
به گزارش «جوان»، وقتي عقربههاي ساعت روي ۱۹ و ۳۰ دقيقه شامگاه ۲۷ مهرماه سال ۸۷ آرام گرفت، ساكنان ساختماني در شهرك وليعصر هشتگرد كرج با شنيدن صداي فرياد مرد همسايه شتابان به طرف خانهاش رفتند. آنها با ديدن جسد غرق درخون زن همسايه، مأموران پليس را از ماجرا با خبر كردند.
لحظاتي بعد مأموران كلانتري ۱۱۰ ساوجبلاغ در محل حاضر شدند و با تأييد خبر حادثه بازپرس شكرزاده از شعبه سوم بازپرسي دادسراي جنايي تجسسهاي خود را در محل حادثه آغاز كرد. جسد مريم ۲۳ ساله در كنار تختخواب افتاده و صورتش غرق در خون و زير گلويش بريده شده بود. در كنار جسد چاقوي ميوهخوري كه آثار خون مقتول روي آن مشخص بود، افتاده بود.
گلدان سفالي شكستهاي نيز در كنار جسد رها شده بود و تكههاي سفال روي سر و صورت جسد نشان ميداد قاتل با گلدان بر سر زن بيدفاع كوبيده است.
در نخستين گام عليرضا ۲۹ ساله كه در كنار جسد همسرش بيتابي ميكرد، مورد بازجويي قرار گرفت. اوگفت: من كارگر معدن هستم. ساعت ۵/۶ صبح مثل هميشه سر كار رفتم و در معدن كار كردم. عصر امروز وقتي وارد خانهام شدم متوجه شدم او از روي صورت به زمين افتاده است. وقتي او را برگرداندم متوجه شدم به قتل رسيده است. بعد با مادرم تماس گرفتم و از همسايهها درخواست كمك كردم.
بازپرس از عليرضا سؤال كرد روي صورت مقتول تكههاي سفال گلدان وجود دارد در حالي كه اگر جسد از صورت به زمين افتاده بود نبايد اثري از سفال مشاهده ميشد؟ عليرضا نتوانست به اين پرسش بازپرس جواب دهد بنابراين به عنوان اولين مظنون بازداشت شد.
مأموران تحقيقات خود را ادامه دادند تا اينكه متوجه شدند عليرضا از مدتي قبل با همسرش اختلاف پيدا كرده است. يكي از همسايگان به مأموران گفت: عليرضا هر روز همسرش را كتك ميزد و به او فحاشي ميكرد. وقتي همسرش حامله شد آن قدر او را كتك زد كه مجبور شد بچهاش را سقط كند.
عليرضا در توضح اختلاف با همسرش به تيم جنايي گفت: من سه سال قبل با مريم ازدواج كردم. وضعيت مالي خوبي نداشتيم تا اينكه متوجه شدم همسرم باردار است. از او خواستم تا بچه را سقط كند اما گفت كه دوست دارد مادر شود. من هم او را كتك زدم تا اينكه مجبور شد بچه را سقط كند.
مأموران در جريان بررسيهاي خود متوجه شدند متهم براي چند ساعت محل كارش را ترك كرده است. عليرضا ادعا كرد براي انجام كاري به شركت بيمه رفته و سپس به خانهاش بازگشته است اما زماني كه مأموران براي تحقيق به اداره بيمه رفتند، عليرضا نتوانست ادعاي خودش را ثابت كند. مأموران همچنين در جريان تجسسهاي خود شماره تلفن عليرضا را رديابي كردند و متوجه شدند او بعد از حادثه با خانه مادرش هم تماس نگرفته است در حالي كه ادعا ميكرد پيش از اينكه پليس را از ماجرا با خبر كرده، مادرش را در جريان قرار داده است.
بعد از انجام تحقيقات كيفرخواست درباره عليرضا به اتهام قتل همسرش مريم صادر و براي رسيدگي به شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز فرستاده شد. متهم به زودي مقابل هيئت قضات به رياست قاضي هدايت رنجبر از خود دفاع ميكند.