در عرف و روابط بينالملل اين اصل پذيرفته شده است كه قدرتهاي بزرگ براي پيشبرد اهداف خود در عرصه جهاني و خصوصاً هنگام طرح مطالبات خويش با كشورهاي غير ابر قدرت، معمولاً پاي ميز مذاكره نمينشينند. هيمنه آنها كافي است تا با انگشت اشارهشان كشور مورد نظر، خود را تنظيم نمايد. اصولاً ديپلماسي كشورهاي بزرگ امري بيمعناست و با سايه اقتدار چند جانبه خويش به حل مسئله ميپردازند.
نامههاي مكرر اوباما، ايجاد سفارت مجازي و پيام اخير اوباما از طريق اردوغان از چه انگيزه و عاملي نشأت ميگيرد؟ واقعيت اين است كه ايران اسلامي مانند بسياري از كشورها،براي هيمنه نظامي- سياسي امريكا تره هم خرد نميكند و آنها نيز راهي براي تخليه عصبيت خود ندارند. تدابير نظام جمهوري اسلامي در منطقه آنان را زمينگير كرده است كه نه تنها خود قادر به اقدام نظامي نيستند كه خاضعانه از صهيونيستها نيز ميخواهند ناپرهيزي نكنند و براي پدر خود مشكلساز نشوند. اصرار چند باره اوباما بر مذاكره و پاسخهاي قاطع ايران اين سؤال را طرح كرده است كه ايران از امريكا چه بخواهد؟ به فرموده امام راحل آنها جز به نابودي، نميانديشند، زيرا مباني و ذات و معرفت شناسي ايران و امريكا مربوط به دو دستگاه متفاوت است. اما اصرار آنان ميتواند دلايل ذيل را در خود داشته باشد. ۱- استنباط امريكاييها اين است كه در درون حاكميت ايران بوي كباب بلند شده است. مواضع هاشمي و برخي مسئولان اجرايي دريچهاي از اميد را براي آنان گشوده است. امريكاييها بر اين باورند كه دميدن در بوق مذاكره، موجب شكاف بيشتر در درون حاكميت خواهد شد و اگر هيچ دستاوردي نداشته باشد ميتواند انرژي مسئولان كشور را در مسير بيهوده تلف نمايد.
۲- امريكا بر اين باور است كه با شكستن تابوي مذاكره با ايران، مرجعيت منطقهاي و كانون اميد ملتهاي تحت ستم كه ايران اسلامي است را در هم خواهد شكست و ابهت و استقامت مثالزدني نظام جمهوري اسلامي را در چشم مشتاقان آن حقير خواهد نمود.
۳- آنان بر اين باورند كه هرگونه چراغ سبز از جانب ايران، موجب كاهش بهاي انرژي خواهد شد و به صورت اتوماتيك بخشي از منافع خويش را به دست آوردهاند.
۴- آنان بر اين باورند كه اسلام سياسي حاكم در ايران را به عنوان «اسلام سازش و تسليم و معامله» معرفي كنند تا در فرداي انقلابهاي عربي- اسلامي، الگوي كبريت بيخطري چون تركيه را به عنوان مدل جايگزين به خورد تودههاي رها شده از يوغ استبداد دهند. به همين دليل است كه تركيه اكنون به عنوان سرباز سرستون امريكا در منطقه به دنبال فروپاشي جبهه مقاومت در برابر صهيونيستهاست.
۵- آنان بر اين باورند كه در فرداي مذاكره به حداقل چيزي كه دست مييابند گرفتن سر پل فيزيكي در ايران است(كنسولگري يا سفارت) و اين چنين ميتوانند نفوذ و يارگيري راهبردي خود براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران را دنبال نمايند.
۶- اوباما بر اين باور است كه اصرار بر دشمني با ايران نوعي زدگي در افكار عمومي امريكا ايجاد كرده است و گشودن رمز جعبه سياه ايران ميتواند به عنوان يك نوآوري و ترميم يك زخم كهنه و طولاني مرهمي بر انتخابات آتي رياستجمهوري اين كشور باشد.
۷- از محتوي پيام اوباما(از طريق اردوغان) بر ميآيد كه لفظ «شيطان بزرگ» كه صرفاً در رسانهها و محاورات استفاده ميشود در معنا بخشي به رفتار امريكا در جغرافياي مسلمانان موفق بوده است لذا خواسته است تا اين ادبيات از رسانههاي ايران دور شود.
۸- اوباما در پيام خود آورده است كه نه ايشان و نه امريكا قصد تهديد ملت ايران را ندارند.
اين سخن منفعلانه و منافقانه در حالي طرح ميشود كه هر اقدامي كه امريكا عليه نظام جمهوري اسلامي ايران نكرده است، قدرت آن را نداشته است و هر كاري تاكنون قابل تحقق بوده است را به كار گرفته است. اين اقتدار ملت ايران است كه مار زخمي، در جلد حيوان اهلي خودنمايي مينمايد.
تجربه ۳۲ سال انقلاب اسلامي نشان ميدهد كه هويت،عزت، اقتدار و رشد در دوري از امريكا محقق ميشود. براي بررسي اين ادعا وضعيت ايران با دوستان امريكا اگر مقايسه شود نتيجه حاصل خواهد شد. امريكا براي راضيكردن ايران به مذاكره بايد معجزه نمايد و ۱۰ گام اساسي بردارد. آنگاه شايد دولت امريكا در حد يك دولت دست دوم براي مذاكره از سوي نمايندگان ملت ايران قابل بررسي باشد.