اميرالمؤمنين علي (ع) در نامه ۵۳ خطاب به مالك اشتر در پرهيز از شتابزدگي در كارها و تصميمات، ميفرمايند: «مبادا هرگز در كارها كه وقت آن نرسيده، شتاب كني يا كاري كه وقت آن رسيده، سستي ورزي و يا در چيزي كه حقيقت آن روشن نيست ستيزجويي نمايي يا در كارهاي واضح و آشكار كوتاهي كني! تلاش كن تا هر كاري را در جاي خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهي.» همچنين است خداوند متعادل در سوره آل عمران، آيه ۱۸۶ ميفرمايند: «اگر صبر پيشه كرده و پرهيزگار شويد (البته پيروز خواهيد شد) كه آنها اسباب تصميمگيري در كارهاست.» آنچه در طول يك سال اخير به ويژه از اواخر سال ۹۰ تاكنون بين دولت و مجلس رخ داده، حمايت از نوعي شتابزدگي در كارها، ناشكيبايي، عصبيت و اشتباه در تصميمگيريها در مجموعه دولت و مجلس بوده است كه از برآيند اقدامات اين دو نهاد، آسيبهاي زيادي متوجه تصميمات كلان كشور شده است كه اگر به آموزههاي ديني توجه ميشد، چه بسا شاهد چنين اقداماتي نبوديم. شايد اگر دولت در نوع رفتار خود به گونهاي عمل ميكرد كه ملاحظات اساسي جامعه و مجلس لحاظ ميشد و يا مجلس با نگاه كمك به دولت و در نقش رافع مشكلات موجود از سر راه دولت وارد عمل ميشد و دولت را با اين نگاه كه دچار نوعي بيماري شده و بايد به او كمك شود تا از آن نجات يابد، وارد عمل ميشد، هيچگاه شاهد برخي درگيريها و گاردگرفتنهاي بيمورد در اين دو مجموعه نبوديم. اندرزي از سقراط حكيم ميتواند چگونگي رفتار مجلس را با دولت تنظيم كند، به شرط آنكه نگاه مجلس از وضعيت فعلي نسبت به دولت اصلاح شده و هدف مجلس كمك به دولت باشد نه مچگيري و انتقال چالش روابط اين دو به جامعه كه نتيجه آن موجب دلسردي مردم خواهد شد.
روزي سقراط، حكيم معروف يوناني، مردي را ديد كه خيلي ناراحت و متأثر است. علت را جويا شد، مرد پاسخ داد: در راه كه ميآمدم يكي از آشنايان را ديدم. سلام كردم جوابم را نداد و با بياعتنايي و خودخواهي از من گذشت و رفت و من از اين رفتار او خيلي رنجيدم.
سقراط گفت: چرا رنجيدي؟ مرد با تعجب گفت: خب معلوم است، چنين رفتاري ناراحت كننده است.
سقراط پرسيد: اگر در راه كسي را ميديدي كه به زمين افتاده و از درد و بيماري به خود ميپيچيد، آيا باز از دست او عصباني و رنجيده ميشديد؟
مرد گفت: به يقين هرگز دلخور نميشدم. آدم كه از بيمار بودن كسي دلخور نميشود، سقراط پرسيد: به جاي دلخوري چه احساسي مييافتي و چه ميكردي؟
مرد جواب داد: احساس دلسوزي و شفقت كرده و سعي ميكردم طبيب يا دارويي را به او برسانم. سقراط گفت: همه اين كارها را به خاطر آن ميكردي كه او را نيازمند كمك ميدانستي. آيا كسي كه رفتارش نادرست است، نيازمند كمك نيست؟ بايد به جاي دلخوري و رنجش، نسبت به كسي كه رفتار بدي ميكند و غافل است، دل سوزاند و او را كمك كرد. پس آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان كه هر وقت از كسي رفتار بدي و نادرستي ديدي او در آن لحظه بيمار است و نيازمند كمك. اين درست است كه دولت در چند موضوع مهم در چند ماه اخير رفتار و اقدامات نادرستي را از خود به نمايش گذاشته و بعضاً موجبات دلخوري و عصبانيت مجلس و حتي دلسوزان نظام را فراهم كرده است ولي نبايد فراموش كرد كه در اين موضوعات نيز مجلس به جاي آنكه مسائل را با خويشتنداري، آرامش و عقلانيت