
به گزارش جوان، همان فيلمهايي كه خيليها دوست داشتند وقتي پرده جمع ميشود آن طوري كه براي بغل دستيشان آخر فيلم را پيشبيني كرده بودند فيلم تمام شود.
پاياني به خير و خوشي، قهرمان فيلم دستهايش را در سكانس پاياني فيلم بالا بگيرد و آنها به افتخار او بايستند و برايش كف بزنند. اما داستان پرسپوليس و قهرمانش در ليگ يازدهم انگار قرار نيست مانند آن فيلمها پايان خوشي داشته باشد. آن هم در شرايطي كه تماشاگران به قهرمان تيمشان اميد بسته بودند تا او يكتنه در پايان جور همه را بكشد و همه چيز به خوبي تمام شود.
اين بار قرار است فيلم پايان ديگري داشته باشد. قهرمان فيلم در دقايق پاياني فيلم ديگر مانند قبل نيست و چهره قهرمان را ندارد. او سرش را پائين انداخته و در حالي كه مانند بازيهاي گذشته تماشاگران نام او را فرياد نميزنند از ورزشگاه خارج ميشود.
همان اتفاقي كه در بازي با الهلال افتاد و قهرمان پرسپوليس با سري پائين به رختكن رفت. چه شد كه علي كريمي ستاره قرمزها اين طور به يكباره از عرش به فرش افتاد طوري كه حالا همه در انتظار يك پايان تلخ هستند.
در اينكه كاپيتان پرسپوليس در ليگ يازدهم تنها بازيكن تأثيرگذار تيم دنيزلي و حتي استيلي بود شكي نيست. او را ميتوان ستاره قرمزها در اين فصل به حساب آورد كه انگار تولد دوبارهاي داشت و تا اين اواخر در هر بازي كه به ميدان ميرفت با تمام وجود براي برد تيمش تلاش ميكرد.
حتي زماني كه او مصدوم بود و نميتوانست بازي كند هم از روي نيمكت مانند روزهايي كه در تركيب بود حرص و جوش ميخورد و بارها با فريادهايش مانند يك مربي بازيكنان را هدايت ميكرد. واكنشهاي او بارها روي نيمكت، جذابترين سوژه براي عكاساني بود كه به دنبال شكار صحنههاي جذاب بازي بودند.
اما در چند بازي گذشته علي كريمي ديگر نشاني از شماره هشتي كه قرار بود قهرمان فيلم پرسپوليس باشد نداشته. هر چند عدهاي معتقدند كه يك بازيكن هميشه نميتواند در اوج باشد و حتي يك تنه بار تيم را به دوش بكشد و علي كريمي هم از اين قاعده مستثني نيست و امروز اگر او ديگر آن ستاره هفتههاي قبل نيست تنها به همين خاطر است.
اما با نگاهي به اتقاقاتي كه پس از دور شدن كريمي از آن بازيكن آماده اتفاق افتاده نميتوان نقش خود كريمي را ناديده گرفت.
بايد گفت او خودزني كرد و نتوانست چهره قهرمان هواداران پرسپوليس را براي خود حفظ كند تا پس از سوت پايان بازي با الهلال بين تماشاگران دو دستگي به وجود بيايد و گروهي كه تا پيش از اين او را ستايش ميكردند خواستار جدايياش شوند و گروهي ديگر سكوت كنند و ترجيح دهند مانند بازيهاي قبل كريمي را تشويق نكنند.
افت محسوس علي كريمي از زماني كليد خورد كه او با فراموشي قواعد رابطه مربي و بازيكن، پس از بازي با الغرافه در يك مصاحبه جنجالي شمشير را عليه مصطفي دنيزلي از رو بست و به شدت از تعويضهاي سرمربي پرسپوليس انتقاد كرد: «مربي بايد پاسخگو باشد. متأسفانه در تيم ما شرايط طوري شده كه بعضي بازيكنان كه در هفته قبل خوب بازي نميكنند، در بازي بعد هم دوباره در تركيب هستند.»
اگر چه ميتوان انتقادهاي تند و تيز علي كريمي از دنيزلي را به پاي تعصب و دلسوزي او براي پرسپوليس گذاشت اما همين مصاحبه كافي بود تا در شرايطي كه پرسپوليس به آرامش احتياج داشت جو تيم به هم ريخته شود و با علني شدن اختلاف سرمربي و كاپيتان، پرسپوليس به حاشيه برود.
كريمي در بدترين زمان ممكن عليه سرمربي پرسپوليس موضع گرفت نتيجه آن هم شد دلخوري دنيزلي از كريمي و شايعه قرارگرفتن او در ليست مازاد پرسپوليس كه تيم را عملاً وارد بحران كرد.
كريمي با خودزني پايان خوشي را كه همه براي او متصور بودند را به يك پايان تراژيك و غمبار تبديل كرد تا هم خود آسيب ببيند و هم پرسپوليس در سه بازي آخر خود كاري دشوار و طاقتفرسا داشته باشد.