کد خبر: 465083
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
نگاهي به مطالبات تهران و غرب از همديگر
رضا حجت
مسائل مطرح شده طي اين مدت که بي‌شک تا روز سوم خرداد ادامه خواهد يافت، تأثير فراواني بر دور بعدي مذاکرات در بغداد خواهد داشت، بنابراين بهتر است که مقامات رسمي در موضع گيري‌هاي خود محتاط‌تر عمل کنند، اين در حالي است که کشورهاي غربي کمتر اين مسئله را رعايت مي‌کنند. 
پس از اينکه مذاکرات در استانبول به پايان رسيد، هر دو طرف مذاکرات را سازنده، نويد بخش و رو به جلو خواندند. غرب اميدوار است در دور دوم در بغداد گام‌هاي بيشتري براي توافق برداشته شود. حال سؤال اين است که دو طرف چه انتظاري از يکديگر دارند؟ آيا انتظارات عقلاني و قابل پيگيري هستند؟ وقتي هيلاري کلينتون، وزير امور خارجه امريكا مي‌گويد دور بعدي مذاکرات بايد «جدي‌تر» باشد، چه منظوري دارد؟ کلينتون معتقد است که در دور بعد بايد با تاکتيک اقدام در برابر اقدام پيش رفت. اين همان طرحي است که روسيه چندي پيش از آن با عنوان گام به گام پرده برداشت؛ طرحي که کاترين اشتون پس از پايان يافتن مذاکرات استانبول ۲ بر آن تأكيد کرد. رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا پيشتر نيز گفته بود که بايد به قدري مذاکره را ادامه داد تا به نتيجه رسيد؛ رويکردي که فعلاً و به ظاهر مانعي جدي براي آن ديده نمي‌شود. چون قرار است مذاکرات در روز سوم خرداد پي گرفته شود و اصلا بعيد نيست که در آن نشست نيز توافقي براي ادامه مذاکرات در دوره يا دوره‌هاي بعدي صورت بگيرد، البته مي‌توان انتظار داشت که مذاکرات بغداد کاملاً متفاوت و حتي چالشي باشد زيرا در آن دوره خواسته‌ها و انتظارات دو طرف از يکديگر با صراحت بيشتري مطرح مي‌شود؛ مسئله‌اي که در مذاکرات استانبول ۲ ديده نشد، بنابراين «اعتمادسازي» تنها گزينه‌اي است که دو طرف بايد به آن بينديشند و اين همان مسئله‌اي است که غرب از روز جمعه تا کنون رعايت نکرده است.
انتظارات تهران از غرب
شکي نيست که هر دو طرف براي بازي با حاصل جمع مثبت (برد - برد) به ميدان بازي بغداد مي‌روند، بنابر اين براي اينکه روشن شود اعتمادسازي و برد – برد به چه معناست بايد به مجموعه انتظارات دو طرف نگاه کرد. به نظر مي‌آيد انتظار جمهوري اسلامي در گام‌هاي اول، برداشتن يا دست کم کاستن و لاغر کردن تحريم‌ها به خصوص در زمينه‌هاي نفتي و روابط بانکي است. تهران حتي انتظار دارد که اين اتفاق تا قبل از شروع مذاکرات دور دوم رخ بدهد تا با اعتماد و اطمينان بيشتري روانه بغداد شود. انتظار بعدي ايران مي‌تواند در زمينه به رسميت شناخته شدن فعاليت صلح آميز هسته‌اي باشد. اين در حالي است که آژانس بين‌المللي انرژي اتمي با به راه انداختن مطالعات ادعايي (اتهامي) که غيرمستند اما بر اساس حدس و گمان‌ها و همچنين اطلاعات ناموثق است، زمينه را براي فشارهاي پر هزينه عليه ايران فراهم کرده است. ايران همواره اعلام کرده که فعاليت‌هاي هسته‌اي‌اش کاملا براساس تعهدات بين‌المللي و صلح آميز است اما مطالعات ادعايي آژانس و اطلاعات جانبي از منابع غيرمرتبط اين باور را براي غربي‌ها سخت کرده است، البته نبايد فراموش کرد که بسياري از مقامات سياسي و اطلاعاتي کشورهاي غربي به گونه‌هاي مختلف اعتراف کرده‌اند که ايران تصميمي براي ساخت سلاح هسته‌اي نگرفته است، اين اعتراف در گسترده‌ترين سطح در نهادهاي ۱۶ گانه