دنبال كند، از دريچه عصبانيت وارد شده و نتيجه آن به سامان نيافتن امور و خوشحالي دشمنان اين انقلاب و نظام شده است. دولت قطعاً در مبحث ارائه بودجه سال ۹۱ كه با تأخير زياد و خارج از برنامه پنج ساله بود، رفتار ناصوابي را از خود به نمايش گذاشت، مستوجب سرزنش است، دولت يقيناً در اعلام اجراي مرحله دوم هدفمندي يارانهها واريز ۲۸ هزار تومان آن هم به صورت صوري به حساب مردم با وجود مخالفت مجلس و حتي مسئولان تراز اول كشور در شرايط فعلي، برخورد غلطي داشته است. دولت حتماً در معرفي رئيس سازمان تأمين اجتماعي با توجه به حساسيت جامعه، به درست يا غلط، نسبت به شخص معرفي شده، عملكرد نامناسبي از خود بروز داده است آنچنان كه موجب واكنش شتابزده مجلس براي استيضاح وزير كار و رفاه گرديد و اگر تدبير و هوشياري برخي نمايندگان نبود چه بسا جبران اين اشتباه خسارت بزرگتري را بر كشور تحميل ميكرد. همه اين رفتارهاي نادرست با اشتباهات فاحش مجلس و تصميمات ناصواب و هيجاني مجلس به جاي حل موضوعات، به گرههاي كور تبديل شده تا جايي كه مجلس تصميم ميگيرد براي استيضاح رئيس جمهور قانوني را وضع كند كه در تضاد با قانون اساسي و شرايط سؤال و استيضاح رئيس جمهور باشد. هرچند باز پس از تصويب دوفوريت آن مجلس به صرافت افتاد و درصدد جبران اشتباه خويش برآمد. مجلس بايد ميدانست دولت به دنبال بازي با نهاد قانونگذاري كشور است، بنابراين به گونهاي بايد رفتار كند كه دچار كمترين اشتباه قانونگذاري و عملكردي در قبال رفتار دولتيها بشود.
اگر مجلسيها توصيه روانشناسان را در كنترل عصبانيت در شرايط تصميمگيري رعايت كنند، قطعاً دولتيها از اين پس كمتر در صدد طراحي برنامههاي تنشزا برخواهند آمد. روانشناسان معتقدند وقتي نميتوانيم عصبانيت خود را كنترل كنيم از چند جهت دچار آسيب ميگرديم:
۱- عصبانيت موجب كاهش مهارتهاي اجتماعي، سازش و مصالحه شده و ديگر روابط را نيز در معرض خطر قرار ميدهد. ۲- عصبانيت به معناي از دست دادن كارها و زمان فعاليت است، زيرا روابط را نابود ميكند. ۳- عصبانيت به معناي شكست در كاري است كه در صورت عدم عصبانيت و داشتن سعه صدر و خلقي نرمتر ميتواند موفقيتآميز باشد. ۴- عصبانيت منجر به افزايش فشار و استرس و در نتيجه تصميمات و اقدامات اشتباه خواهد شد. ۵- در هنگام عصباني بودن ما دچار اشتباهات بسيار ميشويم زيرا پردازش اطلاعات در آن هنگام براي ما مشكل خواهد بود.
لذا روانشناسان معتقدند براي كنترل عصبانيت چند سؤال را بايد از خود بپرسيم:
۱- آيا اين موضوع پس از مدتي باز براي من مهم خواهد بود؟
۲- بدترين نتيجه مورد عصبانيت من چيست؟
۳- آيا طرف مقابل اين كار را به طور عمدي نسبت به من انجام داده است؟
به نظر ميرسد مجلس در چند موضوع اخير در نوع برخورد با رفتار يا بازي دولت، ارزيابي درستي نداشته است و نه به آسيبهاي تصميمات حاصل از عصبانيت خود توجه داشته است و نه به نتايج اقدامات خود در مجلس و جامعه توجه داشته است كه اميد است از اين پس شاهد اين اشتباهات نباشيم چرا كه در سالي كه به نام توليد ملي نامگذاري شده است و با توجه به فشارهاي بينالمللي كه نسبت به ايران اسلامي در امسال عارض خواهد شد، نه دولت فرصت جبران آزمون و خطاي خود را خواهد داشت و نه مجلس ميتواند پيامدهاي اشتباهات تصميمگيريهاي خود را جبران نمايد.