اگر تا قبل از آن در بسیاری از همایشها و سمینارها به عنوان سخنران خاص این مراسمها حضور پیدا می کرد و در باب مسائل مختلف از سیاسی گرفته تا اعتقادی و اجتماعی اظهار فضل مینمود، اما از آن به بعد کسی دیگر رئیس دفتر رئیسجمهور را ندید، حتی در تصاویری که از جلسات هیئت دولت در تلویزیون و رسانهها منتشر میشد، جای وي در کنار رئيسجمهور خالی بود.
بعد از چندی احمدینژاد، حمید بقایی را به عنوان سرپرست نهاد ریاستجمهوری منصوب کرد، یعنی یکی از مسئولیتهای مرد همه كاره دولت به دستیارش سپرده شد؛ فردی که گفته میشود بسیاری از کارهایش را با وی هماهنگ میکند. حتی پس از چندی ریاست کمیسیون فرهنگی دولت که در ابتدای دولت دهم از وزیر ارشاد گرفته شده و به مشایی سپرده شده بود تا وی بهتر بتواند با این ابزار، نگاه فرهنگی خود را عینیت ببخشد و بذل و بخششهای خود به چهرههای خاص هنری و سینمایی را با فراغ بال انجام دهد، بار دیگر به وزیر ارشاد برگردانده شد.
برخی اینگونه تحلیل میکردند که بعد از ماجرای جنجالي مشهور به جنگیرها که انگشت اتهام آن به سوی همين فرد نشانه رفته بود، احمدینژاد ترجیح داده که از مسئولیتهای وي بکاهد تا هجمهها علیه دولت کاهش یابد. عدهای این رخدادها را نشان از کاهش اعتماد ریاستجمهور به رئيس دفترش تعبیر کرده و اظهار امیدواری میکردند با این وضع دوران باقیمانده از دولت دهم بدون حاشیه به پایان خواهد رسید.
اما عدهای دیگر آن را یک تاکتیک میدانستند. آنها برای ادعای خود چند دلیل داشتند؛ اول اینکه بر خلاف آفتابینشدن رئيس دفتر رئيسجمهور مقابل دوربینهای خبرنگاران خبر میرسید که وی با پشتکار سر کارش حاضر شده و در انجام کارها همان جدیت گذشته را داراست. دومین دلیل آنها موضوع انتخابات مجلس نهم بود که شایعه شده بود آنان چشم به ۱۵۰ صندلی قرمز ساختمان بهارستان دوختهاند.
این امر نیازمند آن بود که آقاي رئيس دفتر دور از چشم همه و تا حدودی از پشت پرده کارها و افراد مورد نظر خود را هماهنگ کند. وی تمام سعی خود را نمود تا با دستودلبازی فراوان جمع مورد نظر خود را وارد مجلس نهم کند اما برخی از چهرههای مورد نظر وی رد صلاحیت شده و باقیماندگان نیز که تحت عنوان جبهه توحید و عدالت وارد کارزار انتخاباتی شدند، با کمترین اقبال ممکن از سوی مردم مواجه شدند. ظاهراً نتیجه آن همه پولها و سرمایهگذاریها آن شد که تنها دو کرسی پارلمان به دوستان اين حلقه تعلق گیرد.
سومین موضوع انتخابات سرنوشتساز ریاست جمهوری یازدهم است. مرد حاشيهساز دولت خود را محق کسب کرسی ریاستجمهوری می داند.
وی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری دو مؤلفه را به عنوان پیشنیاز لازم داشت: اول همراهی مجلس با وی و دوم عبور از سد شورای نگهبان. برای مورد اول همانگونه که اشاره شد برنامهریزی کرده بود که بیش از نیمی از کرسیهای پارلمان را در اختيار بگيرد و برای مورد دوم نیازمند آن بود که مدتی چراغ خاموش حرکت کند تا حساسیتها روی وی کاهش یابد. با مشاهده دلایل گروه دوم و تطابق آن با رخدادهای چند ماه گذشته نگاه اين گروه را به واقعیت نزدیکتر میبینیم.
در این مجال به بررسی و واکاوی بیشتر نگاه دوم میپردازیم. هر چند تیم موردنظر مشایی یعنی جبهه توحید و عدالت در انتخابات مجلس شکست سختی خوردند و برخلاف نظر صادق زیباکلام که بیش از نیمی از کرسیهای مجلس را از آن تیم مشایی میدانست، ظاهراً فقط دو نفر را راهی پارلمان کرده اما وی بیکار ننشسته و با نمایندگان فعلی مجلس نیز امیدوار است که منویات خود را به پیش ببرد، چرا که معتقد است این افراد برای پاسخگویی به مردم حوزه انتخابیه خود نیازمند پول و امکانات هستند، بنابراین ناگزیر از هماهنگی با وی هستند.