اطلاعاتي امريكا ديده مي‌شود، اما مسئله اين است که چنين ادعايي زمينه را براي فشار بر ايران به عنوان يک حکومت معترض در عرصه بين‌المللي فراهم مي‌کند. يکي از دلايل عمده اين فشارها نه رسيدن به سلاح هسته‌اي که به هراس غرب از دستيابي ايران به تکنولوژي‌هاي نوين بازمي‌گردد، بنابراين ايران بر خلاف تمايل غرب به دنبال به نتيجه رساندن کاري است که طي چند سال گذشته در پيش گرفته است. به اين ترتيب، احتمالاً مي‌توان گفت که کم کردن از فشارهاي بي‌دليل و هزينه بر مي‌تواند يکي از انتظارات ايران باشد. به اين دليل که ايران تنها کشوري نيست که نسبت به گفتمان حاکم بر نظام بين‌الملل اعتراض دارد اما بيش از همه هدف کشورهاي غربي قرار مي‌گيرد. سياست همه چيز در منطقه منهاي ايران، ايجاد ساختي براي حفظ امنيت منطقه‌اي بدون ايران، تحريک کشورهاي مختلف منطقه براي تنش آفريني با جمهوري اسلامي و. . . از جمله اقداماتي است که غرب همواره آن را در برنامه داشته است که البته براي حساس نکردن تهران و همچنين به منظور به نتيجه رساندن مذاکرات بايد کمي در اين زمينه‌ها عقب نشيني کند. مسئله و سؤال ديگري که همواره براي ايران مطرح است اين است که اگر غرب به اين اندازه نسبت به گسترش سلاح هسته‌اي به خصوص در خاورميانه حساس است، چرا به فعاليت‌هاي تسليحاتي اسرائيل نظري نمي‌اندازد که امنيت منطقه را تهديد مي‌کند، اينها انتظارات حداقلي از غرب براي به نتيجه رسيدن مذاکرات است.
انتظارات غرب از ايران
اما غرب از ايران چه مي‌خواهد؟ آنها همواره مي‌گويند ايران بايد «ثابت کند» که به دنبال سلاح هسته‌اي نيست و اين کار را بايد در عمل انجام دهد، بنابراين غربي‌ها خود را آماده مي‌کنند تا چند مسئله را در بغداد و احتمالاً دورهاي بعدي مذاکرات مطرح کنند. کاهش سطح غني‌سازي از ۲۰ درصد به ۵/۳ درصد، توقف و تعليق غني‌سازي (دست‌کم به طور موقت)، انتقال اورانيوم غني‌شده در بيرون از مرزهاي ايران، بستن برخي از تأسيسات اتمي همچون فردو، باز کردن درهاي مراکز هسته‌اي مورد نظرشان بدون محدوديت
و. . . از جمله انتظارات غرب در ادامه مذاکرات است، اما آنگونه که در رسانه‌هاي غربي منتشر شده و بيش از همه در مطبوعات اسرائيل انعکاس يافته، کشورهاي ۱+۵ در مذاکرات بغداد، بيش از همه اينها روي غني‌سازي دست خواهند گذاشت که از تعليق کامل تا کاستن حق غني‌سازي ايران به ۵/۳ درصد متغير است. همانگونه که پيداست ميزان، سطح و گستردگي انتظارات غرب به اندازه‌اي است که نمي‌توان با يک دور نشست به نتيجه ملموسي رساند. از اين رو انتظار مي‌رود که دورهاي بعدي مذاکرات تابستان را نيز فرا بگيرد. اين مسئله‌اي است که اليوت آبرامز، کارشناس ارشد مطالعات خاورميانه‌اي شوراي روابط خارجي امريكا و مشاور رئيس‌جمهور پيشين امريكا نيز به آن اشاره داشته است. اين به شرطي است که توافقاتي در سوم خرداد به دست بيايد و انتظارات غرب براي جمهوري اسلامي ايران قابليت اجرا داشته باشد. اين در حالي است که اين دست از انتظارات غرب مي‌تواند دور بعدي مذاکرات را به چالش بکشاند، بنابراين بايد منتظر بود و در نظر داشت که منظور کلينتون از سياست اقدام در برابر اقدام و جزئيات طرح روسي گام به گام چيست و چه مسيري را براي ادامه مذاکرات باز خواهد کرد؟
بي‌اعتمادي؛ سم مذاکرات
