديگر اعضاي شوراي امنيت و كشورهاي ژاپن و كرهجنوبي ضمن تحريمهاي سياسي و اقتصادي در جهت افزايش فشار به كرهشمالي است تا به اصطلاح حوزه نفوذ خود را در شرق آسيا گسترش دهند و شايد در همين راستاست كه به اعتقاد تحليلگران سياسي دولت امريكا از زمان جنگ دو كره تاكنون نخواسته اتحاد دو كره شكل بگيرد، چراكه ادامه بحران در شبهجزيره كره در واقع مستمسكي براي ادامه حضور و به تعبير ديگر دخالت واشنگتن در منطقه محسوب ميشود.
۷- و نكته پاياني اينكه به اعتقاد برخي از ناظران سياسي؛ با توجه به تقابل آشكار و پنهان چين و امريكا كه تاكنون بارها در عرصههاي سياسي، اقتصادي و حتي نظامي پديدار شده، بايد در آيندهاي نه چندان دور- با توجه به راهبرد جديد امريكا در آسيا - منتظر شكلگيري كانونهاي تقابل متعددي در آسياي دور با حضور امريكا به عنوان بازيگري خارج از منطقه باشيم، اگرچه كه مقامات هر دو كشور در مناسبات خود تلاش ميكنند تا آنجا كه ممكن است تعامل جاي تقابل قرار نگيرد.