طی چند روز گذشته اتفاقات دیگری افتاد که نشاندهنده آن است که فاز جدید حرکتی جریان انحرافی دولت یعنی پایان پردهنشینی آغاز شده است. چند روز پیش رسانه دولت که در خدمت جریان انحرافی است از سفر رئیس دفتر رئیس جمهور به مناطق عملیاتی جنوب خبر داده است.
اين روزنامه مصاحبهای کوتاه را نیز با ايشان داشته که برای کارشناسان فن جالب و قابل تأمل فراوان است. وی در این مصاحبه ادبیات گفتاری خود را تغییر داده به گونهای که اگر گوینده سخنان را از متن مصاحبه حذف کنیم، کمتر کارشناسی نسبت این سخنان به مشایی را حدس خواهد زد. در این مصاحبه نه از فرهنگ ایرانی خبری هست و نه از پایان اسلامگرایی، انسانگرایی و کلمات شاذ دیگری که در گفتار رئيس دفتر رئيسجمهور به یک ادبیات متداول تبدیل شده بود.
به این چند جمله اين مصاحبه توجه کنید:
۱- نظام جمهوري اسلامي با ساير نظامهاي دنيا متفاوت بوده زيرا اساس آن بر مبناي واقعي شعار نه شرقي نه غربي و وابسته نبودن به هيچ قدرت خارجي است.
۲- جمهوري اسلامي ايران با كولهباري از آموزههاي مقاومت و ايثار راه آينده را بدون تكيه بر قدرتهاي خارجي طي ميكند و در اين مسير ديپلماسي گسترده و فعال و ارتباط با دنيا، تكليف شرعي، ديني و ملي ماست.
۳- تحولات مهمي در منطقه جاري است و ما بايد هوشيارانه اين تحولات را تعقيب كرده و در رابطه با آنها تصميمات آگاهانه و همراه با تدبير، خرد، ايمان و شجاعت بگيريم.
۴- بايد با تمام توان براي برقراري ارزشهاي الهي بسيج شويم و تمام شكافها را در كشور پركنيم زيرا شكاف امكان شكنندگي و پذيرش قدرت و زور و فشار از بيرون را به وجود ميآورد. تنها راه براي طي اين مسير نوراني اتكاي به حق، باور به وعدههاي الهي و شجاعت و ايثار و فداكاري و ثبات و پايداري در اين راه است.
۵- صفآرايي دشمن در برابر اراده ملت، دولت و رهبر ايران ممكن است در سالجاري دشواريهايي را براي ما رقم بزند و اين ناشي از تفاوت ماهيتي نظام ما با ساير نظامهاي حاكم بر دنياست.
به راستی چه کسی باور می کند این کلمات از آن همان كسي است که همیشه سخنانش برای خود و دولت دردسرساز بوده است.
از طرف دیگر در روزهای اخیر اين تيم برای فاز جدید حرکتی خود، دست به انتصابات و جابهجاییهای جدیدی نیز زدهاند. طی چند روز گذشته معاون ارتباطات دفتر ریاستجمهوری به سازمان میراث فرهنگی انتقال یافت و چهره جنجالی سیدیهای «ظهور نزدیک است» به عنوان مشاور فرهنگی نهاد رياستجمهوري انتخاب گردید.
از قرائن برمیآید که جریان انحرافی برای تحقق فاز سوم حرکتی خود که همان بازگشت دوباره به صحنه اجتماع و فضای رسانهای است به حمایت ریاست جمهور نیز نیازمند است؛ موضوعی که روز پنجشنبه هفته گذشته و در مراسم تجلیل از خادمان ستاد تسهیلات سفرهای کشورشاهد عینیتیافتن بخشی از آن بودیم. در این برنامه احمدی نژاد بعد از قریب به ۱۰ ماه، بار دیگر رسماً به تمجید و حمایت از مشایی و دستیارش بقایی پرداخت و گفت: «در این پنج تا شش سال اخیر به همت برادر عزیزمان آقای مشایی و مهندس بقایی تعداد سفرها زیاد شده و مردم نواحی مختلف به گونهای با یکدیگر برخورد میکنند که گویی دوستان چندین ساله هستند.»
این مؤلفهها همه نشاندهنده آن است که بايد به زودی شاهد بازگشت جناب رئیس دفتر ریاستجمهور به صحنه سیاسی کشور باشیم، هر چند از شواهد برمیآید که حداقل در چند ماه آینده وی کاری نخواهد کرد که بار دیگر دولت را به انزوا بکشاند، بلکه محتاطانه حرکت خود را به پیش خواهد برد تا شرایط را برای فاز بعدی حرکت خود که مهیا شدن براي انتخابات بعدي است، آماده سازد.