
محمدحسين جعفريان: اگر لازم شود خودم هم آمادهام براي شهادت و ... سر ميچرخانم به روزنامههاي ولو شده در كنارم. خبري كوتاه در دو سه سطر؛ تعدادي از كارگران شركت لولهسازي خوزستان با تجمع مقابل استانداري، خواستار دريافت حقوق معوقه ۳۴ ماهه خود شدند! و آنسوتر، روزنامهاي ديگر: پاداش ۱۰۰ ميليون توماني براي مديرعامل مخابرات! آقاي مدير گفتهاند «اين پاداشها با مصوبه هيئت مديره و مجمع و با تأييد مسئولان دولتي مرتبط پرداخت شده و كاملاً قانوني است!»
ايشان در عين حال گلايه كرده: رقم پاداشهاي آنها با توجه به خصوصي بودن، كمتر از عرف است! اين يعني مديران دولتي پاداشي به مراتب بيشتر از اين ميگيرند. جالب آنكه ايشان سال قبل نيز مبلغ ۵۰ ميليون تومان پاداش گرفته و معلوم است كه اين رشته سر دراز دارد. از آنسو تصور كنيد وضعيت آن كارگران خوزستاني را كه ۳۴ ماه حقوق معوقه دارند، يعني سه سال است حقوق نگرفتهاند. از هر راهي رفتهاند كسي به دادشان نرسيده و عاقبت جلوي استانداري تجمع كردهاند.
نميدانم دولتي كه ادعاي عدالت و رايحه خوش و مهرورزي و غيرهاش،گوش فلك را كر كرده،چطور در برابر چنين بيعدالتيهايي ساكت ميماند و به جاي پيشگيري آنها، به نظارتها ميتازد و بر سر انتصاب اين و آن چهره مسئلهدار در پستهاي حساس دولتي تمام انرژياش را صرف لجبازي و به كرسي نشاندن حرف خود ميكند. در اين هياهو، امثال كارگران لولهسازي خوزستان كه بدبختانه كم هم نيستند، بايد دردشان را به كه بگويند.
يكي از آشنايان خانوادگي ما كه در يك مركز فرهنگي شاغل است، نقل ميكند به تازگي ديوان محاسبات به مركز آنها كه مربوط به كودكان و نوجوانان است آمده و حقوق ۴۰۰ هزار توماني كاركنان را زير ذرهبين برده و ايراداتي گرفتهاند كه اين حقوق زياد است و بايد چنين شود و چنان شود. آيا اين عزيزان ديوان محاسبات به سراغ پاداشهاي ۱۰۰ ميليون توماني مديران بالادستي هم رفتهاند؟
نكند حكايت برخورد بانكها با وامهاي يك ميليوني كسب و كار و ازدواج جوانان تكرار شود! به طوري كه زوجهاي جوان براي گرفتن اين وامها در آغاز زندگي بايد از هفت خوان رستم بگذرند و هزار جور ضامن و فيش كسر حقوق و... بياورند اما در دادگاه متهمان اختلاس ميبينيم آقايان فاكتور سيبزميني و پياز هم اگر براي بانك ميبردند با رشوه و ارتباطات با از ما بهتران، فيالفور وامهاي ميلياردي ميگرفتند و صرف انگشتر برليان براي نورچشميهايشان ميكردند. مگر چند سال از جنگ و جانفشاني شهدايمان گذشته است؟ اين است مديريتي كه آنها خونشان را براي حفظ آن دادند؟!