اگر چه اعتمادسازي مي‌تواند مهم‌ترين مسير براي رسيدن به نتيجه و پيش بردن بازي با حاصل جمع مثبت باشد اما شواهدي که طي اين چند روز خود را نمايان کرده نشان مي‌دهد در اين زمينه از سوي غرب گام‌هاي مؤثري برداشته نمي‌شود. جمهوري اسلامي طي چند روزي که از مذاکرات گذشته، بحث لغو تحريم‌ها را مطرح کرده است اما همزمان وزير امور خارجه امريكا و رئيس اتحاديه اروپا آن را رد کرده‌اند، حتي هري ريد، رهبر اکثريت سنا تأكيد کرده که سنا بايد براي تصويب تحريم‌هاي شديدتر عليه ايران خود را آماده کند. اگر چه مراکز رسانه‌اي و غيررسمي همچون روزنامه وال استريت ژورنال از کاهش تحريم‌ها سخن به ميان آورده‌اند اما تأكيد رسمي مقامات غربي براي ادامه و حتي افزايش تحريم‌ها پل‌هاي اعتماد را خراب خواهد کرد. آنها به اين دليل بر تحريم‌ها پافشاري مي‌کنند که باور دارند تحريم‌ها و فشارهاي چند ماه گذشته بر ايران باعث شده تا تهران پاي ميز مذاکره آمده و براي ادامه مذاکرات رأي مثبت دهد، بنابراين آثار شديد تحريم‌ها به آغاز دوباره مذاکرات کمک کرده است. ري تکيه به عنوان ايران شناس و متخصص شوراي روابط خارجي امريكا در مصاحبه اخير خود گفته است که دو عامل سبب شده که ايران با انعطاف بيشتري وارد مذاکرات شود. ابتدا تحريم‌ها و تأثير آنها و دوم تهديدهاي اسرائيل براي حمله. ري تکيه حتي به مسائل داخلي ايران نيز پرداخته است. در هر صورت غربي‌ها بسيار علاقه دارند که در مذاکرات هسته‌اي ديپلماسي عمومي را فراموش نکنند، بنابراين همواره در حال پاس دادن اين مسئله هستند که اگر مذاکرات به نتيجه برسد، شرايط اقتصادي با تغييرات ملموسي مواجه خواهد شد. اين در حالي است که نتيجه دادن مذاکرات بيش از آنکه شرايط اقتصادي داخل ايران را تغيير دهد، به کمک بحران اقتصادي نظام سرمايه داري خواهد آمد، بنابراين غرب بيش از ايران بايد نگران گام‌هاي مثبت و به نتيجه رساندن مذاکرات باشد، به اين دليل که پس از مذاکرات هسته‌اي قيمت نفت کاهش پيدا کرده و براي اقتصاد کشورهاي سرمايه‌داري يک شير اطمينان باز کرده است.
همزباني اسرائيل و اعراب محافظه‌کار
در کنار اين مسائل نبايد بازي‌هاي ظاهري و لفظي اسرائيل به عنوان بازيگر بيرون از ميدان را از ياد برد. نمي‌توان به راحتي گفته‌هاي ري‌تکيه که معتقد است تهديدات ضد ايراني تل آويو در مذاکرات اخير تأثير داشته را به باور تبديل کرد، به اين دليل که اين تهديدات همواره وجود داشته‌اند و جمهوري اسلامي ايران نيز هميشه براي ايجاد بازدارندگي در مقابل آنها برنامه داشته و حتي در سال‌هاي پيشين از طريق حزب الله لبنان و حماس فلسطين بسياري از باورهاي غربي و معادلات منطقه‌اي را در خصوص تهديدات اسرائيل تغيير داده است. ايهود باراک که پس از مذاکرات روز جمعه تأكيد کرده بود اسرائيل به امريكا قولي نداده که با شروع مذاکرات به ايران حمله نخواهد کرد، قرار است روز پنج شنبه با لئون پانتا، وزير دفاع امريكا در واشنگتن ديدار کند تا بگويد چقدر حرفش جدي است، بنابراين نبايد تل آويو را به شوخي گرفت. در اين ميان تحولات منطقه خاورميانه و مواضع اعراب محافظه کار را نيز بايد زير ذره‌بين برد. بي‌شک اين دست از کشورهاي منطقه همگام و همنفس با اسرائيل از به نتيجه رسيدن مذاکرات هسته‌اي بين ايران و ۱+۵ راضي نيستند، بنابراين مي‌توان انتظار داشت که اين کشورها در روزهاي منتهي به سوم خرداد تنش‌هاي منطقه‌اي با هدف تحت تأثير قرار دادن ايران را در برنامه داشته باشند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار