کد خبر: 466230
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
نگاهي به ماهيت و اهميت نمايشگاه كتاب در آستانه دوره بيست و پنجم
احمد‌رضا حجار‌زاده
نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران از آغاز نخستين دوره تا امروز، فراز و نشيب‌هاي بسياري را طي كرده است و گرچه در هيچ دوره‌اي، با ركود بازديد‌كننده مواجه نبوده و هميشه به نسبت اهميت آن، كتابخوان‌هاي فراواني را به سوي خود كشانده اما به لحاظ كيفي و شكل بر‌گزاري، در مواردي با انتقاد‌هاي شديد متوليان فرهنگي و منتقدان ادبي روبه‌رو بوده است. از جمله طي پنج سال اخير، كيفيت بر‌پايي اين مهم‌ترين جشن و گرد‌همايي ادبي ايران، روند رو ‌به سقوطي را پشت سر‌گذارده و با بر‌خورد‌هاي قهر‌آميز و گاهي سياسي، منجر به افت كيفيت آن شده، تا جايي كه ظرف دو دوره گذشته، علاوه بر ناشران و نويسندگان كه به اختيار و صلاحديد خود از شركت در نمايشگاه سر ‌باز مي‌زدند، امروز عموم علاقه‌مندان به كتاب و طرفداران هر ساله اين نمايشگاه نيز به سختي و اجبار خود را راضي به بازديد از اين مكان فرهنگي مي‌كنند چرا كه حضور انبوه ناشران دولتي، وفور كتاب‌هاي ناكار‌آمد و سفارشي و بي‌كيفيت و همچنين انتقال محل بر‌پايي آن از «محل دائمي» نمايشگاه‌هاي بين‌المللي تهران به «مصلاي تهران» طي دهه اخير، مجموعه عوامل باز‌دارنده‌اي را در ذهن مخاطب چنين رويدادي ترتيب داده تا وي در اين سال‌ها، به جاي مراجعه به مكان عمومي‌تري چون نمايشگاه، به فروشگاه‌هاي مشهور كتاب در شهر سر بزنند كه همزمان با اين مراسم، به طور معمول تخفيف‌هاي ويژه‌اي براي خريداران قائل مي‌شوند. حال پرسش اينجاست كه با تمام اين تفاسير، بر‌گزاري مداوم نمايشگاه با اين سر و شكل فعلي به چه انگيزه‌اي انجام مي‌شود و در كل، مخاطبان اصلي آن كيستند؟ چه كساني در واپسين دوره‌هاي نمايشگاه‌ به اين محيط مراجعه مي‌كنند و چرا اين هجوم همگاني به بازار بزرگ و موقت كتاب، كمترين تأثيري در افزايش سرانه مطالعه كشور نداشته و نمي‌گذارد؟! به نظر مي‌رسد در حال حاضر نمايشگاه كتاب تهران، بيش از آن كه يك رسالت و ضرورت فرهنگي باشد، به نوعي رفع تكليف مسئولان و در حقيقت پاك كردن صورت مسئله است! به راستي چند در‌صد از حاضران در نمايشگاه بيست و پنجم، خواهندگان راستين كتاب‌هاي موجودند؟‌! بسياري از افرادي كه دست خالي وارد نمايشگاه مي‌شوند و با دستان پر از آن خارج، هموطنان شهر‌ستاني ما هستند كه سالي يك بار به نمايندگي از كتابخانه‌هاي عمومي و مساجد شهر‌هاي كوچك و بزرگ و دور‌افتاده، راهي پايتخت مي‌شوند تا كتاب‌هاي كسري يا مورد نياز آن مركز فرهنگي را خريداري و تأمين كنند يا در خوشبينانه‌ترين حالت، دانش‌آموزان و دانشجويان جواني هستند كه سفارش‌هاي دبير و استاد و كتاب‌هاي درسي و كمك درسي را ميان كتاب‌هاي موجود در نمايشگاه مي‌جويند و بهتر است بدانيم در باز‌تعريف و قاموس كتاب، آثار آموزشي و درسي به هيچ وجه در دسته‌بندي و آمار مطالعه و نشر كشور شمرده نمي‌شوند. بنابر‌اين فقط شمار اندكي از