
انگار دستاندركاران اين سريال تصميم گرفتهاند با به تمسخر گرفتن و شكستن تابوهاي اخلاقي بيشترين مخاطب را به خود جلب كنند.
«مسير انحرافي» داستان سقوط مسافران يك هواپيما در جزيرهاي متروك را روايت ميكند و با بهرهگيري از داستان سريال پرطرفدار «لاست» در كنار چاشني شوخيها و كنايهها، قصد ميخكوبكردن تماشاگران پاي گيرندههاي خود را دارد. ماجراي استفاده از شوخيها و كنايههاي غيراخلاقي، چند سالي كه به صورت گسترده در فيلمهاي طنز سينمايي ديده ميشود. همه ما فيلمهاي طنزي مانند آقاي هفت رنگ، مردان مريخي زنان ونوسي، نيش و زنبور، بعدازظهر سگي سگي و ورود آقايان ممنوع را به ياد ميآوريم كه در طول فيلم عبارت و كنايه باقي نماند كه به آن اشاره نشود!
اما پس از اكران اين فيلمها نه كسي درباره اين كنايهها و لطيفههاي غيراخلاقي حرفي به ميان آورد و نه عوامل تهيه اين فيلمها از ادامه چنين روندي باز داشته شدند. سالها از پي هم گذشت و شوخيهاي غيراخلاقي به عضو جدانشدني فيلمهاي طنز تبديل شدند و انگار اگر در فيلمي از اين شوخيها مطرح نميشد، ديگر در ژانر طنز جايي نداشت! اين موج اما به فيلمهاي سينمايي محدود نشد و با شكست سدها اين بار در مديوم تلويزيون به كار خود ادامه داد. پاييز سال گذشته بود كه سريال ساختمان پزشكان با كنايهها و شوخيهاي نامناسبش به روي آنتن شبكه سوم سيما رفت و طرفداران بسياري هم پيدا كرد. همان روزها هم عدهاي به نكات غيراخلاقي سريال اشاره كردند اما اين مجموعه بدون وقفه و تغيير رويه به كار خود ادامه داد تا اينكه در نهايت پس از گذشت ۵۷ قسمت به پايان رسيد.
وقتي لطيفههاي غيراخلاقي چاشني سريال ميشود
چند ماهي از پخش سريال پرحاشيه ساختمان پزشكان نگذشته بود كه بهرنگ توفيقي پروژهاي را كليد زد كه در رسانهها «لاست ايراني» ناميده شد. اين سريال با نام مسير انحرافي قرار بود در ايام نوروز به روي آنتن برود اما به دلايل نامعلومي پس از تعطيلات عيد از شبكه سوم سيما پخش شد. تيزرهاي رنگارنگ و داستان لاستگونه اين سريال از همان روز اول باعث شد مخاطبان بسياري در ساعت پخش آن جلوي تلويزيون بنشينند. يكي دو قسمت از آغاز سريال نگذشته بود كه كنايههايي توجه مردم را به خود جلب كرد كه در كنار لبخند آني، مفاهيم نامناسبي را به ذهن متبادر ميكند. از كنايههاي سياسي و جناحي كه بگذريم، هر چه از زمان پخش اولين قسمت ميگذرد بر جسارت سريال در بيان نكات غيراخلاقي افزوده ميشود و از انواع و اقسام لطيفههاي شنيع گرفته تا كنايههاي غيراخلاقي در گوشه و كنار فيلم به چشم ميخورد و كار دارد به جايي ميرسد كه تماشاي فيلم را بايد با محدوديت سني پخش كرد!
نگاه ابزاري به زن
در كنار انواع و اقسام شوخيهاي نامناسبي كه مانند نقل و نبات در طول سريال ميان بازيگران رد و بدل ميشود، رويكرد ابزاري به زن پاشنه آشيل سريال است. نگاههاي نامناسبي كه مسافران هواپيما به دختر مهماندار دارند در كنار شوخيهاي نامناسب با او از مصاديق اين موضوع است.
جذب مخاطب به چه قيمتي!
شايد مسئولان سيما دليل پخش چنين سريالهايي را جذب مخاطبان بيشتر سيما در مقابل رقيبهاي ماهوارهاي قدرقدرتي بدانند كه با رشدي قارچگونه قصد تصاحب مخاطبان ايراني را دارند. اينكه شبكههاي ماهوارهاي فارسي زبان با استفاده از ابزارهاي مختلف تمام سعي خود را ميكنند كه توجه جوانان كشور را به برنامههاي نامناسب خود جلب كنند و در اين ميان صدا و سيما بايد تلاش خود را براي بازگشت مخاطبان خود داشته باشد، درست، اما آيا اين كار با تهيه سريالهايي كه فاقد موارد غيراخلاقي و شوخيهاي نامناسب باشد، ممكن نيست؟ يعني تهيه سريالهايي پركشش با بهرهگيري از بازيگران محبوب، نميتواند مخاطبان را از شبكههاي ماهوارهاي دور به صدا و سيماي كشور خودمان نزديك كند؟ و در اين ميان چرا مسئولان رسانهاي در هنگام صدور مجوز به چنين فيلمهايي به نكات غيراخلاقي آنها توجه نميكنند.