كتابخوان‌هاي جدي و حرفه‌اي باقي مي‌مانند كه لابه‌لاي سالن‌ها و غرفه‌ها به دنبال كتاب‌هاي دلخواهشان از نويسندگان محبوبشان مي‌گردند و اغلب نيز نمي‌جويند يا آنچه مي‌يابند، آنقدر دستخوش سانسور و تحريف و جرح و تعديل شده كه ترجيح مي‌دهند نسخه اصلي كتاب را چند هزار تومان گران‌تر از پياده‌رو‌هاي خيابان انقلاب بخرند. ضمن اينكه بايد گفت افراد مذكور به خودي خود با مقوله مطالعه آشنايند و نيازي به تبليغ و ترويج كتابخواني براي آنها حس نمي‌شود. عمده اشخاصي كه بايد با ترفند و امكاناتي نظير برپايي نمايشگاه كتاب، جذب اين مكان شوند و كتاب را در سبد خريد‌هاي فرهنگي خود قرار دهند، طبقه عامه مردمند كه در طول سال و روز‌ها و ماه‌هاي غير از نمايشگاه كتاب به ندرت سراغي از اين غذاي روح انسان مي‌گيرند و دستي به مطالعه مي‌برند. نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران مي‌تواند با هزاران شيوه و شگرد تبليغاتي و كار‌شناسي شده توسط اساتيد كتابشناسي و مردم‌شناسي، به يك واقعه عظيم فرهنگي و سالانه تبديل شود كه بهترين و خواندني‌ترين كتاب‌هاي ممكن را روانه‌ خانه‌هاي مردم مي‌كند و آنها را وا مي‌دارد تا با جادوي ادبيات و كتابخواني و تأثير آن بر روان و زندگي شخصي آشنا شوند. حال آنكه در شرايط فعلي، كتاب‌هاي قابل دسترس و تهيه را در نمايشگاه، غير از تك و توك مواردي ميان ناشران معتبر، همگي كتاب‌هاي مرجع به طور معمول ديني و مذهبي يا سري كتاب‌هاي پژوهشي چند‌جلدي و قطوري تشكيل مي‌دهند كه گويا تنها مورد استفاده آنها، چيد‌مان در كتابخانه‌ها براي دكور و تزيين برنامه‌هاي مناسبتي صدا و سيما در پشت سخنرانان و اساتيد و خطبه‌خوانان است و ديگر هيچ، يا كتاب‌هاي بي‌كيفيت و محتوايي از ناشران گمنام و غير‌حرفه‌اي شهرستاني با آثار نويسندگان تازه‌كار. كمتر پيش مي‌آيد به يك غرفه شهرستان در نمايشگاه كتاب بر‌بخوريم كه به عرضه كتاب‌هاي فاخر و ماندگار اقدام كرده باشد و معلوم نيست ناشران شهر‌ستاني غير از معرفي و عرض‌اندام در نمايشگاه، آن هم سالي يك بار، به چه قصد و نيتي در اين فرصت فرهنگي حضور مي‌يابند! تنها بخش ارزشمند نمايشگاه را بايد بخش بين‌الملل آن بر‌شمرد كه سبب رونق بازار ترجمه و آشنايي با تازه‌ترين آثار ادبي روز دنيا و امكان خريداري كتاب‌هاي مأخذ خارجي زبان براي اساتيد و دانشجويان مي‌شود و البته ناگفته نماند كه با وجود اهميت اين بخش، باز هم كمك چنداني به افزايش آمار مطالعه نمي‌كند. با اين همه و با توجه به تمام كم‌ و كاستي‌هاي نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران، بايد اين بهار ادبي كشور را به هر قيمت ممكن حفظ كرد و جشن گرفت، شايد روزي مسئولان و مديران فرهنگي ما، بر آن شوند تا كتاب را در رديف الزامات زندگي ايراني جا دهند و آن روز كه اميد‌واريم دور نباشد، فضاي مصلاي تهران و راهرو‌هاي نمايشگاه ديدني و ستايش بر‌انگيز است. روزي كه مردم عادي با كتاب‌هاي خواندني و مورد علاقه‌شان، نمايشگاه را ترك مي‌كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار